مقایسه خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی شهر یاسوج

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناسی ارشد مدیریت، معاونت طرح و برنامه فرماندهی استان کهگیلویه و بویراحمد(نویسنده مسئول) s.salem.nazari97@gmail.com

چکیده

 هدف اساسی از این تحقیق مقایسه خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی در شهر یاسوج می‌باشد. تحقیق حاضر علی مقایسه‌ای (پس رویدادی) می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر یاسوج و زنان عادی (شاغل در ادارات، زنان مراجعه‌کننده به ادارات و شرکت‌ها، زنان خانه‌دار در دسترس، زنان دارای شغل آزاد) بوده است. نمونه این تحقیق 100 نفر از زنان عادی و از طریق نمونه گیری در دسترس و 100 نفر از زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده که به صورت نمونه گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب گردیده‌اند. ابزار تحقیق پرسشنامه‌های خشونت خانگی بلالی (1386) می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی مستقل استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین خشونت جسمی، خشونت روانی، خشونت جنسی و خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


مقایسه خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی شهر یاسوج

صفورا آریامنش[1]، ابوالقاسم احمدی زاده[2]، سید سجاد روز خوش[3]،  لیلا علمداری[4]، سید سالم نظری[5]

فصلنامه علمی - تخصصی دانش انتظامی کهگیلویه و بویر احمد

سال دهم، شماره چهارم (پیاپی 29)،زمستان 1396

تاریخ دریافت: 17/09/1396

تاریخ پذیرش: 10/11/1396

از صفحه 23 تا 42

چکیده

 هدف اساسی از این تحقیق مقایسه خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی در شهر یاسوج می‌باشد. تحقیق حاضر علی مقایسه‌ای (پس رویدادی) می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر یاسوج و زنان عادی (شاغل در ادارات، زنان مراجعه‌کننده به ادارات و شرکت‌ها، زنان خانه‌دار در دسترس، زنان دارای شغل آزاد) بوده است. نمونه این تحقیق 100 نفر از زنان عادی و از طریق نمونه گیری در دسترس و 100 نفر از زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده که به صورت نمونه گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب گردیده‌اند. ابزار تحقیق پرسشنامه‌های خشونت خانگی بلالی (1386) می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی مستقل استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین خشونت جسمی، خشونت روانی، خشونت جنسی و خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد.

کلیدواژه‌ها

خشونت جسمی، خشونت روانی، خشونت جنسی و خشونت اقتصادی

 

 1- مقدمه

خشونت معضلی جهانی است که پیکر جامعه را فروریخته و زندگی، سلامتی و شادابی فرد را تهدید می‌کند خشونت علیه زنان تأثیر منفی بر سایر اولویت‌های بهداشتی مهم نظیر سلامت و ایمنی مادران، تنظیم خانواده، پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی، ایدز و بهداشت روانی دارد. خشونت خانگی رایج‌ترین خشونت علیه زنان است که در هرزمانی از زندگی زنان روی‌داده و سلامت و سعادت آنان و حتی در مواردی که زنان باردار بوده‌اند سلامت جنین داخل بدنشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد(اصلانی، 1389: 6).

خشونت‌های خانگی صدمه‌های جدی بر پیکر اجتماع وارد می‌نمایند. اگر بخواهیم بر ‌صدمه‌ی اقتصادی خشونت‌های خانوادگی نظر اجمالی افکنیم، کافی است ببینیم که مداوای دراز مدت بهداشتی، حل‌وفصل قضایای حقوقی، پرداختن به محیطی که خشونت در آن تمرین و اجرا شده است و دهها خسارت دیگر، هرکدام، چه صدمه‌های شدیدی را بر اقتصاد یک اجتماع وارد می‌نماید(کلانتری خاندانی، 1395: 3).

خشونت خانگی به عنوان رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی درون خانواده تعریف می‌شود که شامل خشونت نسبت به همسر، کودکان، والدین و به طور عمومی کلیه افرادی که در فضای کالبدی خانواده با یکدیگر زندگی می‌کنند، می‌شود. عناوین اختصاصی‌تر که به این وضعیت دلالت دارند عبارت است از همسر آزاری، کودک‌آزاری و سالمند آزاری. چنین خشونتی اغلب به عنوان تهاجم جنسی و جسمی درون خانواده تعریف می‌شود که آزار جنسی زنان و کودکان و آزار جسمی والدین سالمند از مصادیق جدی آن به شمار می‌رود. خشونت خانگی که ممکن است در انواع بدنی، جنسی، روانی و عاطفی و اقتصادی روی دهد نه تنها به عنوان تهدید بلکه در جایگاه کنشی مخرب نیز تعریف‌شده است. نیز "خشونت خانگی در زمرة اقسام بین فردی خشونت تعریف‌شده که می‌تواند میان افراد خانواده و شرکای زندگی و اغلب و نه همواره در درون منازل اتفاق افتد. این خشونت در حوزه کودکان می‌تواند شامل آسیب‌های جسمی، جنسی و روانی بوده و غفلت یا محرومیت را نیز در بر گیرد". زنان تحت خشونت، گستره‌ای از پاسخ‌ها شامل شوک، انکار، گیجی، انزوا، بی‌حسی روانی و ترس را تجربه می‌کنند. آنان دائماً در حالت هراس  و وحشت قرار دارند و اختلالات خواب و خوردن، مشکلات گوارشی و شکایات ادراری – تناسلی، در بین آن‌ها شایع می‌باشد. افراد دارای خشونت خانگی علائمی نظیر احساس گناه، سرزنش خود، اعتمادبه‌نفس پایین، اشکال در تصمیم‌گیری، انزوای اجتماعی وبی میلی اکراه برای درخواست کمک را تجربه می‌کنند (کلتنر[6] و همکاران،62:2007). نقصان خودکارآمدی یا کاهش اعتمادبه‌نفس یک مانع عمده برای انجام هر گونه اقدام علیه خشونت است. توانمند سازی زنان در برخورد با این پدیده، می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا تطابق پیدا کنند (لیبیکو[7] و همکاران، 5:2008).

تحقیق در مورد زنان سو رفتارشده، همچنین تأثیر تهاجم را بر سلامت جسمی و حس خوب بودن در قربانی نشان داده است. این زنان شیوع بالاتری از علائم جسمی شامل سردردها، درد مزمن، مشکلات خواب و استفاده بیشتری از خدمات بهداشتی دارند (می و کاتز[8]، 2003: 22). زنانی که مورد خشونت همسران واقع می‌شوند، واکنش‌های بلندمدتی بروز می‌دهند که شامل ترس، اضطراب، خستگی، خواب و اشتهای نامرتب و دردهای جسمانی می‌باشد. این زنان ممکن است عدم استقلال و اعتمادبه‌نفس داشته و تصمیم‌گیری به تنهایی برایشان مشکل باشد. عقاید و نگرش زنان نسبت به مقابله با خشونت خانگی می‌تواند باعث نشان دادن عکس العمل مناسب در موقعیت های بحرانی و کم کردن خطر جدی شود (لیبوکو[9] و همکاران، 6:2008).

در مطالعه اموکوهن[10] (2004) آمار سازمان جهانی بهداشت بیانگر آن است که 16 تا 52 درصد زنان توسط شریک زندگی خود مورد خشونت واقع می‌شوند و 28 درصد زنان در کشورهای توسعه یافته و 18 تا 67 درصد زنان  کشورهای در حال توسعه حداقل یک بار آزار بدنی را گزارش کرده‌اند. بررسی 50 مطالعه جمعیتی در سال 1999 در 36 کشور جهان نشان داد که 10 تا 60 درصد زنان ازدواج کرده یا دارای شریک نزدیک، حداقل یک بار خشونت جسمی را از شریک زندگی خود تجربه کرده‌اند. در مطالعه عزیزیان و همکارانش در سال 1382 عوامل اخلاقی- تربیتی در 2/ 79 درصد، دخالت خانواده همسر در 2/ 39 درصد، مشکلات اقتصادی در 2/ 54 درصد، مشکلات جنسی در 3/13 درصد و اختلاف فرهنگی و طبقاتی در 10 درصد موارد در بروز خشونت خانگی دخالت داشته‌اند همچنین سن زن و تحصیلات زن و مرد به‌عنوان عوامل تشدیدکننده خشونت خانگی ذکرشده است (عزیزیان و همکاران، 26:1382). تحقیق دیگری در سال 1383 تأییدکننده این نکته می‌باشد که اعتیاد همسر، بالا بودن تعداد فرزندان و وضعیت ضعیف اقتصادی رابطه معنی داری با بروز خشونت خانگی علیه زنان دارد و نشان داد که 7/35% از این زنان تحت انواع خشونت خانگی قرار داشته‌اند که به تفکیک 30% تحت خشونت جسمی، 29% خشونت روانی و 10% خشونت جنسی بوده‌اند (احمدی و همکاران، 69:1390). مطالعه دیگری نشان داد که شیوع خشونت جسمی علیه زنان در دوران بارداری در شهر تهران 7/10% و تجربه آزار جسمی سه ماه قبل از بارداری 9/11% بوده است (نجومی و همکاران، 2380:2007) در تحقیق دیگری نتایج حاکی از آن بود که بیشترین میزان خشونت از نوع جسمی و فیزیکی و سپس خشونت روانی و مالی می‌باشد (عارفی، 105:2003). در خشونت های خانگی و آن‌هم از نوع جسمی زنان در معرض صدمه و آسیب بیشتری نسبت به مردها قرار می گیرند. (استتز واستراس[11]، 1993: 94).

خشونت فیزیکی یکی از خشونت های حاد می‌باشد که ۸/۳۷ درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کرده‌اند که شامل سیلی زدن، زدن با مشت یا چیز دیگر، لگدزدن و غیره است. متوسط میزان تجربه این نوع خشونت‌ها برای زنان درگیر در خشونت خانگی، برابر با ۴۶/۲ بار است. رتبه سوم با رقم ۷/۲۷ درصد متعلق به خشونت‌های ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی است که شامل ایجاد محدودیت در ارتباط‌های فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمن‌های اجتماعی است که ۳/۷۲ درصد از زنان اظهار کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تاکنون در معرض این نوع از خشونت همسران خود نبوده‌اند (اعزازی، 25:1383).

به دلیل نقش کانونی زن به عنوان ‌همسر و مادر خانواده ،خشونت علیه وی از درجه بالایی از اهمیت برخوردار است که این مسئله غالباً از دید اجتماع پنهان می‌ماند(باباپور و ستارزاده، 1386: 11). سازمان بهداشت جهانی ، خشونت علیه زنان را از اولویت‌های بهداشتی برشمرده است ، که در همة فرهنگ‌ها و گروه‌های اقتصادی – اجتماعی رخ می‌دهد .  در هرسال بیش از دو میلیون زن از طرف همسرانشان مورد بدرفتاری قرار می گیرند و 50 درصد نیز به طرق مختلف قربانی خشونت می‌شوند. نتایج تحقیقات نیز نشان می‌دهد که زنان 8 مرتبه بیشتر از مردان در معرض خشونت همسران قرار دارند .  رشد ظاهری رفتار خشونت‌آمیز به‌ویژه با توجه به دامنة‌ خشونت خانوادگی و نوع برخورد هنجار جامعه (بی‌توجهی ، انکار ، پذیرش و تحمل خشونت) توجه افزون تری را در پی داشته است .خشونت علیه زنان از مشکلات اصلی بهداشتی و حقوقی انسانها محسوب می شود که هر چند در اکثر جوامع وجود دارد اما اغلب ناشناخته مانده و به عنوان بخشی از رفتارهای عادی اجتماعی پذیرفته شده است. بر اساس تعریف سازمان ملل، به هر رفتار خشن وابسته به جنسیت اطلاق می گردد که موجب آسیب جسمی، جنسی و یا روانی منجر به رنج زنان گردد. خشونت خانگی علیه زنآن‌همواره از تمام کشورها و جوامع اقتصادی و اجتماعی گزارش می شود ولی دستیابی به آمار و اطلاعات آن بسیار مشکل است، چرا که زنان در بسیاری از فرهنگ ها دارای جایگاه ضعیف اقتصادی و اجتماعی بوده و به همین علت اغلب خشونت علیه آنان به‌ویژه در محیط خانواده شناسایی نشده و در بعضی موارد حتی به گــونه ای مشروع توجیه می شود(اصلانی، 1389: 6). با توجه به مطالب مذکور و اهمیت بالای مقوله خشونت خانگی علیه زنان از بعد جامعه شناختی و روانشناختی، این تحقیق نیز برآن شده است که ضمن بررسی این مقوله در مجموع به این سؤال پاسخ دهد که میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی شهر یاسوج چه تفاوت هایی دارد؟

 

 

 اهمیت و ضرورت پژوهش

خشونت خانگی  یا خشونت در حوزه خصوصی، پدیده ای است که روابط سالم خانوادگی را که برای بقاء و تحکیم خانواده لازم و ضروری است، متزلزل ساخته و بعضاً از بین می برد. امروزه اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانگی  وجود دارد که دامنه گسترده آن از نزاع بین والدین، خواهران و برادران آغاز و تا به قتل رسیدن انسان می‌باشد به اندیشه و میزان تاکید وی بر عقاید و ادراک های اشتباه او درباره منشا مشکلات روانشناختی بستگی دارد (بک[12]، 56:2008). کلی[13] (1995)، الیس[14] (1956)، سینگر[15] (1974) و بک[16] (2008)، تعدادی از درمانگران مشهور این رویکرد درمانی هستند (صفایی، 1386: 67). پیش فرض رویکردهای استدلالی درباره تغییر رفتار این است که افراد منطقی هستند و قادرند رفتار خود را با دگرگون ساختن نظام اعتقادی خویش تغییر دهند. نگرشهای غیر کارآمد جزء آن دسته از باورها به شمار می‌آیند که یا به طور مستقیم همراه با بازتابهایی نظیر، اندوه، افسردگی و خشم ظاهر می‌شوند یا به صورت درونی و لحظه ای تظاهر می‌کنند و حاصل آن‌ها عدم تحرک و بی علاقگی به کار و فعالیت است. نگرشهای کارآمد جزء آن دسته از باورهایی است که بازتاب آن‌ها به شکل منطقی ظاهر می‌شود. هر فردی در زندگی خود در زمانهای مختلف با یکی ا ز این دو نوع باور مواجه می‌شود. درمان عقلانی- هیجانی- رفتاری، به افراد کمک می کند تا آشفتگی های هیجانی خود را به حداقل برسانند. همچنین، فلسفه تغییر زندگی را به نحوی آموزش می‌دهد که افراد را از آشفته شدن خود یا افکار غیر منطقی باز می دارد (تقوی، 1387: 56)

خشونت‌های خانوادگی صدمه‌های جدی بر پیکر اجتماع وارد می‌نمایند. جنبه ی دیگر خشونت‌های خانوادگی را ‌صدمه‌ی ذهنی و یا روانی اجتماع در بر می‌گیرد. محققین علوم روانشناسی به این باوراند که قربانی‌های خشونت‌های خانوادگی، درگیر تکالیف روحی می‌گردند که مداوای آن در اکثریت موارد غیرقابل علاج تلقی می‌گردد. این قربانیان، به گونه ی غیر قابل باور به امراض حاشیه یی مواجه می‌گردند که حتی سبب مرگ های زودرس می‌گردد. از سوی دیگر، خشونت‌های خانوادگی قربانی‌های  دیگری دارد. آنانی که به خشونت وادار می‌شوند، به خسارات غیرقابل تصور دست می زنند. جبران این همه خسارات گسترده، ضربه ی بزرگی را برای اقتصاد جامعه به بار می آورد(کلانتری خاندانی، 1395: 4).

خشونت امروزین در رویکرد جامعه شناختی و انسان‌شناختی به عنوان یک موضوع پژوهشی حساس و نه یک پدیده و بحران رفتاری فردی مطرح‌شده و بررسی آن به‌ویژه در چارچوب‌های خانوادگی مستلزم تأمل در زوایا و مبانی اجتماعی، فرهنگی و قومیتی مرتبط است. به‌ویژه آنکه بررسی‌ها به طور عمومی نمایانگر این امر هستند که در ایجاد چنین پدیده‌ای بیش از آنکه بتوان از نقش مؤثر عوامل فردی با مشکلات خاص خانوادگی صحبت کرد، ساختار اجتماعی مؤثر در ظهور خشونت قابل‌تأمل است چنانکه خشونت خانگی برآمده از توزیع قدرت در رابطه‌ای مشخص با ساختار جامعه قابل‌شناسایی است (اعزازی،1380: 77).

با توجه به مطالب ذکرشده درک خشونت خانگی زنان می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. بر اساس ضرورت کاهش یافتن خشونت خانگی در ادبیات علمی روانشناسی در دنیا و با توجه به نقش حیاتی آن در تشدید خشونت و درگیری‌های خانوادگی بین زوجین، کاهش آن می‌تواند در رضایت از زندگی زناشویی و حل مشکلات بین آن‌ها ایفا کند؛ بررسی علمی و میدانی مقایسه‌ای متغیرها در بین زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاور و زنان عادی ضروری به نظر می‌رسد تا از این طریق به یافته های علمی و نظری در این دو متغیر مهم مشاوره خانواده افزوده شود.

اهداف تحقیق

هدف اصلی تحقیق

مقایسه خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی.

اهداف فرعی

1-    مقایسه خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی.

2-    مقایسه خشونت روانی و کلامی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی.

3-    مقایسه خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی.

4-    مقایسه خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی.

روش تحقیق

 این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. همچنین از نظر ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات همبستگی قرار می‌‌گیرد و به دلیل این‌که در فاصله زمانی معین انجام شده است، از نظر زمانی مقطعی می‌باشد.

جامعه آماری

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر یا افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی (جهانی یا منطقه‌ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند جامعه آماری پژوهش حاضر شامل جامعه آماری این تحقیق شامل دو گروه که اولین گروه شامل کلیه زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر یاسوج می‌باشند و دومین گروه زنان عادی که به مراکز مشاور مراجعه نمی‌کردند و شامل زنان شاغل در ادارات، زنان مراجعه‌کننده به ادارات و شرکت‌ها، زنان خانه‌دار در دسترس، زنان دارای شغل آزاد بودند.

روش نمونه­گیری و تعیین حجم نمونه

با توجه به روش تحقیق (علمی - مقایسه‌ای) سعی شد در هر گروه 100 نفر مورد بررسی قرار گیرند. روش نمونه‌گیری برای زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای بوده است. به این طریق که از تعداد کل مراکز مشاوره خانواده، 6 مرکز انتخاب و در آن‌ها به زنانی که مایل به همکاری با محقق بودند، پرسشنامه داده شد.

روش نمونه‌گیری برای زنان عادی از طریق نمونه‌گیری در دسترس بوده است. به این طریق که نمونه زنان عادی از زنان شاغل در ادارات، زنان مراجعه‌کننده به ادارات و شرکت‌ها، زنان خانه‌دار در دسترس، زنان دارای شغل آزاد بوده است و به زنانی که مایل به همکاری با محقق بودند، پرسشنامه داده می‌شود. لازم به ذکر است شرط ورود زنان عادی به مطالعه، عدم مراجعه آن‌ها به مراکز مشاوره خانواده بوده است که با یک سؤال شفاهی سنجیده می‌شد و اگر جواب به این سؤال «بلی» بود از پاسخگو خواسته می‌شد به بقیه سؤالات پرسشنامه پاسخ ندهد.

روش جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات

گردآوری داده‌ها در تحقیق باید با توجه به اهداف تحقیق، روش تحقیق و خصوصیات نمونه انتخاب‌شده صورت می‌گیرد. بنابراین برای جمع­آوری داده‌های مورد نیاز این تحقیق از روش‌های گوناگون استفاده شده است. این روش‌ها در دو طبقه­بندی مختلف جای گرفته است که عبارت است از:

روش کتابخانه‌ای

در این تحقیق جهت جمع‌آوری اطلاعات برای پی‌ریزی مبانی کلی تحقیق همچون تعریف مفاهیم کلیدی، طرح ضرورت‌ها، بیان کاربرد‌ها و تشریح اهمیت آن از مطالعات کتابخانه‌ای مانند مطالعات مقالات فارسی و لاتین و کتب فارسی و لاتین درزمینهٔ متغیرهای تحقیق و پایان‌نامه‌های مشابه در این زمینه و منابع اینترنتی و سمینارها استفاده گردیده است.

روش میدانی

در این زمینه از ابزارهایی مانند مشاوره و مصاحبه با خبرگان درزمینهٔ طراحی پرسش‌نامه و تجزیه و تحلیل آن استفاده شده است.

ابزار گرد آوری داده‌ها

در تحقیق حاضر، ابزار اصلی سنجش، پرسش­نامه است که یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روش مستقیم برای کسب داده‌های تحقیق است. برای سنجش متغیرها از دو پرسش­نامه استفاده شده است. پرسش­نامه شامل دو بخش سؤالات عمومی (جنسیت و مدرک تحصیلی، میزان سابقه خدمت و وضعیت تأهل) و سؤالات تخصصی می­باشد. در این تحقیق از پرسشنامه‌ استفاده شده است.

در این تحقیق از پرسشنامه خشونت خانگی برگرفته از بلالی (1386) استفاده ‌شده است و خشونت خانگی را در 21 سؤال و 4 بعد جسمانی (سؤالات 1 تا 7)، خشونت روانی و کلامی (سؤالات 16 تا 21)، جنسی (سؤالات 8 تا 11) و اقتصادی (سؤالات 12 تا 15) می‌سنجد که در طیف 4 گزینه‌ای از (بسیار شدید «نمره 3" تا خفیف» نمره 0") درجه‌بندی‌شده است.  در این تحقیق پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 947/0 به دست آمد.

روش تجزیه و تحلیل داده­ها

به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری (تحلیل‌های توصیفی، استنباطی) به تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده برای آزمون فرضیه­ها پرداخته شد در این تحقیق از آزمون tمستقل با استفاده از نرم‌افزار SPSS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته استفاده شده است.

تجزیه و تحلیل یافته ها

فرضیه اصلی: بین میانگین خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی در شهر یاسوج تفاوت وجود دارد.

H0: میانگین خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت ندارد.

H1: میانگین خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت دارد.

      مقایسه میانگین نمره‌های خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از (68/15، SD= 2/18=M) میانگین خشونت خانگی در زنان عادی (8/13M=، 07/15 SD=) بوده است، به‌منظور مقایسه میانگین‌ها و با توجه به برابری واریانس‌ها از آزمون   t مستقل به روش واریانس ادغام‌شده استفاده شد، با توجه به مقدار p محاسبه‌شده که برابر 001/0 و از سطح معنی‌داری 05/0=  کوچک‌تر است درنتیجه فرض صفر رد می‌شود، بنابراین میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی می‌باشد.

جدول (1): آماره‌های آزمون T برای مقایسه میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی

خشونت خانگی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آماره t مستقل

درجه آزادی

معنی‌داری

زنان عادی

100

8/13

07/15

88/2

198

001/0

زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

100

2/18

68/15

فرضیه‌های فرعی تحقیق

فرضیه فرعی اول: بین میانگین خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت وجود دارد.

H0: میانگین خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت ندارد.

H1: میانگین خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت دارد.

     مقایسه میانگین نمره‌های خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از (310/5، SD= 30/5=M) میانگین خشونت جسمی در زنان عادی (96/3M=، 280/5 SD=) بوده است، به‌منظور مقایسه میانگین‌ها و با توجه به برابری واریانس‌ها از آزمون   t مستقل به روش واریانس ادغام‌شده استفاده شد، با توجه به مقدار p محاسبه‌شده که برابر 003/0 و از سطح معنی‌داری 05/0=  کوچک‌تر می‌باشد درنتیجه فرض صفر رد می‌شود، بنابراین میزان خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی است.

جدول (2):  آماره‌های آزمون T برای مقایسه میزان خشونت جسمی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی

خشونت جسمی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آماره t مستقل

درجه آزادی

معنی‌داری

زنان عادی

100

96/3

280/5

62/2

198

003/0

زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

100

30/5

310/5

 

فرضیه فرعی دوم: بین میانگین خشونت روانی و کلامی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت وجوذد دارد.

H0: میزان خشونت روانی و کلامی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت ندارد.

H1: میزان خشونت روانی و کلامی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت دارد.

      مقایسه میانگین نمره‌های خشونت روانی و کلامی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت روانی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از (880/5SD= 50/6=M) میانگین خشونت روانی در زنان عادی (19/5M=، 321/5 SD=) بوده است، به‌منظور مقایسه میانگین‌ها و با توجه به برابری واریانس‌ها از آزمون   t مستقل به روش واریانس ادغام‌شده استفاده شد، با توجه به مقدار p محاسبه‌شده که برابر 003/0 و از سطح معنی‌داری 05/0=  کوچک‌تر می‌باشد درنتیجه فرض صفر رد می‌شود، بنابراین میزان خشونت روانی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان خشونت روانی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی می‌باشد.

جدول (3):  آماره‌های آزمون T برای مقایسه میزان خشونت روانی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی

خشونت روانی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آماره t مستقل

درجه آزادی

معنی‌داری

زنان عادی

100

19/5

321/5

42/2

198

003/0

زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

100

50/6

880/5

 

فرضیه فرعی سوم: بین میانگین خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت وجود دارد.

H0: میزان خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت ندارد.

H1: میزان خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت دارد.

مقایسه میانگین نمره‌های خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از (485/3، SD= 10/3=M) میانگین خشونت جنسی در زنان عادی (10/2M=، 301/3 SD=) بوده است، به‌منظور مقایسه میانگین‌ها و با توجه به برابری واریانس‌ها از آزمون   t مستقل به روش واریانس ادغام‌شده استفاده شد، با توجه به مقدار p محاسبه‌شده که برابر 045/0 و از سطح معنی‌داری 05/0=  کوچک‌تر می‌باشد درنتیجه فرض صفر رد می‌شود، بنابراین میزان خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی می‌باشد.

جدول (4):  آماره‌های آزمون T برای مقایسه میزان خشونت جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی

 

 

 

خشونت جنسی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آماره t مستقل

درجه آزادی

معنی‌داری

زنان عادی

100

10/2

301/3

04/2

198

045/0

زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

100

10/3

485/3

 

فرضیه فرعی چهارم: بین میانگین خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت وجود دارد.

H0: میزان خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت ندارد.

H1: میزان خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت دارد.

      مقایسه میانگین نمره‌های خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از (300/2، SD= 41/3=M) میانگین خشونت اقتصادی در زنان عادی (50/2M=، 140/3 SD=) بوده است، به‌منظور مقایسه میانگین‌ها و با توجه به برابری واریانس‌ها از آزمون   t مستقل به روش واریانس ادغام‌شده استفاده شد، با توجه به مقدار p محاسبه‌شده که برابر 008/0 و از سطح معنی‌داری 05/0=  کوچک‌تر می‌باشد درنتیجه فرض صفر رد می‌شود، بنابراین میزان خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی می‌باشد.

جدول (5): آماره‌های آزمون T برای مقایسه میزان خشونت اقتصادی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با زنان عادی

خشونت اقتصادی

تعداد

میانگین

انحراف معیار

آماره t مستقل

درجه آزادی

معنی‌داری

زنان عادی

100

50/2

140/3

96/2

198

008/0

زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

100

41/3

300/2

 

نتیجه‌گیری

مقایسه میانگین نمره‌های میزان خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با خشونت خانگی در زنان عادی نشان می‌دهد که در سطح توصیفی نمره خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از خشونت خانگی در زنان عادی بوده است، درنتیجه می‌توان گفت بین خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره با خشونت خانگی زنان عادی شهر یاسوج تفاوت معنی‌داری وجود دارد و خشونت خانگی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بیشتر از زنان عادی می‌باشد. نتایج این تحقیق تا حدودی با نتایج تحقیق آقاخانی (1392) و ایمانی‌فرد (1389)، همسو است. در تبیین فرضیه اصلی تحقیق می‌توان بیان نمود که با توجه به گذار جامعه‌ی ما از جامعه‌ی سنتی به صنعتی و مدرنیسم، مشکلات خانواده، یکی از معضلات مهم در حیطه‌ی بهداشت روان خانواده‌ها است. مراجعات فراوان به مراکز  مشاوره خانواده‌درمانی و مداخله در بحران و افزایش رفتارهای کمک خواهانِ ی تخصصی نشان از وجود یک معضل جدی در بهداشت روان خانواده است. خشونت خانگی یکی از این معضلات است. خشونت خانگی زنان در ابعاد روانی و کلامی، جنسی، جسمی، مالی، اجتماعی و فرهنگی اتفاق می‌افتد که پیامدهای جبران‌ناپذیری ازجمله روانی، استرس و فشار، اختلالات جسمی خصوصاً بر فرزندان وارد می‌کند.

مسئولین رسانه ها سعی کنند درباره اثرات مخرب خشونت بر زندگی زوجین از طریق برنامه‌های مختلف اطلاعات و آگاهی‌های لازم را به زوجین دهند. همچنین پیشنهاد می‌شود در جلسات مشاوره قبل ازدواج و کارگاه‌های خانواده، متخصصان و روان شناسان اطلاعات لازم را در رابطه با انواع خشونت و اثرات و پیامدهای مغرب آن‌ها در اختیار زوجین گذاشته شود. مسئولین به تدوین قراردادهای قانونی (پرداخت جریمه و دادن حق طلاق به زن) جهت حمایت از زنان تحت خشونت اقدام نمایند. همچنین پیشنهاد می‌شود، زوجین به‌خصوص آقایان در مواقع عصبانیت خشم خود را کنترل کنند و انجام اعمالی مانند هل دادن، کتک زدن و ... خودداری کنند. کنترل خشم با آموزش و کارگاه‌های کنترل خشم امکان‌پذیر است. ایجاد اورژانس‌هایی جهت نیاز زنان در مواقع خشونت جسمانی که به آن‌ها کمک کنند. با توجه به اینکه نتایج نشان داد خشونت روانی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره  بیشتر از زنان عادی می‌باشد؛ بنابراین به زوجین پیشنهاد می‌شود تا حد امکان در محیط خانه از حرف‌های آزاردهنده و ناخوشایند معمولاً به‌صورت ناسزا، لحن تند و تحقیر جدا خودداری کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

-      احمدی، اکبر. کیمیایی، محمد و نبی پور، نبی (1390). اثر مهارت حل مسئله در خانواده بر رضایت زناشویی. مجله علوم کاربردی، 8(10).682-687.

-      اصلانی . رضا،(1389) « رشد پدیده خشونت در خانواده »،پژوهشکده باقرالعلوم،روزنامه رسالت، شماره 7158 به تاریخ 29/9/89، صفحه 6.

-      اعزازی  ش.   دیگران. ۱۳۸۳. بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران: پیام نور.

-       ایمانی فرد عفت، حافظی فریبا، 1389. مقایسه خشونت خانوادگی و نگرش‌های  ناکارآمد در دختران فراری و عادی، روان شناسی اجتماعی (یافته های نو در روان شناسی ، دوره  5،  شماره  14 ، 53-67

-       آقاخانی نادر، احسان موسوی، علی افتخاری، سامره اقتدار، عباس زارعی، نرگس رهبر، مریم مسگرزاده، علیرضا نیکونژاد. 1392.   بررسی مقایسه‌ای میزان خشونت خانوادگی تجربه شده در زنان دارای همسر معتاد و غیرمعتاد مراجعه‌کننده به مراکز پزشکی قانونی در شهرستان ارومیه. مجله دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، دوره یازدهم، شماره 11، 907-917

-      بلالی میبدی، فاطمه و حسنی، مهدی و افلاطونیان، محمدرضا و بهرام نژاد، علی و حسین پور، مریم. (1386). بررسی میزان شیوع خشونت علیه زنان توسط همسرانشان در شهر کرمان در سال 1385. دانشگاه علوم پزشکی کرمان. معاونت تحقیقی- مدیریت امور تحقیقی.

-      تقوی، معصومه. (1387). مقایسه باورهای غیرمنطقی مادران دارای فرزند معلول ذهنی عمیق، شدید و خفیف مراجعه‌کننده به مراکز خدمات بهزیستی با مادران دارای فرزند عادی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

-      صفایی، محمدرضا. (1386). تأثیر مشاوره گروهی با شیوه درمانی عقلانی - هیجانی – رفتاری بر تغییر باورهای غیرمنطقی دختران نوجوان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، چاپ‌نشده.

-      عزیزیان ر. ساروخانی ب. محمودی م. 1382. بررسی عوامل خشونت علیه زنان در مراجعه‌کنندگان به پزشکی، مجله دانشکده بهداشت و، قانونی تهران سال 1380، انستیتو تحقیقات بهداشتی، دوره 2، شماره 2.

-      کلانتری ،مهسا(1395). مقایسه خشونت خانگی و نگرش های ناکارآمد در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی شهر کرمان در سال 1394

-      Arefi M. 2003.Description of Domestic Violence Against Women in Urmia City. Journal of Women Social Psychological Studies، Al Zahra University، vol1، No2:101-119 (Persian).

-      Keltner NL et al.  2007. Psychiatric Nursing،Fifth Edition، Mosby Elsevier،St Louis.

-      Libuku E. Small LF. Wilkinson W. 2008.  Exposure to domestic violence during pregnancy:perceptions and coping mechanisms of vulnerable group،Health S A،Jun،vol13، No2:3-11.

-      May B A.  Katz A. 2003. Are abused women mentally ill? Psychosocial Nursing; vol41، No2: 21-29.

-      Nojomi M.  Agaee S.  Eslami S.  2007. "Domestic Violence against Women Attending Gynecologic Outpatient Clinics"، Archives of Iranian Medicine، 3: 309 Amoakohene ML. 2004. Violence against women in Ghana: a look at women's perceptions and review of policy and social responses، Social Sciences & Medicine، vol59:  2373-23858.315

-      Strus M A. 1993. physical assaul by wives: amajor social problem in R. J Gelles &D. loseke (ed). current controrevsies in family violence. new bury park. ca: stage.


 



[1] .کارشناسی حقوق قضایی دانشگاه آزاد شیراز.

[2] . مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، یاسوج ، ایران.

[3] . کارمند اداره زندان استان کهگیلویه و بویر احمد.

[4] . کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، کارمند اداره بهزیستی استان کهگیلویه و بویراحمد.

[5] .کارشناسی ارشد مدیریت، معاونت طرح و برنامه فرماندهی استان کهگیلویه و بویراحمد(نویسنده مسئول) s.salem.nazari97@gmail.com

[6] Keltner & etal

[7] Libuku & etal

[8] Me&Katz

[9] Libiku& etal

[10] Amoakohene

[11] Stuts and strus

[12] Beck

[13] Kelly

[14] Ellis

[15] Singer

[16] Beak

منابع
-      احمدی، اکبر. کیمیایی، محمد و نبی پور، نبی (1390). اثر مهارت حل مسئله در خانواده بر رضایت زناشویی. مجله علوم کاربردی، 8(10).682-687.
-      اصلانی . رضا،(1389) « رشد پدیده خشونت در خانواده »،پژوهشکده باقرالعلوم،روزنامه رسالت، شماره 7158 به تاریخ 29/9/89، صفحه 6.
-      اعزازی  ش.   دیگران. ۱۳۸۳. بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران: پیام نور.
-       ایمانی فرد عفت، حافظی فریبا، 1389. مقایسه خشونت خانوادگی و نگرش‌های  ناکارآمد در دختران فراری و عادی، روان شناسی اجتماعی (یافته های نو در روان شناسی ، دوره  5،  شماره  14 ، 53-67
-      بلالی میبدی، فاطمه و حسنی، مهدی و افلاطونیان، محمدرضا و بهرام نژاد، علی و حسین پور، مریم. (1386). بررسی میزان شیوع خشونت علیه زنان توسط همسرانشان در شهر کرمان در سال 1385. دانشگاه علوم پزشکی کرمان. معاونت تحقیقی- مدیریت امور تحقیقی.
-      تقوی، معصومه. (1387). مقایسه باورهای غیرمنطقی مادران دارای فرزند معلول ذهنی عمیق، شدید و خفیف مراجعه‌کننده به مراکز خدمات بهزیستی با مادران دارای فرزند عادی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
-      صفایی، محمدرضا. (1386). تأثیر مشاوره گروهی با شیوه درمانی عقلانی - هیجانی – رفتاری بر تغییر باورهای غیرمنطقی دختران نوجوان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، چاپ‌نشده.
-      عزیزیان ر. ساروخانی ب. محمودی م. 1382. بررسی عوامل خشونت علیه زنان در مراجعه‌کنندگان به پزشکی، مجله دانشکده بهداشت و، قانونی تهران سال 1380، انستیتو تحقیقات بهداشتی، دوره 2، شماره 2.
-      کلانتری ،مهسا(1395). مقایسه خشونت خانگی و نگرش های ناکارآمد در زنان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و زنان عادی شهر کرمان در سال 1394
-      Arefi M. 2003.Description of Domestic Violence Against Women in Urmia City. Journal of Women Social Psychological Studies، Al Zahra University، vol1، No2:101-119 (Persian).
-      Keltner NL et al.  2007. Psychiatric Nursing،Fifth Edition، Mosby Elsevier،St Louis.
-      Libuku E. Small LF. Wilkinson W. 2008.  Exposure to domestic violence during pregnancy:perceptions and coping mechanisms of vulnerable group،Health S A،Jun،vol13، No2:3-11.
-      May B A.  Katz A. 2003. Are abused women mentally ill? Psychosocial Nursing; vol41، No2: 21-29.
-      Nojomi M.  Agaee S.  Eslami S.  2007. "Domestic Violence against Women Attending Gynecologic Outpatient Clinics"، Archives of Iranian Medicine، 3: 309 Amoakohene ML. 2004. Violence against women in Ghana: a look at women's perceptions and review of policy and social responses، Social Sciences & Medicine، vol59:  2373-23858.315
-      Strus M A. 1993. physical assaul by wives: amajor social problem in R. J Gelles &D. loseke (ed). current controrevsies in family violence. new bury park. ca: stage.