تأثیر تربیتی کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

2- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه ازاد اسلامی فیروز آباد (نویسنده مسئول). y_norouzpor12@yahoo.com

چکیده

کانون اصلاح و تربیت امروزه به عنوان یکی از احکام قضایی است که مورد استقبال قضات در ارتباط با جرائم اطفال و نوجوانان معارض با قانون است و محیط مناسبی برای نوجوانان نسبت به زندان فراهم کرده است هدف کلی  از این پژوهش « تأثیر تربیتی (برنامه )های کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون هست . که اهداف اختصاصی زیر را در بردارد. جامعه آماری پژوهش، 100نفر از کسانی بود سابقه حضور در کانون اصلاح و تربیت را داشته‌اند. جهت سنجش ابعاد مختلف تأثیر تربیتی کانون  از در این مطالعه جهت جمع‌آوری و داده‌ها از دو پرسشنامه مادسیچ ترکیبی برای سنجش بزهکاری و اثر تربیتی  محیط کانون اصلاح و تربیت استفاده شد.. پرسشنامه‌ی بزهکاری مادسیج دارای چند فرم است که در این پژوهش عامل(برنامه مذهبی ،برنامه تفریحی ورزشی،برنامه مشاوره‌ای،برنامه بهداشتی-درمانی) را می‌سنجد استفاده شد.الفای کرونباخ این پژوهش 89%درصد برآورد شده است  اجرای برنامه مذهبی و اجرای برنامه‌های مشاوره‌ای و مددکاری برنامه‌های تفریحی ورزشی  متغیرهایی بودند که بیشترین سهم را در میزان تغییرات متغیر وابسته بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون داشتند. ولی اجرای برنامه بهداشتی درمانی تأثیری بر بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون نداشت.

کلیدواژه‌ها


  تأثیر تربیتی کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون

یاسر نوروز پور[1]

فصلنامه علمی - تخصصی دانش انتظامی کهگیلویه و بویر احمد

سال دهم، شماره چهارم (پیاپی 29)،زمستان 1396

تاریخ دریافت: 26/9/1396

تاریخ پذیرش: 10/11/1396

از صفحه 113 تا 154

چکیده

کانون اصلاح و تربیت امروزه به عنوان یکی از احکام قضایی است که مورد استقبال قضات در ارتباط با جرائم اطفال و نوجوانان معارض با قانون است و محیط مناسبی برای نوجوانان نسبت به زندان فراهم کرده است هدف کلی  از این پژوهش « تأثیر تربیتی (برنامه )های کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون هست . که اهداف اختصاصی زیر را در بردارد. جامعه آماری پژوهش، 100نفر از کسانی بود سابقه حضور در کانون اصلاح و تربیت را داشته‌اند. جهت سنجش ابعاد مختلف تأثیر تربیتی کانون  از در این مطالعه جهت جمع‌آوری و داده‌ها از دو پرسشنامه مادسیچ ترکیبی برای سنجش بزهکاری و اثر تربیتی  محیط کانون اصلاح و تربیت استفاده شد.. پرسشنامه‌ی بزهکاری مادسیج دارای چند فرم است که در این پژوهش عامل(برنامه مذهبی ،برنامه تفریحی ورزشی،برنامه مشاوره‌ای،برنامه بهداشتی-درمانی) را می‌سنجد استفاده شد.الفای کرونباخ این پژوهش 89%درصد برآورد شده است  اجرای برنامه مذهبی و اجرای برنامه‌های مشاوره‌ای و مددکاری برنامه‌های تفریحی ورزشی  متغیرهایی بودند که بیشترین سهم را در میزان تغییرات متغیر وابسته بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون داشتند. ولی اجرای برنامه بهداشتی درمانی تأثیری بر بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون نداشت.

 

کلیدواژه‌ها

 کودک و نوجوان، معارض با قانون، کانون اصلاح و تربیت، تکرار جرم، بازپروری.

مقدمه

 

کودکان و نوجوانان به عنوان پر ارزش­ترین سرمایه های یک ملت هستند که در صورتی که مورد غفلت والدین و مدیران اجتماعی قرار بگیرند، امکان ارتکاب اعمال ضد اجتماعی(بزه) در آنان وجود دارد. از آنجا که کودکان و نوجوانان در مرحله آغازین رشد و  زندگی اجتماعی هستند و در اغلب جرایمی که توسط آنها ارتکاب می­یابد بزه دیده جرم هستند، به همین دلیل هم مقررات داخلی و هم اسناد بین­المللی از فرستادن کودکان و نوجوانان معارض با قانون به مراکز نگهداری در محیط بسته و تماس با سیستم قضایی مخالف می باشد و فقط به عنوان آخرین راه­چاره و آن هم برای حداقل زمان ممکن لازم می­داند. به هر حال برخی از کودکان و نوجوانان که حالت خطرناک دارند و با انجام اقدامات غیر حبسی، مراجع ذی صلاح نتوانسته اند آنها را اصلاح نمایند، ناچار به نگهداری در محیط بسته برای نگهداری و با هدف اصلاح و باز اجتماعی کردن او، فرستاده می­شوند. به همین منظور کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در سال 1347 برای اولین بار در تهران تاسیس و با هدف نگهداری، اصلاح و تربیت، تهذیب اطفال غیر بالغ و بزهکارانی که کمتر از 18 سال سن دارند، شروع به فعالیت کرد. کانون اصلاح و تربیت با بهره گیری از برنامه­ها و بخش­های مختلف و متنوع در زمینه­های مختلف، برنامه های مذهبی، ورزشی، مشاوره و مددکاری و.. سعی در اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان داردمختلف، برنامه های مذهبی، ورزشی، مشاوره و مددکاری و.. سعی در اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان دارد.

تکرار جرم یکی از مهم ترین مباحث جرم شناسی و حقوق کیفری است که هم با مسایل جزایی و هم با مباحث اجتماعی ارتباط دارد. در فرآیند تکرار جرم بزهکاران، دستگیر، توقیف، محاکمه و محکوم می­شوند و بعد از طی مراحل، با تصور اینکه تربیت و اصلاح شده­اند دوباره به محیط اجتماعی باز می­گردند، ولی باز مرتکب جرم شده و دوباره به چرخه کیفری باز می­گردند. این امر هم برای دولت و هم برای فرد هزینه­های مادی و روانی زیادی به بار می­آورد. تکرار جرم نه تنها ناتوانی فرد در انطباق با هنجارها و ارزش های اجتماعی را نشان می دهد، بلکه نشان دهنده ناتوانی نظام های تربیتی در بازپروری و اصلاح و تربیت فرد معارض با قانون است. بویژه در جرایم ارتکابی توسط کودکان و نوجوانان که نیاز به اصلاح و تربیت سریع آنها و به عبارتی پیشگیری از تکرار جرم توسط آنها، امر مهمّی تلقی می شود.

بیان مساله

ارجاع به کانون اصلاح و تربیت امروزه به عنوان یکی از احکام قضایی است که مورد استقبال قضات در ارتباط با جرایم اطفال و نوجوانان معارض با قانون است. در حالیکه براساس نظریه­های معتبر جرم­شناسی و جامعه­شناسی مانند نظریه هم نشینی افتراقی ساترلند، نظریه برچسب زنی و مانند آن می توان توجیه کرد که این ارجاع نه تنها باعث بازپروری و اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان نیست، بلکه می توان با دلایل موجه استناد کرد که باعث بزه­آموزی و انتقال تجارب می شود. از این جهت ضروری است توسل به کانون اصلاح و تربیت، بر اساس مقررات پکن، رهنمودهای ریاض و سایر قوانین بین المللی، به عنوان آخرین چاره و برای حداقل مدت ممکن مورد استفاده قرارگیرد. (ماده 19 مقررات پکن1985)

بر اساس نظریه معاشرت ترجیحی ادوین ساترلند کودکان ونوجوانان در سن درونی کردن ارزش­ها و تشکیل شخصیت براساس گروه هم­سالان هستند که ارجاع به کانون اصلاح و تربیت و نگهداری این افراد معارض با قانون حتی به مدت کوتاه می­تواند باعث تشکیل شخصیت معارض­تر شود. بویژه اینکه آمار ارائه شده توسط بخش مراقبت­های بعد از خروج کانون اصلاح و تربیت تهران در سال 1391، نشان می دهد که 18-25درصد این کودکان و نوجوانان دوباره به کانون ارجاع داده می­شوند (تکرار جرم)

زدن برچسب بزهکار بر این کودکان و نوجوانان معارض با قانون مانع دیگری در مسیر بازپروری آنهاست که مانع از بازپذیری اجتماعی آنها و ادغام آنها در اجتماع می­شود. زیرا ارجاع به کانون به عنوان سابقه بزهکاری برای آنها تلقی شده و مانع از اشتغال بعد از خروج می­شود. (دیدگاه­های برچسب زنی، جرم و جرم­شناسی،ترجمه علی سلیمی،رک به منابع)

می­توان گفت که توسل به مجازات های جایگزین همانند ارجاع به موسسه­های علمی و فرهنگی، اجبار به انجام کارهای عام المنفعه، حبس خانگی و نظایر ان علاوه بر تاثیرات مثبتی که در تربیت این کودکان و نوجوانان دارد می­تواند باعث بازپروری بهتر آنها شود.کانون اصلاح و تربیت باید بتواند کودک و نوجوان را از اعمال ضد اجتماعی و خلاف قانون دور سازد ولی اگر این مرکز موفق به اجرای برنامه­های اصلاحی و تربیتی خود نشود، چه می­شود؟ آیا اسکان کودکان و نوجوانان معارض با قانون در یک خوابگاه نمی تواند زمینه را برای بزه­آموزی آنها در آینده و تشکیل گروه­های مجرمانه در بیرون از کانون فراهم کند؟ اگر ضریب خطایی در برنامه ها و عملکرد اجرایی کانون راه یابد می­تواند آثار مخرب زیادی برای کودکان و نوجوانانی داشته باشد که در سنین هویت­یابی قرار دارند. از همین طریق می توان به مبحث تکرار جرم در میان کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت وارد شد.

تکرار جرم در میان کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت، نیاز به ریشه یابی عواملی دارد که مانعی بر تربیت و تهذیب آنها شده است. دسته ای از این عوامل عوامل فردی هستند که پس از بازگشت دوباره کودک و نوجوان به جامعه او را دوباره به ارتکاب جرم سوق می­دهند. اما دسته ای از عوامل که زمینه عوامل فردی هستند عواملی­اند که از درون کانون نشات گرفته­اند و مانعی در مسیر تحقق برنامه های بازپروری کودکان و نوجوانان بوده­اند. 

 

پرسش های تحقیق

سوال اصلی: ایا کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون اثر تربیتی دارد؟

سوال­های فرعی:

1-آیا بین اجرا برنامه های مذهبی و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه وجود دارد؟

2-آیا بین اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی کانون اصلاح وتربیت با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه وجود دارد.

3-آیا اجرای برنامه های مشاوره ای ومدد کاری با  بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه وجود دارد؟

4-فرضیه چهارم : ایا بین اجرای برنامه بهداشتی –درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض رابطه وجود دارد.؟

 

فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اصلی:بین تاثیرات تربیتی کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی داری وجود دارد

1-فرضیه اول: بین اجرا برنامه های مذهبی و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی دار وجود دارد.

2-فرضیه دوم: اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی کانون اصلاح وتربیت با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی داری وجود دارد.

3-بین اجرای برنامه های مشاوره ای ومدد کاری با  بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رتبطه معنی داری وجود دارد

4-فرضیه چهارم : بین اجرای برنامه بهداشتی –درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض رابطه معنی داری وجود دارد.

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی: بنظر می رسد بین  تاثیرات تربیتی کانون اصلاح و تربیت در بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی داری وجود دارد.

اهداف فرعی

1- بنظر می رسد بین اجرا برنامه های مذهبی و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی دار وجود دارد.

2- بنظر می رسد بین اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی کانون اصلاح وتربیت با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی داری وجود دارد.

3- بنظر می رسد بین اجرای برنامه های مشاوره ای ومدد کاری با  بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رتبطه معنی داری وجود دارد

4- بنظر می رسد: بین اجرای برنامه بهداشتی –درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض رابطه معنی داری وجود دارد.

 

اهمیّت و ضرورت تحقیق

اگرچه تلاش­های زیادی در زمینه شناخت کودکان و نوجوانان در تماس با قانون صورت گرفته است، امّا اکثر این کارها چه به صورت کتاب چه مقاله یا حتی پایان نامه، بیشتر به صورت تعاریفی از این کودکان و نوجوانان و علل اولیه و کلّی ارتکاب بزه و شاید قسمت­های مختلف کانون پرداخته­اند. اما بررسی علل ارتکاب ثانویه بزه در میان مددجویان کانون و چرایی تکرار آن، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق سعی بر پر کردن این فضای کمتر کار شده است. زیرا این کودکان و نوجوانان به هر دلیلی که مرتکب بزه شده­اند، باید با شناخت روش­های مناسب مورد بازپروری قرار گیرند و این امر بر روی کودکان و نوجوانانی که تکرار جرم در آنها محرز است، باید تاکید بیشتری داشته باشد. در این تحقیق بیشتر تمرکز بر این دسته از مددجویان است تا علل تکرار جرم از منظر روش­های تربیتی کانون مورد بررسی قرار گیرد

تعاریف

تعارف نظری

بازپروری: احیای اخلاق وسلامتی روانی  برای دستیابی به سطح قبلی اخلاقیات  و پایدار نگهداشتن آن(خرسند1390)

معارض : تعارض در لغت در عرض یا برابر هم قرار گرفتن و در اصطلاح حقوق آن است که دو قانون بصورتی هم عرض و برابر قرار گیرند که نتوان هر دو را همزمان اعمال نمود. نسبت بین دو قانون متعارض تباین و یا عموم و خصوص می‌باشد.با قانون:سرپیچی ومخالفت ونقض اصول وقوانین

برنامه های مذهبی: در لغت به معنای راه و روش تعبیر شده که بر این اساس می‌توان آن را به راه و روشی که افراد انسان برای زندگی خود اختیار می‌کنند تعبیر نمود.

برنامه های تفریحی وورزشی: ورزش وتفریح  به عنوان  فعالیتهای  اجتماعی از نیازهای مشترک شهروندان وازحقوق شهروندی است که ارتباط تنگاتنگی باسلامت افراد جامعه دارد

فعالیت مشاوره ای ومددکاری: مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و مهارتهای خاص استوار است. هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی بدست آورند. بعبارتی مددکاری اجتماعی، حرفه ای است که برای توسعه و پیشرفت رفاه اجتماعی می کوشد. واحد مددکاری اجتماعی شرکت ملی گاز ایران با رعایت اصل احترام و رازداری آماده ارائه خدمات مشاوره ای در زمینه های روانی، تحصیلی، خانوادگی و شغلی است. این واحد با بکارگیری متخصصان باتجربه بالینی و مشاوره در جهت کمک به مراجعه کنندگان فعالیت می نماید.

مشورت کردن و اقدام به تشکیل شورا و مشورت با دیگران است[۱] مشاوره دارای ابعاد و انواع بسیار و گسترده‌ای است؛ به طور عمومی‌مشاوره تخصصی از رشته ها و مهارت های زیر مجموعه روانشناسی است.

 

تعاریف عملیاتی

برنامه مذهبی:براساس سوالات پرسشنامه سنجیده می شود

برنامه تفریحی –ورزشی: براساس سوالات پرسشنامه سنجیده می شود

برنامه مددکاری ومشاوره ای: براساس سوالات پرسشنامه سنجیده می شود

تعریف نظری( مفهومی)

ارایه تعریف نظری تکرار جرم چندان مشکل نیست. چنین تعریفی از تکرار جرم علی­الاصول ناظر به قانون­گذاری کیفری و اجرای مقررات راجع به تکرار جرم در مرحله صدور حکم یا اجرای مجازات هاست که بوسیله قضات و نهادهای ذیربط مدنظر قرار می­گیرد.مفهوم تکرار که معادل انگلیسی آن (Recidivism) و معادل عربی آن «عود» است از واژه لاتین (Recidere) مشتق شده است که به معنی سقوط مجدد(Fall back) است. در این معنی تکرار جرم به عنوان یک موضوع حقوق کیفری عبارت از بازگشت یک فرد به ارتکاب رفتار جنایی است، بعد از اینکه او به علّت ارتکاب جرم پیشین محکوم، مجازات و ( به فرض) اصلاح شده است. چنین پدیده ای بیانگر سلسله ای از ناتوانی­ها و کاستی­هاست. از جمله بیانگر قصور فرد در انتخاب رفتاری موافق انتظارات جامعه، یا قصور او در مقاومت در برابر ارتکاب جرم، قصور او به عنوان یک مجرم جهت گریز از توقیف و محکومیت، ناتوانی فرد به عنوان یک مددجوی نهادهای اصلاح و تربیت جهت بهره­مندی از برنامه های اصلاحی و تربیتی آنها، یا ناتوانی و قصور چنین نهادهایی جهت تمهید برنامه­های بازپروری و همچنین بیانگر قصور فرد در قالب استمرار فعالیت های مجرمانه پس از آزادی است. در تبیین جنبه نظری مفهوم تکرار جرم با تاکید بر ناتوانی مراکز اصلاح و تربیت برای اصلاح بزهکاران، برخی چنین اظهار نظر کرده اند: «تکرار جرم به ناتوانی بزهکار در پرهیز از درگیری آینده با قوانین، بعد از آن که مدت حبس خود را سپری کرده است راجع است.» بسیاری از نوشته­های راجع به اصلاح و تربیت، تکرار جرم را به عنوان( معیاری برای) ناتوانی زندان­ها و برنامه­های «اصلاح و تربیت مبتنی بر جامعه» از جلوگیری و بازپروری بزهکار در طول مدت حبس اول دانسته­اند که در نتیجه به بازداشت و محکومیت به خاطر ارتکاب جرم دیگر یا نقض آزادی مشروط منجر شده است.

در تعریفی دیگر«درسی» تکرار جرم را به نحوی ساده به «بازگشت به رفتار جنایی» تعریف کرده و تکرار کنندگان جرم را بزهکار پیشینی می­داند که به رفتار جنایی باز می­گردد. برخی دیگر در تعریف تکرار جرم گفته­اند: « تکرار جرم تکرار رفتار جنایی به وسیله فردی است که ثابت است از عدم « اهلیت روانی» رنج می برد. « متکالف» تکرار جرم را به «بازگشت به عادت جنایی پیشین به ویژه پس از تحمل مجازات»  تعریف می­کند. به همین دلیل برخی از نویسندگان تاکید کرده­اند که « آشکار است که این واژه هم در مکالمات عمومی و هم در کاربرد حقوقی آن، دلالت بر تحمل قبلی مجازات دارد...به عبارت دیگر به نظر می رسد این تعریف مورد اتفاق باشد که تکرار کننده جرم کسی است که قبلا مورد مجازات (حبس) قرار گرفته است (­به استثنای کسانی که تحت بازداشت هستند) . از این نظر در یک تعریف قدیمی اما به معنای دقیق حقوقی تکرار کنندگان جرم کسی است که قبلاً مجازات کار اجباری را طی کرده یا در حبس و یا کانون اصلاح و تربیت را سپری کرده و اکنون نیز به مجازات کار اجباری یا حبس محکوم شده است.»(غلامی، 1390،صص 44و 45.)

تعریف کاربردی:

همانگونه که بیان گردید صرف نظر از تعریف نظری تکرار جرم، ارایه تعریفی کاربردی از آن نیز ضروری است. چنین تعریفی خصوصاً در مطالعات جرم شناختی تکرار جرم لازم است، زیرا تردیدی نیست که تعریف مفهومی تکرار جرم تنها بخشی از واقعیت آن را می تواند آشکار سازد. بر همین اساس در سال 1984 « مالتز» در اثر خویش به بررسی تقریبا 90 پژوهش که در برگیرنده تعاریف کاربردی تکرار جرم بوده اند پرداخت و سپس آنها را در گروههای ذیل دسته بندی کرد:

1-توقیف، تعداد بازداشت ها،سوابق ارتباط با پلیس؛ حضور در مقابل دادگاه؛زمان سپری شده قبل از اولین توقیف؛ آیا نتیجه توقیف محکومیت بود؟

2-محکومیت مجدد؛ محکومیت به حبس کمتر از یک سال( در Jail) یا بیشتر از یک سال ( در Prison)، جنایت یا کمتر از آن و مجازات؛

3-حبس، نوع محل حبس، و شدت جرم؛

4-تعدی از شرایط آزادی مشروط؛ ماهیت تعدی و تخطی مذکور؛ شدت نقض شرایط آزادی مشروط؛ آیا به دخالت پلیس منجر شد؟

5-تعلیق آزادی مشروط؛ جرم ارتکابی جدید و تعداد دفعات تعلیق های انجام شده...

6-نقض آزادی مشروط؛ ارتکاب جرم جدید؛ شدت جرم ارتکابی، و تعداد متوسط روزهای خوب (منظور روزهایی است که آزاد شده مشروط بدون ارتکاب جرم جدید یا نقض شرایط آزادی مشروط با موفقیت سپری نموده است).

7-جرم؛ شدت؛ تعداد؛ جرم جدید.

8-فرار؛ آیاحکم دستگیری صادر شده است؟

9-پرویشن( تعلیق مراقبتی)؛  نسبت بازداشت مجدد، مدت زمان بازداشت، تعدادتعدیات به پرویشن و حکم به تجاوز به آن.

هر کدام از این تعاریف در تحقیقات متعدد مورد استفاده قرار گرفتند، در حالی که خود آنها نیز کاربردی­تر شده اند. برای مثال، توقیف مجدد به عنوان یک معیار برای تکرار جرم، به گونه های مختلف کاربردی شده است؛ توقیف مجدد به خاطر ارتکاب جرم جنایی ( توقیف جنایی) ، تعداد توقیف ها، و تعداد توقیف  بر اساس نوع جرم ارتکابی. بر­اساس تفاوت تعریف های اتخاذ شده برای تکرار جرم، ممکن است نتایج تحقیقات نیز متعدد باشد.

 

مبانی نظری و مروری بر تحقیقات انجام شده

تبیین مفاهیم و سیر تحول کانون اصلاح و تربیت در مکاتب جزایی و اسناد بین‌المللی

اندیشمندان و علمای حقوق پس از سالها اعمال مجازات­های خشن و همانند با بزرگسالان بر کودکان و نوجوانان، به این نتیجه رسیدند که اعمال مجازات­های خشن و یکسان، راه­حلی برای اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان نیست. کودکان و نوجوانان به دلیل تفاوت­هایی که با بزرگسالان دارند، باید شیوه­های متمایزی نیز برای اصلاح و تربیت آن­ها مورد استفاده قرار گیرد.شیوه­هایی که بتواند در ضمن تنبیهی بودن، خاصیت بازپروری و توانبخشی بالایی داشته باشند تا کودک و نوجوان بعد از گذراندن دوران محکومیت خود بتواند به عنوان یک شهروند مولد و فعال دوباره به اجتماع بازگردد. به همین دلیل بود که اکثر کشورها بعد از انتشار دکترین مکتب تحققی و بالاخص دکترین مکتب دفاع اجتماعی نوین، شیوه­های خشن را از قوانین جزایی کشور خود زدودند و شیوه­هایی را برای مجازات کودکان و نوجوانان برگزیدند که وجهه اصلاحی و بازپروری آنها غالب بوده است.

با توجه به نظریه­های مختلفی که به دنبال این تحول مطرح شد، توجه ویژه­ای از نظر جرم­شناختی به جرایم کودکان و نوجوانان صورت گرفت، به گونه­ای که از نظر علم جرم­شناسی و روانشناسی، کودکان و نوجوانان به حدی از مجرمیّت نرسیده­اند که بتوان اصطلاح مجرم را در مورد آنها به کار برد، بلکه برای آنها باید از اصطلاح «معارض با قانون» استفاده کرد که بیانگر عدم شکل­گیری شخصیت مجرمانه و ظرفیت بالای بازپروری و اصلاح در آنهاست.

بازپروری به فرآیندی اطلاق می­شود که با فرض شناسایی کامل عوامل جرم­زا، درصدد ایجاد شرایطی باشیم که تمامی مجرمان به صورت عام، و کودکان و نوجوانان به صورت خاص، بتوانند مسیری را برای بازاجتماعی شدن بپیمایند و در نهایت با رفع علل ارتکاب جرم بتوانند دوباره به جامعه بازگردند.کودکان و نوجوانان نیز با توجه به تفاوت­های جسمی، روانی و جرم­شناختی که با بزرگسالان دارند باید در محیطی متفاوت از بزرگسالان مورد بازپروری قرار گیرند، به همین دلیل کانون اصلاح و تربیت برای بازپروری و اصلاح و تربیت این دسته از کودکان و نوجوانان ایجاد شده است.

الف- مفهوم کودک و نوجوان

«کودک ونوجوان به فردی اطلاق می­شود که از حیث جسمی، ذهنی و عاطفی آمادگی کافی برای امور فردی و اجتماعی خود را ندارند. حسب شرایط مختلف اقلیمی و محیطی، رسیدن فرد به حد بلوغ جسمی، عقلی و عاطفی در جامعه­ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است. از این رو معیار ثابتی در تمییز گذر از دوران کودکی و نوجوانی و ورود در دوران جوانی و بزرگسالی نمی­توان ارائه کرد.

معمولاً در نظام­های حقوقی کشورها، برحسب شرایط و مقتضیات اجتماعی خود، حد سنی معینی را که اصطلاحاً «سن مسئولیت کیفری» نامیده می­شود به عنوان اماره بلوغ و رشد جهت قابلیت پاسخگویی فرد به رفتار مجرمانه پیش بینی نموده­اند.( لنگرودی، 1372)

توصیه اکیدی که در مجموعه مقررات مربوط به دادرسی ویژه نوجوانان (مقررات پکن)، در خصوص تعیین سن مسئولیت کیفری به نظام­های حقوقی کشورها گردیده است،  این که سن مزبور با توجه به واقعیت های بلوغ عاطفی، روانی و عقلی اقلیمی و اجتماعی هماهنگی داشته باشد.[2]

ماده 1 معاهده کودک بدون تفکیک اصطلاح کودک و نوجوان واژه عمومی کودکان را به کلیه اشخاص زیر 18 سال، مشروط به اینکه طبق قانون قابل اجرا در کشوری سقف سنی دیگری مقرر نشده باشد اطلاق می­کند.[3]در حالیکه بخش 11 مقررات سازمان ملل در مورد کودکان و نوجوانان محروم از آزادی مصوب 1990، اشخاص زیر سن 18 سالگی را بدون قید و شرط «نوجوان» نامیده است.[4]

در علوم روانشناسی کودک، برحسب سیر رشد فرد، دوران کودکی تفکیک شده است. به فاصله سنی 12 تا 18 سال دوره نوجوانی و به پایین­تر از آن دوره کودکی گفته اند.(سادات، 1372، چاپ اول)

در حقوق کیفری ثمره علمی تفکیک دوره­های مزبور، در نحوه واکنشی است که در قبال رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان بر حسب تکامل دوره سنی، عاطفی و ذهنی اتخاذ می شود.[5]به نظر می رسد با توجه به تفاوت واکنشهای مقرر در حقوق کیفری نسبت به رفتار مجرمانه در دوره های سنی مختلف قبل از بلوغ جسمی، ذهنی و عاطفی، می توان تفکیک سنی دوره کودکی و نوجوانی را بر حسب علوم روانشناسی کودک پذیرفت. بنابراین دوره کودکی از بدو تولد تا سن 12 سالگی و دوره نوجوانی از 12 تا 18 سالگی است.»( موذن زادگان 1389، ص 112.)

علمای حقوق و فقهاء به جهت تأثیرات خاصی که دورة کودکی در حقوق و تکالیف دارد اقدام به تعریف آن نموده اند. از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه می­یابد. حد فاصل میان نوزادی ونوجوانی را عرف عام دوره­ای کودکی می­گویند.

علماء حقوق ذیل کلمه صغیر می گویند: پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو می شود، بدون این که احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.

همچنین ذیل واژة بلوغ می نویسند: سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می شود که عبارت از روئیدن موی در بعض قسمت های بدن، (در صورت، زیر بغل و اطراف آلت)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران، و استعداد بارور شدن دختران خواهد بود. اگر این ویژگی ها در کسی به منصة ظهور و مشاهده نرسد کودک است و الا نوجوان یا جوان خواهد بود. و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح «صغیر» به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی –نرسیداست.

فقها هم در بخش های وسیع از فقه به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته اند. حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می فرماید: «الصغیر وهو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله» صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد. چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی می­گردد.

دکتر وهبة الزحیلی در «الفقه الاسلامی و ادلته» می نویسد: «الصغر: طور به کل إنسان، یبدأ من حین الولاده الی البلوغ» کودکی دوره ای است که به هر انسانی خواهد گذشت، آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. و در ادامه می گوید: علما حنفی و مالکی گفته اند: صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی است که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند: که هفت سال تمام از عمرش گذشته است بنابراین مقطعی از عمر انسان به دورة کودکی اختصاص دارد، هر چند که از لحاظ عرفی، حقوقی و فقهی، مرز دقیقی برای آن تعیین نشده است. چون اوضاع شرایط محیطی، وراثتی و تغذیه در آن مؤثر است. اما با پیدایش یکی از حالات فوق انسان از وضعیت کودکی خارج و به دوره ای نوجوانی و جوانی وصل می­گردد.[6]

ب- معارض با قانون

نظریه منع«برچسب زنی» در جرم­شناسی که مبتنی بر توصیه به مقامات انتظامی، قضایی و جامعه از توصیف رفتار افراد در قالب عناوین مجرمانه و استعمال واژه های مجرم و یا بزهکار به ایشان است، اگرچه به چالش کشیده شده است(نجفی ابرند آبادی و هاشم بیگی 1377، صص205-204)

و این چالش در مورد بزرگسالان قابل تامل است، لیکن به نظر می­رسد که در مورد کودکان و نوجوانان به طور کامل باید رعایت شود. زیرا آنان که در جریان سیر طبیعی خود به سوی رشد و کمال عقل گام بر می­دارند تلقین پذیرند. وقتی که متصف به رفتار مجرمانه می­گردند، خود را در قالب این عنوان یافته و با آن هماهنگ می­شوند و خلاصی از ذهنیّت توصیف به «مجرم بودن» یا «بزهکار بودن» چنانچه محال نباشد حداقل بسیار دشوار است. به علاوه و مهمتر اینکه رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان گذرا و ناپایدار است و در جریان رشد و به تدریج تا زمان بلوغ و پختگی روانی و ذهنی اصلاح می­گردد.( سادات، همان، صص40-39) و از طرفی فاقد مسئولیت کیفری و یا فقد مسئولیتی همسان با بزرگسالان می­باشد.پس چگونه می­توان ایشان را مجرم یا بزهکار نامید؟؟

به همین جهت وفق قسمت «ف بند 5 اصول بنیادین رهنمودهای سازمان ملل برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان (رهنمودهای ریاض) مصوب سال 1991 میلادی» بنابر عقیده رایج میان کارشناسان، زدن برچسب منحرف، بزهکار و مستعد بزهکاری به نوجوان غالباً موجب پیدایش الگوی رفتاری ناپسند در ایشان می­گردد.[7]همینطور ماده 8 مقررات پکن نیز به حق نوجوانان مبنی بر حفظ حریم خصوصی ایشان از برچسب خوردن به عنوان بزهکار یا مجرم و افشا هویت ایشان تاکید نموده است.[8]

لذا با عنایت به مراتب مزبور به نظر می­رسد که اتخاذ واژه معارض با قانون در برخی متون دادرسی اطفال در زمینه توصیف آن دسته از کودکان و نوجوانانی است که رفتار ایشان در مغایرت با قوانین کیفری و دارای عناوین مجرمانه است، به مراتب شامل بار منفی کمتری نسبت به واژه­های بزهکار، مجرم یا منحرف می­باشد. به کار بردن واژه های مزبور به صورت نا خودآگاه رفتاری ضد­اجتماعی در کودکان و نوجوانان به وجود می­آورد.( موذن زادگان، 1389، ص 112)

ج- بازپروری

اصطلاح بازپروری متضمن این معناست که بزهکار دارای سابقه و توانایی­های یک شهروند مولد است و به همین دلیل قبل از هر چیز او باید دوباره آموزش دیده و به سوی ارزش هایی که در یک حیات مولد و برای یک شهروند مفید­ ضروری است سوق داده شود. برخی از متخصصان معتقندند به جای بازپروری (Rehabilitation) باید اصطلاح پرورش(Habilitation) استفاده کرد. «پرورش» بر این واقعیت تاکید می­کند که بسیاری از مجرمان در محیطی جرم­زا و بدون دستیابی به حتی احساسات اخلاقی یا کلاس­های درس و امکانات اشتغال رشد می­کنند و نمی­توانند بنیان زندگی مستقل و فارغ از بزهکاری را پی بریزند. برای چنین گروهی از بزهکاران «پرورش» دقیقاً به معنای نیاز به برخورداری از مهارت­های اساسی برای اولین بار است.

استفاده بسیار متداول از بازپروری متضمن پذیرش نکاتی چند راجع به بزهکار و برنامه­های اصلاح و تربیت می­باشد، که از آن جمله است:

1-بزهکاران (زندانی) مشکلاتی دارند که علت مستقیم بزهکاری آنان است.

2-پرسنل برنامه­های اصلاح و تربیت دقیقاً می­توانند این مشکلات را تشخیص داده و درمان­های مناسب را برای اشخاص در دسترس داشته باشند.

3-این درمان­ها ترجیحاً به مورد اجرا در خواهند آمد.

4-مشکلات در نتیجه استفاده از این درمان­ها «رفع» شده و یا حداقل کاهش می­یابند.

5-به علاوه در نتیجه کاهش مشکلات مذکور رفتار جنایی افراد نیز کاهش خواهد یافت.

به این ترتیب هدف اصلی از بازپروری بزهکاران، پیشگیری از تکرار جرم آنها و یا کاهش نرخ آن است. راهبرد بازپروری برتغییر رفتار بزهکاران جهت عدم استمرار اعمال مجرمانه آنها تکیه می کند. در این راستا هدف آن است که با «تشخیص» تفاوت­های آنها، مناسب­ترین و موثرترین شیوه برای تغییر رفتار غیر­قانونی بزهکاران اتخاذ گردد. این تشخیص با استفاده ار تئوری­های روانشناسی و دانش­هایی که می­توانند در تغییر و اصلاح رفتارهای غیر قانونی و مجرمانه بزهکاران مورد استفاده قرار گیرند، صورت می­پذیرد.

پژوهشگران روانشناسی تاکید می­کنند که برنامه­های اصلاحی و درمانی موثر برای پیشگیری از تکرار جرم، باید از اصولی چند تبعیت کنند. اول آنکه درمان باید مستقیماً متوجه آن دسته از ویژگی­هایی باشد که قابل تغییر بوده (ویژگی های دینامیک یا سیال) و در ارتباط مستقیم با رفتار مجرمانه فرد هستند. عوامل جرم­زا عوامل متعددی هستند که در بروز رفتار مجرمانه مؤثرند. سن، جنس و اشتغال به ارتکاب جرم در سنین اولیه از آن جمله اند. در مقایسه با سایر عوامل، ارتکاب جرم در سنین نوجوانی برای پسران، احتمال ارتکاب مستمر جرم را در آینده افزایش می­دهد. با این وجود چنین ویژگی­های آماری و از جمله سن و جنس-گرچه می­تواند در پیش­بینی تکرار جرم مورد استفاده قرار گیرد- اما در برنامه­های درمانی قابل استفاده نیستند .در حالیکه فاکتورها و عوامل سیال و قابل تغییر باید بخشی از آماج­های برنامه­های درمانی را تشکیل دهند.

علاوه بر این، در­درجه دوم، برنامه­های اصلاحی و تربیتی که برای بازپروری بزهکاران تنظیم می­گردد، ضرورتاً باید بوسیله کارکنان کارآزموده و ماهر، به همان ترتیبی که برنامه­ریزی شده اند، به مورد اجرا درآیند. اجرای برنامه­های مذکور بوسیله پرسنل فاقد مهارت و کاردانی نمی­تواند کاهش تکرار جرم را در پی داشته باشد.

در اجرای برنامه­های اصلاح و تربیت اصل سومی نیز باید رعایت شود و آن این است که برنامه­ها کسانی را باید مورد هدف قرار دهند که در معرض تکرار جرم هستند، زیرا کاهش تکرار جرم قابل اندازه­گیری و ارزیابی است. بسیاری از بزهکاران از درجه تکرار جرم اندکی برخوردارند و تاثیر برنامه­های اصلاح و تربیت بر کاهش تکرار جرم آنها به سختی قابل ارزیابی است.

آخرین اصل اجرای برنامه های اصلاحی و درمانی موثر این است که این برنامه ها باید به ترتیبی اجرا شود که با توانایی­ها و قابلیت­های فراگیری بزهکاران متناسب باشند. بر این اساس باید ویژگی­های رفتار فردی و اجتماعی بزهکاران مدنظر قرار گیرد.( غلامی، 1390، صص 62-60).

د- کانون اصلاح و تربیت

بزهکاری کودکان و نوجوانان و روش­های خاص اصلاح و تربیت آنان، با توجه به شرایط سنّی و اجتماعی و علل و انگیزه­های غالباً متفاوت بزهکاری در این قشر با بزرگسالان، موجب تغییر نگرش و توجه جرم­شناسان و جامعه­شناسان و مددکاران اکثر جوامع شده و در نهایت موجب گردید تمهیداتی جهت نگهداری و تربیت و تهذیب کودکان و نوجوانان معارض با قانون با قوانین خاص در نظر گرفته شود. به همین منظور در ایران در سال 1347 در منطقه شمال غرب تهران واقع در منطقه شهر زیبا ساختمان و ابنیه اولین مجتمع نگهداری این کودکان و نوجوانان معارض با قانون با نام «کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان» تاسیس و شروع به فعالیت نمود.

طبق ماده 17 آیین­نامه اجرایی سازمان زندان­ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب 20/9/1384، کانون مزبور چنین تعریف شده است: «کانون اصلاح  تربیت مرکزی است که اطفال و نوجوانان بزهکار کمتر از 18 سال تمام در آنجا برای اصلاح، تربیت و آموزش نگهداری می شوند.»

به عبارت دیگر کلیه ارکان و بخش­های کانون اصلاح و تربیت در مسیر این هدف قرار دارند تا کودکان و نوجوانانی که دارای شخصیت معارض با قوانین جامعه دارند را با شیوه­های خاص، مورد اصلاح و تربیت قرار دهند تا در نهایت کودک یا نوجوان بتواند با بهره­گیری از روش­های تربیتی اعمال شده، به عنوان نیرویی مفید و مولد دوباره به اجتماع بازگردد. در فصل دوم این بخش کانون اصلاح و تربیت به صورت کامل تحت عنوان یک فصل، با تمامی ارکان و اهداف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

سابقه تشکیل کانون اصلاح و تربیت در مکاتب کیفری و اسناد بین‌المللی

در این گفتار به عقاید و نظرات مکاتب مختلف و اسناد بین المللی در ارتباط با مسئله اصلاح و تربیت اطفال و نوجوانان بزهکار خواهیم پرداخت. با مطالعه نظرات اندیشمندان مکاتب مختلف به این نتیجه می­رسیم که سالیان درازی تفاوتی در میزان مجازات اطفال و بزرگسالان دیده نمی­شود. قوای حاکمه در مواجهه با بزهکاری تمام توجّه خود را به جرم ارتکابی معطوف کرده و از مجازات به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و ترس و عامل بازدارنده استفاده می­نمایند. به فرد مجرم توجه نکرده و برای بازگشت مجدد او به جامعه تدابیر اصلاحی و تربیتی اتخاذ نمی­کنند. امّا با گذر زمان و ظهور مکاتب مختلف و اندیشه­های نو در خصوص وضع قوانین و توجه به فرد بزهکار، موضوع اصلاح و تربیت بزهکار مطرح و مورد توجه قانونگذاران بسیاری از کشورها قرار می­گیرد. به گونه­ای که امروزه مسئله اصلاح و تربیت به خصوص اطفال و نوجوانان بزهکار به عنوان هدف اصلی مطرح و به مجازات به عنوان ابزار ثانوی نگاه می گردد. در ادامه به سابقه تاریخی تشکیل مراکز اصلاحی و تربیتی در برخی کشورها که با الهام از نظرات پیروان مکاتب اتفاق افتاده، خواهیم پرداخت و در نهایت اسناد بین المللی را به صورت مختصر مورد بررسی قرار می­دهیم.

دانشمندان و فلاسفه به پیروی از عقاید فلاسفه مخصوصاً سقراط و افلاطون، شدت مجازات را مورد انتقاد قرار دادند. سقراط ضمن انتقاد از شدت مجازات­ها ، معتقد بود که ما «نبایستی با تبهکاران با خشونت رفتار کنیم، بلکه باید به آنها بیاموزیم که به چه ترتیب از ارتکاب بزه خودداری نمایند. زیرا جنایت ثمره جهل و نادانی است و تعداد بیشماری از افراد که در نتیجه بد شانسی نتوانسته­اند معرفتی کسب کنند مرتکب جرم می شوند.» افلاطون عوامل اجتماعی و اقتصادی مخصوصاً فقر و ثروت را منشا بروز جرایم اعلام نموده است. او اعتقاد دارد که دو عامل مذکور عواطف انسانی را دگرگون ساخته و افراد را به طرف ارتکاب جرم سوق می­دهد.

ارکان کانون اصلاح و تربیت و نقش آنها در بازپروری کودکان و نوجوانان

اقدامات و فعالیّت­های کانون در حالت کلّی شامل اقدامات تامینی، اقدامات تربیتی و اصلاحی، اقدامات رفاهی و مراقبت بعد از خروج می باشد.

- اقدامات تامینی شامل: پذیرش و تشخیص، اسکان، ملاقات، اقدامات حمایتی، بهداشت، درمان و تغذیه؛

- اقدامات تربیتی و اصلاحی شامل: مددکاری، فرهنگی و آموزشی- روانشناسی؛

- اقدامات رفاهی شامل: برگزاری اردوهای تفریحی، زیارتی، سیاحتی، برگزاری رقابت­های ورزشی و استفاده از امکانات استخر و ورزشگاه...؛

- مراقبت بعد از خروج هم شامل: اقدامات روانشناسی و مددکاری بعد از خروج از کانون، خانه های حمایتی که تامین­کننده نیازهای عاطفی،آموزشی،مالی و... می باشد. (موحدی محصل طوسی، 1381، صص19 تا25)

کانون اصلاح و تربیت به طور متوسط 250 الی 270 مددجو را در خود جای می دهد و بر حسب سن و نوع جرم به پنج گروه تقسیم می نماید. هر مددجو با توجه به میزان تحصیلات و علاقه در یکی از کارگاه­های موجود در کانون تحت آموزش قرار گیرد. مدیر کانون به پیشنهاد مدیر کل زندانهای هر استان و با تایید رئیس سازمان زندانها منصوب می­شود که مدیریت و سیاست گزاری­های کانون و سایر وظایف و اختیاراتی که در طول فصل به آن اشاره خواهیم کرد را به عهده دارد.

براساس ماده 19 آیین نامه قانونی و مقررات سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی،«کانون اصلاح و تربیت مرکزی است جهت نگهداری، اصلاح و تربیت، تهذیب اطفال غیر بالغ و بزهکارانی که کمتر از 18 سال سن دارند.» از مهمترین آثار تاسیس کانون اصلاح و تربیت جداسازی مجرمان زیر 18 سال ازمجرمان بزرگسال و برنامه های ویژه برای اصلاح و تربیت برای بازگرداندن مجدّد به جامعه است. با توجه به اینکه بزهکاری پدیده­ای زیستی، روانی و اجتماعی است و نظر به این که عوامل اجتماعی نقش موثری در ارتکاب و رفع آن دارند، به همین جهت اداره کانون بر مبنای مشارکت می باشد.کانون اصلاح و تربیت از 4 قسمت مجزا تشکیل شده است.  هر قسمت با توجه به کارکنان و متخصصان وظایف مختلفی را بر عهده دارند. در هر قسمت اطفال بر حسب سن،  با رعایت تبصره ذیل ماده 23 قانون تشکیل دادگاههای اطفال بزهکار و سابقه ارتکاب جرم و حتی الامکان از نظر جرم و درجه تربیت­پذیری طبقه بندی خواهند شد. قسمت های مختلف کانون عبارتند از:

1-قسمت نگهداری موقت

2-واحد پذیرش و تشخیص و تحیقات جرم شناسی

3-قسمت آموزش

4-قسمت زندان (اندرزگاه) 

بررسی جرم‌شناختی علل تکرار جرم در کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت با رویکردی میدانی

تکرار جرم، از جمله دقیق­ترین و سخت­ترین مباحث حقوق کیفری است. هم از آن جهت که با مسایل جزایی و اجتماعی مرتبط است و هم بدان دلیل که در راستای عدالت، در ارتباط با آن مشکلات متعددی برای دادگاه­ها ایجاد می­شود. تکرار جرم بی­گمان ظریف­ترین مساله جرم­شناسی را نیز تشکیل می­دهد که باید به حل آن پرداخت و مساله­ای در حاشیه تبهکاری نیست.

برای مقابله با بازگشت بزهکاران به جرم، قانونگذاران، مجریان قوانین و متخصصین و پژوهشگران عرصه­های مختلف علوم جنایی و از جمله جرم شناسی از راهکارها، تدابیر و روش های متعددی سود جسته­اند تا بر این معضل حقوق کیفری و نهادهای اصلاح و تربیت فایق آیند.تکرار جرم علاوه بر آنکه نشانه ناتوانی و قصور بزهکار جهت باز اجتماعی شدن و انطباق با حیات عاری از جرم است، بیانگر کاستی و ناتوانی نهادهای مجری عدالت کیفری، جهت بازسازگاری و بازپروری بزهکار و همچنین پیشگیری از جرم هست. به این ترتیب با وجود صرف هزینه های فوق العاده سنگین در نظام عدالت کیفری که مصروف تاسیس دادگاه­ها، زندان­های عظیم، کارگاه­های آموزش علمی و حرفه ای، تحقیقات متعدد در مراحل تشخیص و درمان و غیره می گردد، بازگشت بزهکاران به جرم، همچنان امری پایدار و مستمر است.( غلامی، 1390، ،صص15 و 16)

تکرار جرم بویژه در جرایم ارتکابی کودکان و نوجوانان بزهکار امری است که به مراتب اهمیت بیشتری دارد. زیرا کودکان و نوجوانان در سنینی قرار دارند که در صورت ارتکاب بزه شرایط مساعد­تری برای بازپروری و بازگشت به جامعه را نسبت به بزرگسالان دارا می­باشند. اما تکرار جرم از سوی آنها مبین این مساله است که تلاش نهادهای اصلاحی و تربیتی در بازپروری آنها بی­نتیجه بوده و جرم در آنها رو به نهادینه شدن است.

در مورد کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت می­توان گفت که عامل اصلی تکرار جرم را باید در همان عوامل ارتکاب جرم جستجو کرد. نداشتن خانواده و در اغلب موارد داشتن خانواده­های از هم گسیخته (اکثراً معتاد)، محیط زندگی نامناسب و جرم زا که غالباً در مناطق حاشیه نشین و فقیر اطراف شهر می­باشد همه و همه از عواملی هستند که کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت بعد از آزاد شدن دوباره به آن باز می گردند و همان عواملی که باعث ارتکاب جرم برای بار اول شده بود باعث تکرار آنها برای بارها و بارها می­شود. داشتن خانواده­های معتاد باعث گرایش به اعتیاد شده و اعتیاد زمینه بسیاری از جرایم مانند کیف زنی، خفت گیری، سرقت، خریدو فروش مواد مخدر( اغلب در پسران) و فرار از خانه، روابط نامشروع (اغلب در دختران) فراهم می­آورد.( شامبیایتی، 1384، انتشارات مجد، ص 118)

 

علت شناسی تکرار جرم در پرتو نظریه های دانشمندان جرم شناسی

اغلب مردمزمانی که برای نخستین بار با واژه نظریه روبرو می­ شوند به سرعت از خود مقاومت نشان می­دهند. دلیل این مساله، این باور آنهاست که نظریه، چیزی انتزاعی است و قابلیّت پیاده شدن واقعی در «دنیای واقعی» را ندارد. امّا آنچه را که آنها متوجه نمی­شوند، این است که ما، همگی از نظریه استفاده می­کنیم؛ نظریه بخشی از زندگی روزمره است. زمانی که شما تکه­ای ابر سیاه در آسمان می بینید و می گویید که باران خواهد بارید، دقیقاً نوعی نظریه را بکار برده اید.البته این نظریه نسبتاً ساده است اما به هر حال، بیانگر روابط میان ابرها به طور کلی، ابرهایی که سیاه هستند و قطرات بارانی است که از آسمان فرو می ریزد.

از آنجایی که معمولاً بیش از یک نظریه وجود دارد که ادعای تشریح ارتکاب جرم را در هر زمان داراست، باید نظریه ای را انتخاب و بحث کرد که ملاک­های لازم برای یک نظریه خوب را دارا باشد. نظریه خوب نظریه­ای است که از نظر منطقی، به خوبی ساختار بندی شده، بر شالوده شواهد و قرائن در دسترس بنا گردیده و از سوی تحقیقات بعدی حمایت و پشتیبانی شود. چنین نظریه ای هم چنان از خلال حقایق گوناگون، معنای خود را پیدا می­کند و ما را از شرایط اطراف پدیده­ای که در پی توصیف آن است، آگاه می­سازد.از آنجا که نظریه های گوناگونی در رابطه با علل ارتکاب جرم در کودکان و نوجوانان و هم چنین علل تکرار جرم در میان آنها وجود دارد، ما سعی می­کنیم از نظریه هایی برای بیان مطالب استفاده کنیم که بیشترین رابطه را با یافته های پژوهش دارد و در بیان علل تکرار جرم در میان کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت قدرت کامل را داشته باشد.

الف- نظریه خرده فرهنگ بزهکاری کوهن

« پسران بزهکار:فرهنگ ولگردان»(1995)، اثر آلبرت کوهن[9] اوّلین تلاش برای حل این مساله بود که چگونه یک خرده فرهنگ بزهکاری می­تواند آغاز شود. کوهن همچنین تلاش می­کند تا دیدگاههای مختلف نظری شامل کارهای کلیفوردشاو و هنری مک کی، ادوین ساترلند و رابرت مرتون را در هم ادعام کند.( این نظریه ها در صفحات بعد بیان خواهند شد)

اوّلین مسایل عمده موقعیتی که بچه های طبقه پایین با آن روبرو می­شوند، در نظام مدرسه یافت می­شود. این بچه­ها نه تنها باید به رقابت با بچه­های طبقه متوسط بپردازند بلکه بوسیله بزرگسالانی که با «­خط کش طبقه متوسط» یعنی نظامی از استانداردها، که برای بچه­های طبقه پایین رسیدن به آن مشکل است، ارزیابی می­شوند. این استانداردها شامل، مشارکت، به تاخیر انداختن پاداش، وضع اهداف دراز مدت، و احترام به دارایی­­های دیگران است. تمامی این موارد به طور ذاتی در ارتباط با ثروتمند بودن یک فرد و داشتن والدینی کاملاً مطلع از آینده و پرداخت شدن کامل حقوق می باشد. هیچکدام از این استانداردها برای والدین بچه های طبقه پایین، بدیهی و روشن نیست و نمی توان از آنها انتظار داشت که به فرزندانشان دروغ بگویند. در این چارچوب رقابتی، بچه­های طبقه پایین ، در راه کسب موفقیت، در میان دانش­آموزان جلوتر و معلمان عقب  می مانند. آنانی که بیشتر احساس زیان می­کنند، بیشتر از محرومیت در رنج هستند.کوهن با بکار گیری ساز و کار فرویدی قالب بندی واکنش( سازو کاری دفاعی برای غلبه بر تشویش) نوعی واکنش خصمانه را که ممکن است نسبت به ارزش­های طبقه متوسط اتفاق افتد، نشان می دهد.

نکات عمده این نظریه عبارتند از:

1-اعضای جامعه دارای نظام ارزشی مشترکی هستند که بر ارزش­هایی خاص نسبت به دیگر ارزش­ها تاکید دارد. در ایالات متحده این ارزش­ها ارتباط تنگاتنگ با طبقه متوسط دارد.

2-اغلب این ارزش­های مشترک، بر اهدافی تاکید دارند که به  بدست آوردن موقعیت منجر می­شود. لذا موقعیّت به خودی خود به یک هدف تایید شده تبدیل می­شود.

3-فرصت­ها برای رسیدن به این اهداف بیشتر در دسترس طبقه متوسط است تا طبقه پایین.

4-نهادهای اجتماعی بویژه مدرسه، بازتاب­دهنده ارزش­های مورد هدف طبقه متوسط هستند و از آنها برای ارزیابی آنانی که با این نهادها در تماس هستند، استفاده می کنند.

5-جوانان طبقه پایین به دلیل فرصت­های محدودشان، اغلب از سوی نظام مدرسه ، نامطلوب ارزیابی می­شوند که به محرومیت آنها در دنبال کردن عامل موقعیت منجر می شود.

در این نظریه کوهن به­خوبی و به صورت واضح به شرح مسایلی می­پردازد که می توان گفت عوامل ابتدایی و بنیادین در علل گرایش اطفال و نوجوانان بزهکار به سوی جرم است. در این نظریه کوهن از ارزش­هایی سخن به میان می­آورد که در جامعه برای تمامی اقشار( چه متوسط چه پایین) تعریف شده و همه باید از آنها پیروی کنند. عدم پیروی از این ارزش­ها تخلف از ارزش های جامعه تلقی می­شود. کودکان هر جامعه­ای غیر از محیط خانواده، اولین قدم در اجتماع را با ورود به مدرسه تجربه می­کنند که محل بیان ارزش­های اجتماع برای آنهاست. در این میان چون این ارزش ها برای کودکان طبقه پایین غیر قابل اجرا می­شود، او خود را در تضاد و تعارض با ارزش ها می­یابد و در صدد ایجاد خرده فرهنگی سازگار با شرایط برای خود و هم نوعان خود می­شود که گاهی این خرده فرهنگ در تضاد با ارزش­های طبقه متوسط و جامعه است که منجر به شکل­گیری خرده­فرهنگ­های بزهکاری در میان این اقشار می­شود.

ب- نظریه نابهنجاری مرتون[10]

اگرچه عمر نظریه مرتون به سال های قبل از سال 1938 می­رسد، اما هنوز هم در میان موثرترین نظریه­های جرم­شناختی قرار دارد. این نظریه هنوز تفاسیر و تحقیقات زیادی را به خود مشغول می­کند و تغییرات گوناگونی در ارتباط با آن ارائه شده است. افزون آنکه عوامل نظریه نابهنجاری حداقل در بخشی از آن، در بیشتر نظریه­های جرم­شناختی معاصر یافت می­شود.

نظریه نابهنجاری مرتون پیش از حرفه، یک نظریه در باره انحراف است؛ یعنی، بر بزهکاری تمرکز نمی­یابد. افزون آنکه مفهوم مرتون از انحراف مفهومی نسبتاً عمومی است. وقتی تصور یک فرد از جامعه بر «­اهدافی» خوش­تراش برای اعضای آن و راههای همسان برای رسیدن به آن اهداف تاکید می­کند، انحراف عبارت است از هرگونه رفتاری که از ارزش­های پذیرفته شده ، تبعیت نمی­نماید. مثلاً مرتون از واژه « انحراف» برای نشان دادن رفتار دیوانسالاری همانند رفتار مجرمانه استفاده می­کند.

مرتون اشاره می­کند که برخی از «اهداف» به شدت از خلال جامعه مور تاکید هستند ( او از مثال موقعیت­های مالی یاد می کند). جامعه هم به برخی« ابزار» (­مانند کار سخت، تحصیلات، شروع از پایین و حرکت به سوی بالا) تاکید دارد (­به آنها مشروعیت می بخشد). .وقتی این اهداف به شدّت مورد تاکید قرار می­گیرند، مانند مثال مرتون راجع به موقعیّت­های مالی در ایالات متحده، زمینه برای ظهور نابهنجاری آسان می­شود. همه افراد دارای راهی یکسان برای دستیابی به موفقیت مالی یکسان نیستند و در نتیجه این افراد به دنبال راههای دیگر، یعنی احتمال راههای نامشروع برای کسب موفقیت هستند. به دلیل وجود نابرابری اجتماعی، راههای تایید شده برای رسیدن به اهداف موفقیت، به راحتی در دسترس برخی از گروهها در جامعه نیست. حتّی اگر گفته شود که اهداف برای همگان به طور مساوی به کار برده می­شود. برخی از گروههای مردم مثلاً طبقه پایین اجتماعی و اقلیت­ها ممکن است در بدست آوردن موقعیت­های تجاری که به آنها اجازه دنبال کردن اهداف مربوط به موقعیت­های مالی را می­دهد، فاقد هرگونه مزیّتی باشد.به نظر مرتون زمانی که این نابرابری بدلیل شیوه­ای که جامعه بدان ترتیب ساختار­بندی شده، وجود دارد، ساختار اجتماعی، ساختاری نابهنجار است.

 با توجه به ابنکه بخش­های گوناگونی از جامعه وجود دارد که در آن راههای مشروع رسیدن به موفقیت به شدت محدود می­باشد بی­آنکه کاهشی مشابه در تاکید بر پیشرفت وجود داشته باشد، به نظر می­رسد که ایالات متحده در یک حالت نابهنجار دائمی قرار دارد. افرادی که در این شرایط نابهنجار (­به طور گسترده طبقات پایین) گرفتار آمده­اند بعداً در مقابل فشار ناشی از ناتوانی همساز کردن آرزوهایشان با فرصت­های محدودشان قرار می گیرند. بر اساس قالب­بندی نابهنجاری توسط دورکیم، این مساله بدان معنی نیست که شرایط دائمی است. چنانچه شرایط اجتماعی تغییر می­کند، منجر به نابرابری های بیشتر یا کمتر می­شود و به همین شکل درجه نابهنجاری نیز کم یا زیاد می­شود.

شیوه­های تطابقی که مرتون ارائه می­کند به شرح زیر است:

در مورد کودکان و نوجوانان نیز می­توان گفت، وقتی براساس نظریه قبلی، کودک از محیط مدرسه بدلیل ناسازگاری با ارزش­های طبقه پایین طرد می شود (­چه آشکار چه پنهان) بسوی خرده­فرهنگ­های طبقات پایین گرایش پیدا می­کند. اما از آنجا که اهداف برای تمامی جامعه به صورت یکسان تفهیم شده است، حتی این خرده­فرهنگ­های بزهکار نیز خواهان دستیابی به اهداف مشروع جامعه می­باشند. تلاش برای کسب ثروت و به تبع آن دستیابی به آمال و آرزوها، کسب احترام اجتماعی با ابزار ثروت از خواسته­های این گروهها نیز می باشد. اما چون آنها ابزارها مقرر شده را قبول ندارند با استفاده از شیوه های نامشروع تلاش در دستیابی به اهداف برمی آیند. این همان چیزی است که مرتون از آن به وضعیت نابهنجار یا انحراف یاد می­کند.

ج- نظریه معاشرت ترجیحی ساترلند[11]

اوّلین پیشنهاد مربوط به نظریه معاشرت ترجیحی در چاپ دوم کتاب «­اصول جرم­شناسی­» آورده شد. این حمایت به شالوده­ای برای نظریه معاشرت ترجیحی تبدیل شد که ساترلند آن را به شکلی کاملتر، توسعه داد.

امروزه، نظریه معاشرت ترجیحی ساترلند به عنوان یکی از معروف­ترین نظریه های رفتار مجرمانه باقی مانده است. دونالد کرسی از این نظریه به عنوان نظریه قهرمان و به عنوان شریک در تالیف کتاب درسی ساترلند یاد می­کند. خود نظریه، حالتی دولایه دارد .در لایه نخست، این نظریه چنین بیان می­کند که سازمان گروه ترجیحی تشریح کننده نرخ های متغیر جرم است و در لایه دوم، معاشرت ترجیحی تشریح کننده رفتار مجرمانه فرد می­باشد. (همان منبع، ص99و 100)

منظور ساترلند از اصطلاح« معاشرت ترجیحی» آن است که «­محتوای الگوهای ارائه شده در معاشرت» از فردی به فرد دیگر تفاوت می­کند .لذا او هرگز بر این باور نبود که صرف «­معاشرت» با مجرمان موجب بروز رفتار مجرمانه می­شود. در عوض، محتوای ارتباطات از سوی دیگران به عنوان نقطه تاکید و تمرکز بود. بزه از نگاه ساترلند به مثابه پیامد ارزش­های متعارض بود، یعنی فردی رفتارهای تایید شده فرهنگی ای را دنبال می­کرد که از سوی جامعه بزرگتر مورد تایید نبود.(همان منبع، ص94 و 95)

طرق موثر در بازسازی فردی کودکان و نوجوانان معارض با قانون

علاوه بر روش هایی که در گفتار قبل به آنها اشاره شد و مربوط به برنامه ها و ساختار کانون اصلاح و تربیت بودند، برای جلوگیری از تکرار جرم در کودکان و نوجوانان، خود آنها نیز باید در مسیری قرار گیرند که کمترین تماس را با عوامل جرم زا داشته باشند.به عبارت دیگر از نظر ویژگی های فردی نیز باید در سمت و سویی قرار بگیرند که زمینه تکرار جرم در آنها از بین رود.د این میان به نقش تحصیل و اشتغال و مذهب در جلوگیری از تکرار جرم اشاره شد و یادآور شدیم که تعالی هر کدام از این موارد می تواند در روند تربیتی کودکان و نوجوانان معارض با قانون میسر باشد.

الف- همسو شدن کودک و نوجوان با برنامه های اصلاحی کانون اصلاح و تربیت

اجرای برنامه های تربیتی زمانی مفید فایده خواهد بود که کودک و نوجوان به فضای ایجاد شده اعتماد کند و به این باور برسد که اعمالی که تا به حال بر علیه اصول و قواعد اجتماعی انجام داده است، خلاف قانون و مضر برای اجتماع است. تفهیم این موارد بر عهده کانون اصلاح و تربیت است. اما در کنار وظایفی که مددکاران و روانشناسان کانون برعهده دارند خود کودک و نوجوان نیز باید ویژگی هایی را در خود پرورش دهد تا بتواند با برنامه های کانون همسو شده و در نهایت با همکاری کانون به هدف نهایی یعنی تربیت و بازپروری برسد. داشتن روحیه همیاری، دادن اطلاعات صحیح، انجام برنامه های تربیتی و تغییر نگرش نسبت به کانون اصلاح و تربیت، افزایش روحیه و اعتماد به نفس و تغییر دیدگاه خود نسبت به خود و محیط خانوادگی از جمله مواردی است که می تواند در کار برنامه های کانون باعث تغییر فردی کودک و نوجوان شود.

در این مورد نیز این کانون اصلاح و تربیت و برنامه ها و مربیان آن اند که نقش اصلی را بر عهده دارند. اما خود کودک و نوجوان نیز می تواند با تقویت ویژگی های اخلاقی روند این مسیر را تسریع بخشد.

 

همکاری خانواده های مددجویان برای تحقق برنامه های اصلاحی و تربیتی

در میان عوامل فردی(­یا همان غیر کانونی)، خانواده عامل مهمی است که می تواند نقش بسیاری در بازپروری فرد ایفا نماید.به همان اندازه که خانواده می­تواند در گرایش کودک و نوجوان به سمت جرم و تکرار آن تاثیر داشته باشد، به همان اندازه نیز می تواند عامل مهمی در بازپروری او باشد. منظور از خانواده در این قسمت، خانواده هایی هستند که از نظر اخلاقی و اجتماعی سالم و دارای شرایط مناسبی هستند و گرنه خانواده هایی که ناسالم بوده و خود جزو عوامل ارتکاب جرم اند، نمی توانند در ابتدا تاثیرگذار باشند. زیرا ابتداً خود این خانواده ها به کمک بخش مراقبت بعد از خروج باید مورد اصلاح قرار گیرند تا در مرحله بعد دارای نقش اصلاحی شوند.

امّا کودکان و نوجوانان معارض با قانونی نیز هستند که خانواده آنها از نظر ارزش های اجتماعی کاملاً مناسبند و دلیل گرایش او به سمت جرم عواملی غیر از خانواده است.در این حالت خانواده ها با همکاری موثری که می توانند با کانون و مددکاران و مشاوران و بالاخص بخش مراقبت بعد از خروج داشته باشند، مهمترین نقش را در بازپروری کودک و نوجوان می توانند ایفا نمایند. زیرا بعد از آزادی از کانون، این خانواده است که پذیرای کودک و نوجوان است و با فرض اصلاح کودک و نوجوان در طی مدت اقامت در کانون می­توان به بازپروری او در سایه حمایت­های خانواده امید داشت.

کانون اصلاح و تربیت می­تواند با ایجاد بخشی مختص خانواده های کودکان و نوجوانان، در ابتدا به شناسایی خانواده های آنها بپردازد و اگر از نظر شرایط خانوادگی نامناسب تشخیص داده شدند، می تواند در صورت اصلاح، با روش های مختلف محیط خانوادگی را سالم نماید و در صورت عدم اصلاح کودک را به سازمانهای ذی­صلاح تحویل دهد. اما اگر خانواده های آنها از نظر اصول اجتماعی مورد تایید قرار گرفتند می توانند با ارتباط تنگاتنگ با کانون اصلاح و تربیت، گامی موثر در بازپروری کودک و نوجوان خود برداردند.

 

پیشینه پژوهش

نتایج تحقیقات زمانی  بر کشف رابطه ی بین سطوح عزت نفس و درجات بزهکاری متمرکز است مطالعه طولانی مدت بر روی 132 نوجوان انجام شد . این نوجوانان جرائم گوناگونی از خفیف مانند فرار از مدرسه و مصرف مشروب تا شدید مانند سرقت و جیب بری و فروش مواد مخدر تا جرائم جدی تر مانند تجاوز به زور را مرتکب شده بودند و نتیجه این مطالعه نشان داد که افرادی که جرائم شدید و جدی را انجام داده بودند به طور معنی داری عزت نفس پایینی داشتند.

اشرف پور وهمکاران (1393) دریافتند نوجوانانی که جرائم جنسی شدیدی داده بودند نمرات عزت نفسی پایینی در مقایسه با گروه های دیگر داشتند . مطالعه ی دیگری به صورت مقطعی بر روی 10 نوجوان دختر انجام شد. که جرائم جنسی مرتکب شده بودند این مطالعه نشان داد اکثر آنان عزت نفس پایینی داشتند.

صرامی  (1391)در  مطالعه ی دیگری در بوشهر  بر روی 27 بزهکار نوجوان که جرائم جنسی مرتکب شده بودند و 78 بزهکار که جرائم غیر جنسی به طور معنی داری نمرات پایینی در آزمون عزن نفس روزنبرگ کسب کرده اند.

موفقیت و همکاران (1393)در زمینه ی بررسی عزن نفس پایین و بزهکاری به این نتیجه رسیدند که بین عزن نفس پایین و بزهکاری رابطه وجود دارد

اشرفی وهمکاران (1394) در تحقیقات خود بر روی 50 تن از زنان زندانی تهران دریافت که برنامه های مذهبی،ومشاوره ای تاثیر زیادی بر کاهش اضطراب واسترس آنان دارد.

میسترتا (2006) در پزوهشی بر روی نوجوانان مدارس آمریکایی در زیمنه ی علت مشارکت نکردن در فعالیت های مدرسه و انجام دادن اعمال بزهکارانه به این نتیجه رسید که سطح تحمل ناکامی کم (LEF) به همراه علاقه نداشتن به فعالیت های درسی و شرکت نکردن در فعالیت های ورزشی در مدرسه عامل مهممی برای شکست و ناکامی فرد بوده و این سیکل معیوب مشارکت فرد در بزهکاری را سرعت می بخشد.

کین برگ  (2007) عومامل فردی و اجتماعی و محیطی موثر بر تکرار جرم در نوجوانان بزهکار را که بر روی 137 پسر و 31 دختر انجام شد بررسی کرد . او به این نتیجه رسید که سطح تحمل ناکامی کم هم بستگی بالایی با تکرار بزه در ششش ماه بعد از آزادی از موسسسه اصلاحی تربیتی دارد. همچنین وی دریافت که سطح تحمل ناکامی کم عامل موثر و توقیت کننده ی مهمی برای روی آوردن نوجوانان به مصرف مشروب و مواد مخدر است .

ازنیگا3 و همکاران (2005) در تحقیقی با عنوان سطوح رشد روانی اجتماعی و خود کنترلی و تاثیر آن بر اختالات رفتاری و بزهکاری اشاره کردند که نفص در یادگیری مهارت های تاخیر ارضا و همچنین پایین آمدن سطح تحمل ناکامی قفرد شده و این امر به نوبه ی خود سببار تکاب اعمال بزهکارانه می شود. (پایناونگ 2007). بنا به نظریه ی الوی (2001) گزارش رسانه ها درباره ی جرم و بزهکاری نوجوانان که اقدامات خطر ناکی انجام داده اند بیانگر نگرش منفی آنان به مراجع قردت است . در طی دو دهه ی گذشته تحقیقات بسیاری درباره ی نگرش نوجوانان به اقتدار موسسات قانونی انجام شده است بعضی از این تحقیقات نگرش به بعضی از منابع یا بالقوه ی مهم اقتدار برای نوجوانان مانند پلیس قانون معلمان و ارتش را بررسی کرده اند

مطالعه ای بر روی نوجوانان استرالیایی که ریگبی و همکاران (1978) انجام دادند نگرش نسبتاً مثبت نوجوانان به اقتدار نهادینه یعنی والدین معلمان پلیس و قانون را تایید کرد محققان در تحقیقات دیگری در استرالیا و ایکاتلند و انگلیس نیز به نتایج مشابهی رسیدند .

وسترن در مطالعات خود در سال (2008) در شهر کلن المان روی 100نوجوان بزهکار انجام داده بود دریافت که برنامه های مشاوره ای واشتغال بیشترین تاثیرات را بروی کاهش افسردگی را دارد

 

مواد روش تحقیق

پژوهش فرایندی است که از طریق آن می‌توان درباره ناشناخته‌ها به جستجو پرداخت و هدف از آن این است که در مسیر یافتن حقیقت به افراد کمک کند. به عبارت دیگر، پژوهش را می­توان کوشش‌هایی سازمان یافته تلقی کرد که محقق را در روشن سازی حقیقت یک موضوع یاری می‌کند. به طور کلی هر پژوهش در ابتدا در پی طرح مشکل یا مساله­ای طرح می­شود. مشکل و مساله­ای که سؤالاتی را در ذهن بر انگیخته و فرضیه‌هایی را به وجود می‌آورد. بدین ترتیب پژوهش­گر در پی آن بر می­آید که با جمع آوری اطلاعات و تجربه و تحلیل آن به تأیید یا رد فرضیه های مطروح شده بپردازد (حافظ نیا، 1388).

در این فصل ابتدا توضیحاتی در مورد روش تحقیق، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری داده شده است. در ادامه نیز ابزار اندازه‌گیری، اعتبار و روایی پرسشنامه، نحوه جمع‌آوری داده‌ها و روش­های آماری مورد استفاده توضیح داده شده است.

 

روش تحقیق

پژوهش حاضر، بر اساس هدف، کاربردی[12] است. این تحقیقات با استفاده از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که توسط تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف از تحقیقات کاربردی، چاره‌اندیشی برای حل مسایل و مشکلات اجرایی است (حافظ‌‌نیا، 1389).

نتایج تحقیقات کاربردی، بایستی قابل اجرا باشد. از سویی دیگر، از نظر ماهیت و روش تحقیق، توصیفی - پیمایشی است. در این تحقیقات، پژوهشگر ماهیت مسأله تحقیق را توصیف می‌کند. هدف پژوهشگر از انجام تحقیق توصیفی، توصیف عینی و واقعی خصوصیات یک موضوع و یا پدیده است.

 

جامعه آماری پژوهش،100نفر از نوجوانان که در کانون اصلاح وتربیت حضور داشته اند با توجه به اینکه تعداد جامعه ما محدود بوده همان 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد.(روش تمام شماری)

 

روایی ابزار گردآوری داده‌ها

منظور از روایی این است که مقیاس و محتوایی ابزار یا سؤالات مندرج در ابزار گردآوری اطلاعات، دقیقاً موضوع و متغیرهای مورد مطالعه را بسنجد؛ یعنی اینکه هم داده های گرداوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از داده های مورد نیاز در رابطه با سنجش متغیرها در محتوای ابزار، حذف نشده باشد. یا به عبارت دیگر، عین واقعیت را به خوبی نشان دهد (حافظ نیا،1389: 182).

در این تحقیق به منظور تعیین روایی پرسشنامه‌ها، از روایی محتوایی استفاده شده است. به این منظور پرسشنامه‌ها در اختیار 5 نفر از استادان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج قرار گرفت و از آنها در خواست شد تا نظرات خود را پیرامون میزان تناسب سؤالات با ابعاد مربوطه در قالب گزینه های کاملاً مناسب، مناسب، نسبتاً مناسب، نامناسب و کاملاً نامناسب، بیان کنند. پس از جمع آوری پرسشنامه‌ها با نظر استاد راهنما، اصلاحات لازم صوری و ساختاری در آنها اعمال گردید.

 

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری مختلفی استفاده می‌شود. به منظور ارائه تفسیر مناسبی از داده‌ها ابتدا با استفاده از تحلیل‌های توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی...) به بررسی جامعه آماری مورد مطالعه پرداخته شد. هدف از این تحلیل ارزیابی طیف جنسیتی، تحصیلی و جمعیت شناختی نمونه مورد مطالعه است به طوری که بتوان در نگاهی توصیفی نمایی کامل از آزمودنی‌ها بدست آورد. پس از بررسی توصیفی جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش‌های استنباطی به تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده برای آزمون فرضیه‌ها مبادرت می‌شود؛ لذا از همبستگی پیرسون و رگرسیون جهت تجزیه و تحلیل استنباطی پژوهش حاضر استفاده شده است.

در این مطالعه جهت جمع آوری و داده ها از دو پرسشنامه افسردگی بک [13](BDI) دیگری مقیاس نگرش سنج بزهکاران در مورد محیط کانون اصلاح و تربیت استفاده شد. پرسشنامه ی افسردگی بک دارای چند فرم است که در این پژوهش ازفرم 21 ماده ای آن استفاده شده است.

 

نتایج و بحث

پس از اجرای پرسشنامه روی 100 آزمودنی، پاسخنامه ی هر آزمودنی برای هر سوال و هر قسمت نمره گذاری به دست آمده وارد کامپیوتر شد. توزیع فراوانی مربوط به سن آزمودنی ها در جدول یک نشان داده شده است. کمترین فراوانی سن مربوط به سنین 11، 12 و 13 سالگی است و بیشترین تعداد آزمودنی ها در 16 سالگی بوده است. اصولاً چون کانون اصلاح و تربیت محل نگهداری و تهذیب بزهکاران زیر سن 18 سال است؛ به همین دلیل دامنه ی سنی آزمودنی ها به جز 5 نفر 19 ساله، دو نفر 20 ساله و یک نفر 23 ساله، کلیه ی آزمودنی های شرکت کننده، سنی پایین تر از 18 سال دارند. دلیل این که 7 مورد نیز در کانون بوده اند . این بود که یا از نظر جثه و وضعیت فیزیکی نحیف بوده اند و یا این که کسانی بوده اند که محکومیت آنها 5 تا 10 سال بوده است که اکثراً مدت محکومیت خود را در کانون گذرانده اند و برای یکی دو سال باقی مانده به زندان های مربوط فرستاده نشده اند. هدف از این کار تهذیب و تربیت صحیح تر همراه با تادیب بوده است . در جدول دو توزیع فراوانی سطح سواد آزمودنی ها نشان داده شده است. این جدول نشان می دهد که سطح سواد آزمودنی ها بین پایه های اول تا دیپلم ناقص است . کم ترین سطح سواد، مربوط به دیپلم ناقص با یک نفر ، و بیشترین سطح سواد مربوط به کلاس پنجم ابتدایی با 57 نفر است.

 

جدول 1: توزیع فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تراکمی و درصد فراوانی تراکمی مربوط به سن آزمودنی ها (100=N)

سن

فراوانی (F)

درصد فراوانی (P)

فراوانی تراکمی (PC)

درصد فراوانی تراکمی (PC)

11

1

64/

1

64/

12

1

64/

2

28/1

13

4

21/3

7

49/4

14

5

41/6

17

90/10

15

8

82/12

37

72/23

16

15

23/19

67

95/42

17

25

28/26

108

23/69

18

18

64/25

148

23/69

19

5

21/3

153

08/98

20

2

28/1

155

36/99

21

1

64/

156

100

جمع

100

100

-

-

 

 

2: توزیع فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تراکمی و درصد فراوانی تراکمی مربوط به سطح سواد آزمودنی ها (n=156)

سطح سواد

فراوانی (F)

درصد فراوانی (P)

فراوانی تراکمی (PC)

درصد فراوانی تراکمی (PC)

بیسواد و کم سواد

25

28/26

41

28/26

پنجم ابتدایی

38

54/36

98

82/62

اول راهنمایی

12

10/14

120

92/76

دوم راهنمایی

14

18/12

139

10/89

سوم راهنمایی

5

05/7

150

15/96

اول دبیرستان

5

21/3

155

36/99

دیپلم ناقص

1

64/

156

100

جمع

100

100

-

-

به منظور دستیابی به اهداف این تحقیق به بررسی آمار استنباطی پرداختیم. به گونه­ای که در این تحقیق با توجه نرمال بودن متغیرهای (جدول 4-7) برای آزمون فرضیه­های موجود که بررسی عوامل مختلف بر و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد. همچنین برای توصیف میزان همبستگی بین متغیرها از الگوی دیویس (1971) استفاده شده است. بر اساس این الگو ضرایب همبستگی 09/0- 01/0= جزئی، 29/0- 1/0= پایین، 49/0- 3/0= متوسط، 69/0- 5/0= بالا، 99/0- 7/0= خیلی بالا و 1= کامل، توصیف می­شوند.

به منظور تست نرمال بودن متغیر­ها از آزمون نرمالیته یک نمونه­ای استفاده شد و نتیجه این آزمون نشان داد که کلیه متغیر­های این تحقیق نرمال می­باشد (جدول 4-1).

 

تست نرمالیته متغیرهای تحقیق

متغیر

P

برنامه مذهبی

648/0

برنامه تفریحی و ورزشی

442/0

برنامه مشاوره ای  و مددکاری

848/0

اجرای برنامه  بهداشتی درمانی

282/0

بازپروری

136/0

 

فرضیه اول: بین اجرا برنامه های مذهبی و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی‌دار وجود دارد

وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر=H1

عدم وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر =H0

جهت تعیین و بررسی رابطه اجرا برنامه های مذهبی با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد رابطه مثبت و معنی­داری در سطح 99 درصد بین دو متغیر وجود دارد (665/0 = r و 001/0 = p). همچنین این همبستگی در سطح بالایی  برآورد گردید. بنابراین با افزایش نمره اجرا برنامه های مذهبی ، بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون. نیز افزایش می بایبد بنابراین فرض  که مبتنی بر عدم رابطه بین این دو متغیر می‌باشد رد می‌گردد و فرض  تأیید می‌شود. پس این فرضیه به عنوان فرضیه اول این تحقیق مورد تأیید قرار خواهد گرفت.

 

جدول 4 =ضریب همبستگی رابطه بین اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی و بازپروری کودکان و نوجوانان

 

همبستگی

ضریب همبستگی

سطح معنی‌داری

توصیف همبستگی

برنامه تفریحی

**665/0

001/0

بالا

 

فرضیه دوم: اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی کانون اصلاح وتربیت با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رابطه معنی­داری وجود دارد.

وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر =H1

عدم وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر =H0

جهت تعیین و بررسی رابطه اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی کانون با بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد رابطه مثبت و معنی­داری در سطح 99 درصد بین دو متغیر وجود دارد (319/0 = r و 002/0 = p). همچنین این همبستگی در سطح متوسط ارزیابی گردید. بنابراین با افزایش اجرای برنامه های ورزشی تفریحی بازپروری کودکان و نوجوانان معارض افزایش خواهد یافت. بنابراین فرض  که مبتنی بر عدم رابطه بین این دو متغیر می‌باشد رد می‌گردد و فرض  تأیید می‌شود. پس این فرضیه به عنوان فرضیه دوم این تحقیق تأیید قرار خواهد گرفت.

جدول 4 =ضریب همبستگی رابطه بین اجرای برنامه های تفریحی و ورزشی و بازپروری کودکان و نوجوانان

 

همبستگی

ضریب همبستگی

سطح معنی‌داری

توصیف همبستگی

برنامه تفریحی

**319/0

002/0

متوسط

 

فرضیه سوم: بین اجرای برنامه های مشاوره ای ومدد کاری با  بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون رتبطه معنی‌داری وجود دارد.

وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر=H1

عدم وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر =H0

نتایج این آزمون نشان داد رابطه مثبت و معنی­داری در سطح 99 درصد بین دو متغیر وجود دارد (517/0 = r و 001/0 = p). همچنین این همبستگی در متوسط به بالا  برآورد گردید.بنابراین این‌گونه بیان داشت که   بین اجرای برنامه های مشاوره ای ومدد کاری و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض رابطه معنی داری یافت شد. همچنین بنابراین باافزایش  در اجرای برنامه های مشاوره ای ،مددکاری ، بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون اقزایش خواهد کرد. بنابراین فرض  که مبتنی بر عدم رابطه بین این دو متغیر می‌باشد رد می‌گردد و فرض  تایید  می‌شود. بنابراین این فرضیه مورد تایید قرار می­گیرد (جدول 4-4).

 

جدول 5- ضریب همبستگی رابطه بین اجرای برنامه های مشاوره ای بازپروری کودکان و نوجوانان معارض

همبستگی

ضریب همبستگی

سطح معناداری

توصیف همبستگی

برنامه مشاور و وررزشی

517%

001/0

پایین

 

فرضیه چهارم : بین اجرای برنامه بهداشتی –درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض رابطه معنی­داری وجود دارد.

وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر=H1

عدم وجود رابطه معنی­دار بین دو متغیر =H0

نتایج آزمون همبستگی پیرسون جهت رابطه اجرای برنامه های بهداشتی –درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون 231/0 و سطح معنی داری 156/0 - می­باشد. با توجه نتایج محاسبه شده باید این‌گونه بیان داشت که اجرای برنامه های بهداشتی –درمانی و بازپروری کودکان و نوجوانان معارض با قانون دارای رابطه معنی­داری یافت نشد ./بنابراین فرض  که مبتنی بر عدم رابطه بین این دو متغیر می‌باشد تایید  می‌گردد و فرض  رد  می‌شود. بنابراین این فرضیه نیز مورد تایید قرار نمی­گیرد؛

 

جدول 6- ضریب همبستگی رابطه بین اجرای برنامه های بهداشتی درمانی  و بازپروری کودکان و نوجوانان

همبستگی

ضریب همبستگی

سطح معناداری

توصیف همبستگی

برنامه بهداشتی درمانی

4231%               231%

156/0-

پایین

 

 

نتیجه گیری و پیشنهادات

کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان معارض با قانون به عنوان نهاد تربیتی، که تاسیس آن برگرفته از عقاید و نظرات دکترین مکتب تحققی و دفاع اجتماعی است، با هدف اصلاح و تربیت و باز پروری کودکان ونوجوانانی ایجاد شده است که حالت خطرناک آنها برای جامعه اثبات گردیده است. در حدود یک سوم از کودکان و نوجوانان اعزام شده به کانون، مرتکب تکرار جرم شده­اند و این رقم، آمار بالایی است.به این جهت در چند سال اخیر به کانون اصلاح و تربیت با دیدی نقّادانه نگریسته می­شود.  بروز پدیده تکرار جرم و بالا بودن آمار آن در میان کودکان و نوجوانان معارض با قانون، این حقیقت را برای ما اثبات می­کند که نه تنها کودکان و نوجوانان در بازپذیری هنجارها و ارزش های اجتماعی ناتوانند، بلکه مهمتر از آن حکایت از قصور و ناتوانی نهادهای اصلاحی و تربیتی در باز­اجتماعی کردن آنها دارد. محقق در این تحقیق در صدد پاسخگویی به این سؤال بود که آیا کانون اصلاح و تربیت با برنامه­های تربیتی و آموزشی متنوعی که برای تربیت و تهذیب کودکان و نوجوانان تدارک دیده قادر است که با فرآیند بازپروری، این کودکان و نوجوانان را از تکرار جرم بازدارد؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال ابتدا تلاش شد با بهره گیری از روش پرسشنامه حقایقی از روند تربیتی کانون به دست آید اما با اطلاعات کلیشه ای و نادرست از طرف مددجویان روبرو گردید.

اگر کانون اصلاح و تربیت با اجرای برنامه­های تربیتی خود، در باز اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان به موفقیت می­رسید ما باید به ندرت شاهد تکرار جرم در میان کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت بودیم.

در تحقیقی که شرح آن داده شد، محقق درصدد آن بود تا با بررسی عمیق و نزدیک شرح حال کودکان و نوجوانانی که تکرار جرم داشته اند، بتواند از نقش کانون در روند اجتماعی شدن آنها اطلاعاتی بدست آورد و میزان عملکرد برنامه های اصلاحی و تربیتی کانون را با دیدی جرم شناسانه مورد بررسی قرار دهد.

نمی­توان گفت که برنامه های کانون اصلاح و تربیت هیچ نقشی در بازپروری نوجوانان نداشته است، زیرا که بسیاری از نوجوانان بویژه دختران از محیط عاطفی ایجادشده در کانون ابراز رضایت می کردند، اما با انتظاری که جامعه و دانش آموختگان حقوقی و جرم شناسی از کانون اصلاح و تربیت دارند، عملکرد کانون ضعیف به نظر می­رسد. زیرا افراد در تماس با کانون، کودکان و نوجوانانی هستند که نیروهای فعال آینده یک جامعه را تشکیل می­دهند و اگر روند بازپروری آنها با کمترین نقصی همراه باشد می­تواند لطمات جبران ناپذیری برای تمامی جامعه به همراه داشته باشد.

 

 

 

منابع

 

-        افراسیابی،محمد اسماعیل، حقوق جزای عمومی، سال 1382، چاپ چهارم، جلد اول، انتشارات فردوسی.

-        آریان پور کاشانی، عباس، فرهنگ کامل انگلیسی – فارسی، سال 1376،تهران انتشارات امیرکبیر.

-        بولک، برنارد، کیفرشناسی، سال 1385، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، چاپ ششم، تهران، انتشارات مجمع علمی و فرهنگی مجد.

-        دانش، تاج زمان، دادرسی اطفال بزهکار در حقوق تطبیقی، سال 1386، چاپ سوم، انتشارات میزان.

-        دانش، تاج زمان، طفل بزهکار کیست؟روش اصلاح و تربیت او چیست؟، سال 1385، چاپ اول، انتشارات کیهان.

-        سادات، محمد علی، رفتار والدین با فرزندان، سال 1372، چاپ اول، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران.

-        شامبیاتی، هوشنگ، بزهکاری اطفال و نوجوانان، سال 1384، چاپ سیزدهم، نشر میزان.

-        شاملو، باقر، عدالت کیفری و اطفال( شخصیت طفل، بزهکاری، دادرسی، پاسخ ها)،سال 1390، چاپ اول، انتشارات جنگل.

-        صلاحی، جاوید و امامی نمینی، محمود، بررسی تطبیقی نهادهای قضایی و تربیتی کودکان و نوجوانان بزهکار، سال 1381، چاپ اول، انتشارات موسسه آموزش عالی علامه محدث نوری( ره).

-        عباچی، مریم، حقوق کیفری اطفال در اسناد بین المللی سازمان ملل متحد، سال 1388، چاپ دوم، تهران، انتشارات مجد.

-        غلامی، حسین، بررسی حقوقی- جرم شناختی تکرار جرم، سال 1390، چاپ سوم، تهران، نشر میزان.

-        لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، 1372، چاپ ششم، تهران، انتشارات گنج دانش.

-        مرعشی، محمد حسن، دیدگاههای نو در حقوق کیفری اسلام،  سال 1373، چاپ اول، تهران، انتشارات میزان.

-        مغنیه، محمد جواد، فقه تطبیقی، سال 1372، ترجمه کاظم پور جوادی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات موسسه جهاد دانشگاهی.

-        نجفی ابرندآبادی، علی حسین و هاشم بیگی، حمید، دانشنامه جرم شناسی، سال 1390،چاپ دوم، تهران، انتشارات گنج دانش.

-        نجفی توانا، علی، نابهنجاری و بزهکاری کودکان و نوجوانان، سال 1385، چاپ دوم، تهران، انتشارات آموزش و سنجش.

-        وایت، راب و هیینز، فیونا، جرم و جرم شناسی، سال 1390، ترجمه علی سلیمی، چاپ چهارم، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

-        ویلیامز، فرانک پیو مک شین، ماری لین دی، نظریه های جرم شناسی،  سال 1391، ترجمه حمید رضا ملک محمدی، چاپ چهارم، نشر میزان.

-        مقاله ها

-        احمدی، نعمت، پرونده شخصیت، سال 1386، مجله دادرسی، شماره 47.

-        باباخانی پور، حمید، روانشناسی در کمک به مددجویان، سال 1371، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 45.

-        بازرگانی، محمد حسین و اسدی غلامی، نصرالله، مددکاری اجتماعی در زندانهای ایران، سال 1381، ماهنامه اصلاح و تربیت.

-        ربیعی، ناصر و راهرو خواجه، احمد، قلمرو ورزش و جایگاه آن در زندان، سال 1377، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 44.

-        کریمی، حجت الله، اهمیت شورای طبقه بندی و انضباطی زندان، سال 1377، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 45.

-        موذن زادگان، حسنعلی،کودکان و نوجوانان معارض با قانون و واکنش‌های اجتماعی، سال 1389،علوم جنایی مجموعه مقالات در تجلیل از استاد دکتر محمد آشوری، ، چاپ سوم.

-        واحد تحقیقات و مطالعه زندان اوین، نقش مراقبت های پس از خروج در عدم بازگشت مجدد زندانیان، سال 1379، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 67.

-        پایان نامه ها

-        ابوالقاسم حسینی، سمیه سادات، مسکن موّقت کودک بزهکار کانون اصلاح و تربیت پسران تهران، سال 1386، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران.

-        امین نیا، ابوالفضل، تاثیر آموزش فنی و حرفه ای و تعاون در اصلاح و تهذیب بزهکاران، سال 1378، پایان نامه کارشناسی ارشد.

-        صاحبی، ابوالقاسم، جایگاه پرونده شخصیت در حقوق کیفری ایران، سال 1386، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

-        فضلی، شهباز، نقش کانون اصلاح و تربیت در جامعه پذیری مددجویان با نگاهی به اسناد بین المللی، سال 1388، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

-        موحدی محصل طوسی، مرضیه، نیاز سنجی آموزش زندانیان کانون اصلاح و تربیت، سال 1381، پایان نامه کارشناسی ارشد.

 

 



2- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه ازاد اسلامی  فیروز آباد (نویسنده مسئول).       y_norouzpor12@yahoo.com

[2] -compendium united nations standards and norms in crime prevention and criminal justice.op.cit.p 172

[3] - Ibid.p.277.

[4]-Ibid.p.196

[5] -Michael Jefferson.Criminal Law.Pearson Education Limited.2001.pp.251-252

[6] .www.hawzah.net

[7]  -compendium united nations standards and norms in crime prevention and criminal justice.op.cit.p  173

[8] Ibid. p.173

[9] -Cohen.A(1955)Delinquent Boys: The Culture Of the Gang.

[10] - Robert K.Merton

[11] - Sutherland

[12] -Applied  

[13] Beck Depression Invetory (BDI)

منابع
 
-        افراسیابی،محمد اسماعیل، حقوق جزای عمومی، سال 1382، چاپ چهارم، جلد اول، انتشارات فردوسی.
-        آریان پور کاشانی، عباس، فرهنگ کامل انگلیسی – فارسی، سال 1376،تهران انتشارات امیرکبیر.
-        بولک، برنارد، کیفرشناسی، سال 1385، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، چاپ ششم، تهران، انتشارات مجمع علمی و فرهنگی مجد.
-        دانش، تاج زمان، دادرسی اطفال بزهکار در حقوق تطبیقی، سال 1386، چاپ سوم، انتشارات میزان.
-        دانش، تاج زمان، طفل بزهکار کیست؟روش اصلاح و تربیت او چیست؟، سال 1385، چاپ اول، انتشارات کیهان.
-        سادات، محمد علی، رفتار والدین با فرزندان، سال 1372، چاپ اول، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران.
-        شامبیاتی، هوشنگ، بزهکاری اطفال و نوجوانان، سال 1384، چاپ سیزدهم، نشر میزان.
-        شاملو، باقر، عدالت کیفری و اطفال( شخصیت طفل، بزهکاری، دادرسی، پاسخ ها)،سال 1390، چاپ اول، انتشارات جنگل.
-        صلاحی، جاوید و امامی نمینی، محمود، بررسی تطبیقی نهادهای قضایی و تربیتی کودکان و نوجوانان بزهکار، سال 1381، چاپ اول، انتشارات موسسه آموزش عالی علامه محدث نوری( ره).
-        عباچی، مریم، حقوق کیفری اطفال در اسناد بین المللی سازمان ملل متحد، سال 1388، چاپ دوم، تهران، انتشارات مجد.
-        غلامی، حسین، بررسی حقوقی- جرم شناختی تکرار جرم، سال 1390، چاپ سوم، تهران، نشر میزان.
-        لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، 1372، چاپ ششم، تهران، انتشارات گنج دانش.
-        مرعشی، محمد حسن، دیدگاههای نو در حقوق کیفری اسلام،  سال 1373، چاپ اول، تهران، انتشارات میزان.
-        مغنیه، محمد جواد، فقه تطبیقی، سال 1372، ترجمه کاظم پور جوادی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات موسسه جهاد دانشگاهی.
-        نجفی ابرندآبادی، علی حسین و هاشم بیگی، حمید، دانشنامه جرم شناسی، سال 1390،چاپ دوم، تهران، انتشارات گنج دانش.
-        نجفی توانا، علی، نابهنجاری و بزهکاری کودکان و نوجوانان، سال 1385، چاپ دوم، تهران، انتشارات آموزش و سنجش.
-        وایت، راب و هیینز، فیونا، جرم و جرم شناسی، سال 1390، ترجمه علی سلیمی، چاپ چهارم، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
-        ویلیامز، فرانک پیو مک شین، ماری لین دی، نظریه های جرم شناسی،  سال 1391، ترجمه حمید رضا ملک محمدی، چاپ چهارم، نشر میزان.
-        مقاله ها
-        احمدی، نعمت، پرونده شخصیت، سال 1386، مجله دادرسی، شماره 47.
-        باباخانی پور، حمید، روانشناسی در کمک به مددجویان، سال 1371، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 45.
-        بازرگانی، محمد حسین و اسدی غلامی، نصرالله، مددکاری اجتماعی در زندانهای ایران، سال 1381، ماهنامه اصلاح و تربیت.
-        ربیعی، ناصر و راهرو خواجه، احمد، قلمرو ورزش و جایگاه آن در زندان، سال 1377، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 44.
-        کریمی، حجت الله، اهمیت شورای طبقه بندی و انضباطی زندان، سال 1377، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 45.
-        موذن زادگان، حسنعلی،کودکان و نوجوانان معارض با قانون و واکنش‌های اجتماعی، سال 1389،علوم جنایی مجموعه مقالات در تجلیل از استاد دکتر محمد آشوری، ، چاپ سوم.
-        واحد تحقیقات و مطالعه زندان اوین، نقش مراقبت های پس از خروج در عدم بازگشت مجدد زندانیان، سال 1379، ماهنامه اصلاح و تربیت، شماره 67.
-        پایان نامه ها
-        ابوالقاسم حسینی، سمیه سادات، مسکن موّقت کودک بزهکار کانون اصلاح و تربیت پسران تهران، سال 1386، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران.
-        امین نیا، ابوالفضل، تاثیر آموزش فنی و حرفه ای و تعاون در اصلاح و تهذیب بزهکاران، سال 1378، پایان نامه کارشناسی ارشد.
-        صاحبی، ابوالقاسم، جایگاه پرونده شخصیت در حقوق کیفری ایران، سال 1386، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.
-        فضلی، شهباز، نقش کانون اصلاح و تربیت در جامعه پذیری مددجویان با نگاهی به اسناد بین المللی، سال 1388، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.
-        موحدی محصل طوسی، مرضیه، نیاز سنجی آموزش زندانیان کانون اصلاح و تربیت، سال 1381، پایان نامه کارشناسی ارشد.