بررسی نقش محرومیت نسبی در خشونت‌های شهری مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، یاسوج ، ایران. (نویسنده مسئول)a_alamdari62@yahoo.com.

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش محرومیت نسبی در خشونت‌های شهری مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج انجام شد. این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. همچنین از نظر ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات همبستگی قرار می‌‌گیرد و به دلیل این‌که در فاصله زمانی معین انجام شده است، از نظر زمانی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر  شامل 50.000 نفر از  افرادی که در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج سکونت دارند. در این پژوهش با توجه به اینکه حجم جامعه مورد مطالعه 50.000 نفر بود از جدول مورگان تعداد 381 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. برای جمع­آوری داده‌های مورد نیاز این تحقیق از روش‌های روش کتابخانه‌ای و روش میدانی استفاده شده است. برای سنجش متغیرها از پرسش­نامه استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری (تحلیل‌های توصیفی، استنباطی) به تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات به دست آمده برای آزمون فرضیه­ها پرداخته شد در این تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه با استفاده از نرم‌افزار SPSS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته استفاده شده است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد رابطه‌ی مثبت و معناداری بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج وجود دارد. همچنین بین ابعاد محرومیت نسبی(بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی) با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که همه ابعاد محرومیت نسبی بر خشونت شهری اثر معنادار دارند. بر اساس میزان بتای محاسبه‌شده، بعد محل سکونت با میزان بتای (385/0) بیشترین سهم را در خشونت شهری داشته و بعد عدم امنیت کمترین اثر را در خشونت شهری داشته‌اند.

کلیدواژه‌ها


بررسی نقش محرومیت نسبی در خشونت‌های شهری مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج

صدیقه افشون[1]، زهرا افشون[2]، احمد علمداری[3]

فصلنامه علمی - تخصصی دانش انتظامی کهگیلویه و بویر احمد

سال دهم، شماره چهارم (پیاپی 29)، زمستان 1396

تاریخ دریافت: 12/08/1396

تاریخ پذیرش: 21/10/1396

از صفحه 1 تا 22

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش محرومیت نسبی در خشونت‌های شهری مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج انجام شد. این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. همچنین از نظر ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات همبستگی قرار می‌‌گیرد و به دلیل این‌که در فاصله زمانی معین انجام شده است، از نظر زمانی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر  شامل 50.000 نفر از  افرادی که در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج سکونت دارند. در این پژوهش با توجه به اینکه حجم جامعه مورد مطالعه 50.000 نفر بود از جدول مورگان تعداد 381 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. برای جمع­آوری داده‌های مورد نیاز این تحقیق از روش‌های روش کتابخانه‌ای و روش میدانی استفاده شده است. برای سنجش متغیرها از پرسش­نامه استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری (تحلیل‌های توصیفی، استنباطی) به تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات به دست آمده برای آزمون فرضیه­ها پرداخته شد در این تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه با استفاده از نرم‌افزار SPSS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته استفاده شده است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد رابطه‌ی مثبت و معناداری بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج وجود دارد. همچنین بین ابعاد محرومیت نسبی(بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی) با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که همه ابعاد محرومیت نسبی بر خشونت شهری اثر معنادار دارند. بر اساس میزان بتای محاسبه‌شده، بعد محل سکونت با میزان بتای (385/0) بیشترین سهم را در خشونت شهری داشته و بعد عدم امنیت کمترین اثر را در خشونت شهری داشته‌اند.

 

کلیدواژه‌ها

محرومیت نسبی، خشونت شهری، حاشیه نشینی

مقدمه

حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی پدیده‌ای است که به دنبال تحولات ساختاری و بروز مسائل و مشکلات اقتصادی-اجتماعی مانند جریان سریع شهرنشینی و مهاجرت‌های روستایی لجام‌گسیخته در بیشتر کشورهای جهان به‌ویژه کشورهای جهان سوم پدیدار گردیده است. (شاطریان و اشنویی،1392: 202) همچنین حاشیه نشینی نتیجه رشد شتابان شهرها بدون توسعه زیرساخت‌های مناسب شهری در پایتخت‌ها و شهرهای بزرگ است. شهر گرایی و رشد مناطق شهری موجب افزایش مناطق حاشیه نشین شده است. (اجزاشکوهی و همکاران،1392: 40) به طور کلی حاشیه نشینی یکی از پدیده‌های همزاد شهرنشینی است. و گسترش‌یافته و به صورت قارچ گونه در اطراف شهرهای بزرگ تکثیر یافته است. (نقدی و زارع،1391: 66) و ساکنان این مناطق معمولاً در سکونتگاه‌های غیرمتعارف با ساکنان بافت اصلی زندگی می‌کنند. (غلامی و همکاران،1392: 169).

ازجمله دیگر آثار نامطلوب مهاجرت‌های روستایی به شهرها می‌توان از به‌هم‌ریختگی نظام اجتماعی شهرها، کمبود مسکن در شهرها و شکل‌گیری حاشیه نشینی و زاغه‌نشینی و رشد جرائم ناشی از آن، کمبود کار در شهر و ایجاد مشاغل کاذب خدماتی، غربت در فضای شهری و سهولت جذب روستاییان به‌سوی ناهنجاری‌های اجتماعی، نارسایی در ادامه خدمات شهری و رفاهی مانند آب و برق و حمل‌ونقل و غیره نام برد(مهدوی،1392: 142) الگوی مهاجرت و پیدایش حاشیه نشینی چه در کشورهای توسعه‌یافته و چه در کشورهای درحال‌توسعه مستقیماً متأثر از نحوه صنعتی شدن شهرها بوده است. (ربانی و ربیعی، 1389: 44)

یکی از مسائل اساسی در حوزه علوم اجتماعی و به طور خاص در جامعه شناسی بحث میزان خشونت‌های شهری به‌ویژه در حاشیه شهرهاست. عواملی ازجمله عوامل روان‌شناختی، اجتماعی بیولوژیکی و محیطی در ایجاد این‌گونه خشونت‌ها نقش دارند. از میان فاکتورهای اجتماعی و روان‌شناختی محرومیت نسبی ازجمله متغیرهایی است که اهمیت فراوانی دارد(لهستانی، 1391: 21) پرخاشگری و خشونت در شمار آن دسته از پدیده‌های اجتماعی است که به‌رغم تنفر و بیزاری بشر از آن، در تمامی ادوار تاریخ زندگی اجتماعی و تعامل افراد،گروه‌ها ،نهادها ،ملت‌ها و دولت‌ها حضور پردامنه یا محدود داشته است.

ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻣﺒﻬﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺍﺟﻤﺎﻉ ﻧﻈﺮﯼ ﺩﺭ ﺭﺩ ﻭ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺁﻥ، ﺩﺭ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﻧﺴــﺎﻥ، گستره‌ای ﺑﺲ ﻭﺳــﻴﻊ ﺩﺍﺭﺩ . انسان‌ها ﻃﯽ ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ، آسیب‌دیده ﻭ ﻣﺘﻀﺮﺭ شده‌اند؛ بااین‌وجود ﺑﺸﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻳﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﻣﻤﺘﺎﺯ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﻪ ﭼﺸــﻢ می‌خورد ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺑﻪ ﺧﺸــﻮﻧﺖ ﺧﻮﺩ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻋﺶ ﺍﻃﻼﻉ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ درصدد پیدا کردن ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﺮﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺑﺎﻋﺚ ﺷــﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻭﺳﻌﺖ ﻭ ﮔﺴــﺘﺮﺵ روزافزون ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻤﺘﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﻴﺶ می‌آید ﮐﻪ رسانه‌ها ستون‌های ﭼﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻳﺎ بخش‌هایی ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺍﻋﻤﺎﻝ خشونت‌آمیز ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﻧﺪﻫﻨﺪ .همه‌روزه ﺷﺎﻫﺪ ﺍﺭﺗﮑﺎﺏ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ خشونت‌آمیز ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﻓﺮﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴــﺘﻴﻢ. ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻧﺮﺥ ﻗﺘﻞ، ضرب‌وجرح، ﺗﺠﺎﻭﺯ، ﻧﺰﺍﻉ، ﮔﺴﺘﺮﺵ جنگ‌ها ﻭ نزاع‌های ﺩﺍﺧﻠﯽ، درگیری‌های ﻗﻮﻣﯽ ﻭ ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﻭ شورش‌های ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﻤﮕﯽ نشان‌دهندۀ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺍﺳــﺖ ﮐﻪ ﺳــﻄﺢ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑﻪ ﺧﺸــﻮﻧﺖ همه‌روزه ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺍﻟﮕﻮ ﺍﺳﺖ .ﺗﺎ ﻳﮏ ﺩﻫﺔ  ﭘﻴﺶ، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﺧﺸــﻮﻧﺖ ﺻﺤﺒﺖ می‌شد، ﺫﻫﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ عمدتاً معطوف به برخی گونه‌های  ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ، ﻧﻈﻴﺮ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻋﻠﻴﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻳﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻋﻠﻴﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﻳﮏ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ گونه‌ی ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ معنادار ﻧﻴﺴﺖ. ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺗﻮﺟﻪ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻄﻮﻑ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻭ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ(یارارشدی و همکاران،1392:: 147).

ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻫﻤﻮاره ﻳکی از جدی‌ترین ﻣﺸﻜﻼت ﺟﻬﺎن در ﺳﺮاﺳﺮ ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﺸﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ. تا ﺣﺪی ﻛﻪ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺣﺪود 3.5ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻧﻔﺮ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﺧﺸﻮﻧﺖ در دﻧﻴﺎ ﺑﺮآورد می‌شود. .نتایج تحقیقات انجام شده در رابطه با انحرافات اجتماعی نشان می‌دهد که انحراف افراد و به طور خاص خشونت تنها یک مسئله فردی نیست بلکه اگر علل و پیامدهای این موضوع خاص را پیگیری کنیم مشاهده می‌کنیم که این عمل جزئی از یک نظام یا جریان اجتماعی است که زندگی اجتماعی افراد دیگر و کل نظام را تهدید می‌کند (عرب نژاد،1390:72).

روایت وحیانی از تاریخ خشونت، پیشینگان را به زمانی برمی‌گرداند که نخستین و کوچک‌ترین نهاد جامعه انسانی متشکل از آدم و حوا همسرش، در بهشت می‌زیستند و براثر خشونت و فریبکاری ابلیس که بر آن‌ها روا رفت از بهشت رانده شدند و بذر کینه و دشمنی کاشته شده میان آدم  و ابلیس ،با هبوط آن جمله به زمین ، به همراه آورده شد. در عهد عتیق نیز ، ماجرای خشونت ، در بهشت و هبوط آدم از آن با تفاوت‌های چندی با همین درون‌مایه گزارش‌شده است . در پگاه استقرار خانواده آدم در زمین ،کانون نخستین نهاد اجتماعی بشری به خون آلوده گشت و انسان طعم تلخ خشونت را چشید در نزاعی که میان دو تن از فرزندان آدم (هابیل و قابیل) درگرفت یکی از آن دو با خشونت دیگری از پای در آمد و بدین ترتیب فساد ،خونریزی و خشونتی که فرشتگان به هنگام آفرینش انسان از آن سخن گفته بودند، جامه وجود بر تن کرد. عبور کاروان بشری از گردونه‌های بدویت و توحش و رسیدن به مدنیت و تکامل عقلانی و دانش اندوزی نه تنها از خشونت در روابط اجتماعی چیزی نکاست که با پیشرفت دانش تجربی ، گسترش تکنولوژی و صنعت ،ابزار و ادوات خشونت با قدرت تخریبی ویرانگری در ابعاد گسترده به میدان آمد و نیروی خشونت گران را به‌اندازه‌ای فزونی بخشید که حتی در تصور انسان بدوی و غیرمتمدن نمی‌گنجید، نازیسم، استالینیسم، صهیونیسم، تروریسم و لیبرالیسم جلوه‌هایی از خشونت امروزین است (هاشمی،1394).[4]

زندگی مدرن و شهری شدن فزاینده اگرچه توانسته است مزایایی از قبیل امکانات دستیابی به پیشرفت اجتماعی ،خدمات و تسهیلات آموزشی، فرهنگی ، بهداشتی و..برای ساکنان شهرها فراهم بیاورد اما از سویی دیگر شهرها را به مکان مواجهه با چالش‌هایی جدید تبدیل کرده است .تغییر سبک الگوهای زندگی مدرن و تنش‌های ناشی از آن از قبیل فشارهای روحی و روانی اضطراب ،استرس ،ترافیک ،الودگی هوا، ازدحام ،حاشیه نشینی و غیره تعداد کثیری از ساکنان شهرها را از نیمه دوم قرن بیستم تاکنون تحت تأثیر خود قرار داده است. در این میان رفتارهای نابهنجار جرائم و خشونت‌های شهری همواره یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها و آسیب‌های اجتماعی پیش روی مدیریت شهرها و کلان‌شهرها در جهان بوده است . پتانسیل آنومیک موجود در جوامع انسانی که تظاهر آن به صورت افزایش خشونت، هیجان‌های فردی و گروهی و تنش‌های اجتماعی قابل مشاهده است با ظهور مدرنیسم در بستری از انگیزه‌ها، دلایل و اشکال بروز، شکلی متفاوت از گرایشات خشونت بار را در میان گروه‌های مختلف انسانی، رقم‌زده است (فکوهی،1383به نقل از امیری، 1389:2).

زندگی حاشیه‌ای از یک‌سو می‌تواند تهدیدها و مسائلی برای نظام شهری ایجاد کند و از سوی دیگر زندگی حاشیه‌ای و در حاشیه ماندن مسائل و مشکلات عدیده‌ای برای مناطق به دنبال داشته است. مهم‌ترین مشکلات زندگی خانوادگی در محلات حاشیه نشین عبارت‌اند از بیکاری و نداشتن شغل دائم سرپرست خانوار مشکل مالی و کمبود درآمد؛ نداشتن خانه و مسکن مناسب؛ محیط بد اجتماعی و فرهنگی این محلات؛ عدم رسیدگی شهرداری؛ کمبود امکانات رفاهی و تفریحی برای فرزندان؛ انحرافات اجتماعی زیاد ازجمله اعتیاد، نبود امنیت (به‌ویژه برای دختران) و همچنین در بیان مهم‌ترین مسائل و مشکلات محلات حاشیه نشین به مواردی نظیر آسفالت نبودن کوچه‌ها، کمبود بهداشت و سرپوش نبودن رودخانه‌ها و فاضلاب‌های محله؛ کمبود امکانات رفاهی، فرهنگی و آموزشی، عدم رسیدگی شهرداری به این محلات؛ نداشتن آب لوله‌کشی؛ شلوغی محله‌ها؛ تراکم جمعیتی زیاد، بافت روستایی چند قومی و فرهنگی بودن محله و ... می‌باشد. (فدایی، 1386: 68).

  اﻓﺰاﻳﺶ ﺟﻤﻌﻴﺖ و ﮔﺴﺘﺮش ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ از یک‌سو ﻛﻤﺒﻮد ﻓﻀﺎ از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ازدﺣﺎم و ﺗﺮاﻛﻢ بیش‌ازحد ﺟﻤﻌﻴـﺖ و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ را در ﺷﻬﺮﻫﺎی اﻣﺮوزی ﺳﺒﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ. درﻫﻢ  ﺗﻨﻴﺪﮔﻲ و ﻓﺸﺮدﮔﻲ ﺟﻤﻌﻴﺖ دارای ﭘﻴﺎﻣـﺪﻫﺎی گسترده‌ای ﺑـﻮده ﻛـﻪ ﻳﻜﻲ از آن‌ها افزایش ناهنجاری‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ است . در اﻳﻦ ﻓﺮاﻳﻨﺪ  ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ اﻓﺰاﻳﺶ بی‌سابقۀ ﺟـﺮم، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺧﺎﻧﮕﻲ و خشونت‌های خیابانی،خشونت علیه زنان و کودکان و... روبه‌رو ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ نه ﺗﻨﻬﺎ دﺳﺘﮕﺎه ﻗﻀﺎﻳﻲ را ﺑﺎ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺰرگ ﻣﻮاﺟﻪ ﻛﺮده  ﺑﻠﻜﻪ از ﻧﻈﺮ ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، رواﻧﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻧﻴﺰ ﻫﺰﻳﻨﻪ آﻣﻴﺰ ﺑﻮده و حتی مخاطره‌های ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨـﻮی ﻓﺮاواﻧـﻲ ﺑـﺮ دوش ﺟﺎﻣﻌﻪ می‌گذارد(یعقوبی دوست و همکاران ،244:1391).[5]

حاشیه نشینی با جرم رابطه مستقیم و نزدیک دارد تنوع، تجمل و اختلاف فاحش و گسترده طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ و گرانی و سنگینی هزینه‌های جاری زندگی، موجب می‌شود تا مهاجران غیرمتخصص که درآمد آنان کفاف زندگی‌شان را نمی‌دهد، به منظور برآوردن نیازهای خود دست به هر کاری حتی غیرقانونی هم بزنند، در چنین مناطقی به دلیل از بین رفتن ارزش‌های انسانی، کج‌روی‌های اجتماعی به‌سرعت رشد می‌کند و اعمالی چون دزدی، قاچاق ،اعتیاد، فحشا ،خشونت و نظیر آن گسترش می‌یابد. حاشیه نشینی به دلیل رشد جمعیت، افزایش مهاجرت به شهرها و صنعت مدیریت شهری پیامدهایی را به بار آورده که ظهور محلات حاشیه نشین(هزارجریبی و همکاران،74:1388) به عنوان نماد جرائم اجتماعی و تجلی نابرابری فضایی در توزیع امکانات توسط مدیران و برنامه ریزان (میره،3:1384). از بارزترین پیامدهای آن است و موجب خلق سکونتگاه‌های جدید،کاهش سطح رفاه انسانی ساخت‌وساز بی‌برنامه،گسترش فقر،جرم ،خشونت و ناهنجاری‌های مختلف و درنهایت بروز مشکلات فراوان برای مدیریت شهری به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه شده است(الاحمدی و همکاران،80:2009)[6].

روانشناســان معتقدنــد کــه خشــونت و  پرخاشگری ریشه بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری است .این رفتارها در صورت بـروز  می‌توانند سبب مشکلات بین فردی، جـرم و بـزه و تجـاوز بـه حقـوق دیگـران شـده و در صورت درون‌ریز شدن قادر به ایجاد انواع مشکلات جسمی و روانی هستند. رفتارهای خشونت‌آمیز نوعی از اعمال خشونت علیه دیگران است که می‌تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود عوامل روان‌شناختی ،اجتماعی ،بیولوژیکی و محیطی در ایجاد پرخاشگری و خشونت نقش دارند ،از میان فاکتورهای اجتماعی و روان‌شناختی ،محرومیت نسبی ازجمله متغیری‌هایی است که در این امر اهمیت فروانی دارد(ساداک ،2003: -158-150 (.[7]

بالا بودن نرخ جرم در مناطق فقیر و حاشیه نشین می‌تواند زمینه و بستر مناسبی برای توجه به احساس محرومیت نسبی در بروز خشونت باشد. حاشیه‌نشینان کسانی هستند که در محدوده اقتصادی شهر زندگی می‌کنند اغلب از خانواده‌های تهیدست و مهاجر روستایی‌اند که جذب نظام اقتصادی شهر و شیوه جدید زندگی نشده‌اند(زاهد زاهدانی،:1380)و کمتر در محور برنامه‌های حمایتی دولت قرارگرفته‌اند و به تعبیر اسکار لوئیس در نوعی فرهنگ فقر به سر می‌برند و دچار محرومیت‌های فردی و گروهی هستند. در این بخش از شهر فقر ویرانی ،مسکن نامناسب ،تراکم زیاد جمعیت ،نارسایی عرضه خدمات و آسایش لازم دیده می‌شود به موارد فوق می‌توان عدم امنیت جرم‌زا بودن و پناهگاه امن برای بزهکاران را نیز افزود، وجود این شرایط مناطق حاشیه نشین را جز مناطق مستعد ارتکاب جرم و خشونت قرار داده است از نظر فرهنگی می‌توان گفت که حاشیه‌نشینان دارای منشـأ  فرهنگـی روستایند. همبستگی شدیدی در کارها دارند و اغلب ارتباطشان را با مکان قبلی حفظ کرده و پایگاهی برای آشنایی خویشان و آشنایان با محیط جدید هستند. این مناطق در حاشیه شـهرها  بـرای  آسیب‌زایی مساعد بوده و آسیب‌ها در آن در حال گسترش است. (لهسائی زاده ،24:1394).

در دهه اخیر مهاجرت به شهر یاسوج زیاد شده که این مسئله به دلیل فراهم کردن خانه یا پناهگاه مناسب هم در بخش خصوصی و هم در بخش‌های عمومی است که ممکن است این افراد مهاجرت کننده در معرض مشکل ارتباطات و رفتارهای نامناسب خشونت‌آمیز قرار گیرند. درواقع آمارهای ارائه‌شده از سوی مراجع رسمی نشان‌دهنده‌ی حضور جدی پدیده‌ی خشونت در یاسوج در شکل‌هایی چون قتل، خودکشی، فرار از خانه و نزاع، سرقت و خشونت‌های خیابانی است، این در حالی است که بسیاری از مصادیق خشونت به مراجع رسمی گزارش نمی‌شود. بر این اساس در تحقیق پیش رو تلاش شده است ، نقش احساس محرومیت نسبی بر خشونت‌های شهری مورد بررسی قرار گیرد .

 

 

اهمیت و ضرورت پژوهش

شهرنشینی اشاره به رشد شهرها و شهرک‌ها اغلب به بهای نابودی مناطق روستایی دارد که مهاجرت مردم از مناطق روستایی به مناطق شهری ،بیکاری در مناطق روستایی ، جاذبه کاذب زندگی شهری ، دستیابی به  کیفیت زندگی بالاتر، دسترسی به خدمات و امکانات رفاهی ، رهایی از فقر را به همراه دارد، و مهم‌ترین عوامل این تغییرات رفتاری و جمعیتی در قالب رشد شهرنشینی می‌باشند که منجر به شکل‌گیری و گسترش بدون برنامه مناطق شهری در جوامع به‌ویژه جوامع کشورهای درحال‌توسعه شده است ، درنتیجه ما می‌توانیم مطمئن باشیم که مهم‌ترین چالش‌های جهانی امروز و آینده در محیط‌های شهری رقم می‌خورند یا خواهند خورد و تمام رشد جمعیت جهان در مناطق شهری کشورهای درحال‌توسعه متمرکز خواهند شد و گرایش و هجوم روستائیان به کلان‌شهرها برای استفاده از امکانات زندگی شهری سبب بروز و ظهور مسائل سکونتی و حاشیه نشینی، انحرافات اجتماعی ، آلودگی‌های زیست‌محیطی، مشکلات ترافیکی و عدم توزیع عادلانه خدمات و امکانات ، تراکم جمعیت ، از میان رفتن حس همسایگی و کاهش روابط خویشاوندی ،کاهش عواطف اجتماعی ،ناامنی و خشونت و دیگر آسیب‌های اجتماعی در شهرها شده است و با تبدیل‌شدن شهرها به مراکز ناهمگن جمعیتی ،اجتماعی و فرهنگی ، میزان ناهنجاری‌های شهری نیز افزایش‌یافته است به طوری که محیط اجتماعی و مسکونی افراد و ساختارهای نامناسب شغلی ، ناکامی اجتماعی و فقر فرهنگی و فقر اقتصادی زمینه بروز ناامنی  و انواع خشونت‌های شهری را فراهم آورده است که نتیجه هرکدام از این خشونت‌ها چیزی جز رفتارهای غیراخلاقی غیراجتماعی و نهایتاً بزهکاری اجتماعی نخواهد بود(محمدی و باقری کشکولی ،29:1393) . به‌زعم هوبر[8](1991) عصیان روز افزون نسل جوان در برابر تحمیلات اجتماعی و نیروهای قاهر و سرکوبگر بیرونی مبین احساس اجحاف و درماندگی و خشم و پرخاشگری است (فتحی و محمدی،159:1390). نگاهی به حاشیه نشینی و زمینه های ارتکاب به جرم ، تأثیرات منفی و ناگواری بر توسعه انسانی ،اجتماعی و اقتصادی داشته و تهدیدی جدی برای حیات، تمامیت فردی و دارایی‌های انسان است و از آنجایی که نبود خشونت یعنی داشتن امنیت و امنیت به عنوان مولفه اساسی در توسعه پایدار انسانی به شمار می رود و افزایش رضایتمندی شهروندی و شکل‌گیری سرمایه اجتماعی را در ساختار شهری ممکن می‌کند باید علاوه بر سنجش میزان امنیت ، به جستجوی راه‌های مؤثر در شکل‌گیری مکان‌های امن شهری و جلوگیری از شکل‌گیری و رشد مناطق حاشیه نشین و جرم خیز پرداخت . چنانچه لیتون در مدل خود که برای درک محیط ساخته شده نیازهای اساسی انسان را شرح می‌دهد و امنیت را به عنوان نیاز اساسی انسانها در نظر می‌گیرد و مازلو نیز در سلسله مراتب نیازها که از قوی ترین تا ضعیف‌ترین را پیشنهاد کرده ،بر نقش امنیت تأکید کرده است و آن را پس از نیازهای فیزیولوژیک در مرتبه دوم قرار داده و مهم‌ترین نقش محیط ساخته شده و فضاها را، ایجاد سرپناه و امنیت عنوان کرده است (محسنی تبریزی ،55:1390). بایستی یادآور شد که از سال 2000 به بعد در نگاه سازمان ملل برای تعیین سطح توسعه‌یافتگی کشورها متغیر شادکامی (اجتماعی)، امید به آینده و خشنودی و رضایتمندی اجتماعی به عنوان یک شاخص کلیدی وارد محاسبات شده‌اند بدین معنی که اگر مردم یک جامعه احساس شادکامی خشنودی و رضایتمندی کنند، نمی‌توان آن جامعه را توسعه‌یافته خصوصاً در بعد اجتماعی قلمداد کرد.. قدر مسلم کسانی که در مناطق حاشیه نشین شهرها زندگی می‌کنند به‌نوعی محرومانی هستند که احساس نشاط و شادکامی در آن‌ها در پایین‌ترین و نازل‌ترین سطح قرار دارد و زمانی که افراد احساس فقر و بی‌عدالتی می‌کنند واکنش‌های شدید عاطفی مانند کارشکنی و انواع جرائم را انجام می‌دهند وقتی این احساس به اعلی درجه خود برسد به احساس تضاد اجتماعی می‌انجامد و تعارضات شدیدی را در پی دارد. (هزار جریبی ،88:1388)

در جامعه امروز خشونت به شکل‌های گوناگون آن به یک معضل اجتماعی روبه رشد و به عنوان بخشی از رفتار معمولی تبدیل‌شده است . ما هرروزه شاهد بروز خشونت در اطراف خود در اشکال مختلفی چون ناسزاها، هل دادان ها، داد کشیدن‌ها ، آسیب رساندن به اموال ،خشونت علیه زنان و کودکان و غیره در سطح شهرها هستیم آمارها حاکی از رشد روزافزون خشونت به‌خصوص در نواحی حاشیه نشین شهر ها هستند . شهر یاسوج نیز از این قائده مستثنا نیست و درنهایت حاشیه نشینی هم به عنوان یکی از بسترهای وسیع نابهنجاری‌ها و ترویج خشونت‌های کلامی و مشاجره ضرب و شتم بین جوانان و اعضای خانواده این ضرورت را پیش می‌آورد که درباره افزایش خشونت‌های این‌چنینی به‌ویژه با سلاح سرد و لحن رکیک با شیوه خشن در جامعه خود توجه بیشتری داشته باشیم  شاید این حساسیت‌ها موجب شود دراین‌باره چاره‌اندیشی شود تا حداقل شاهد رشد روز افزون این خشونت‌ها در سطح شهر یاسوج نباشیم.

اهداف تحقیق

هدف اصلی تحقیق

تعیین رابطه بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج

اهداف فرعی

1-    تعیین رابطه بین محرومیت فردی و خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

2-    تعیین رابطه بین محرومیت گروهی و خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

3-    تعیین رابطه بین میزان درآمد افراد و خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

4-    تعیین رابطه بین محل سکونت و خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

5-    تعیین رابطه بین نوع مسکن و میزان خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

6-    تعیین رابطه بین نوع شغل ساکنان حاشیه نشین و میزان خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

7-    تعیین رابطه بین میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی و  میزان خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

8-    تعیین رابطه بین عدم امنیت ساکنان حاشیه نشین و میزان خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج.

 

روش تحقیق

 این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. همچنین از نظر ماهیت و روش در دستۀ تحقیقات همبستگی قرار می‌‌گیرد و به دلیل این‌که در فاصله زمانی معین انجام شده است، از نظر زمانی مقطعی می‌باشد.

جامعه آماری

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر یا افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی (جهانی یا منطقه‌ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند جامعه آماری پژوهش حاضر  شامل 50.000 نفر از  افرادی که در مناطق حاشیه نشین شهر  یاسوج سکونت دارند .

روش نمونه­گیری و تعیین حجم نمونه

در این پژوهش با توجه به اینکه حجم جامعه مورد مطالعه 50.000 نفر بود از جدول مورگان تعداد 381 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد.

روش جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات

گردآوری داده‌ها در تحقیق باید با توجه به اهداف تحقیق، روش تحقیق و خصوصیات نمونه انتخاب‌شده صورت می‌گیرد. بنابراین برای جمع­آوری داده‌های مورد نیاز این تحقیق از روش‌های گوناگون استفاده شده است. این روش‌ها در دو طبقه­بندی مختلف جای گرفته است که عبارت است از:

روش کتابخانه‌ای

در این تحقیق جهت جمع‌آوری اطلاعات برای پی‌ریزی مبانی کلی تحقیق همچون تعریف مفاهیم کلیدی، طرح ضرورت‌ها، بیان کاربرد‌ها و تشریح اهمیت آن از مطالعات کتابخانه‌ای مانند مطالعات مقالات فارسی و لاتین و کتب فارسی و لاتین درزمینهٔ متغیرهای تحقیق و پایان‌نامه‌های مشابه در این زمینه و منابع اینترنتی و درس گروهی‌ها استفاده گردیده است.

روش میدانی

در این زمینه از ابزارهایی مانند مشاوره و مصاحبه با خبرگان درزمینهٔ طراحی پرسش‌نامه و تجزیه و تحلیل آن استفاده شده است. در تحقیق حاضر، ابزار اصلی سنجش، پرسش­نامه است که یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روش مستقیم برای کسب داده‌های تحقیق است. برای سنجش متغیرها از دو پرسش­نامه استفاده شده است. پرسش­نامه شامل دو بخش سؤالات عمومی (جنسیت و مدرک تحصیلی، میزان سابقه خدمت وضعیت تأهل) و سؤالات تخصصی می­باشد. در این تحقیق از پرسشنامه‌ استفاده شده است.

روش تجزیه و تحلیل داده­ها

به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری (تحلیل‌های توصیفی، استنباطی) به تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات به دست آمده برای آزمون فرضیه­ها پرداخته شد در این تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه با استفاده از نرم‌افزار SPSS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته استفاده شده است.

تجزیه و تحلیل یافته ها

فرضیه اصلی : بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه معنی‌داری وجود دارد.

جدول (1): نتایج آزمون همبستگی محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری

متغیر

خشونت‌های شهری

 

 

محرومیت نسبی

پیرسون

فراوانی

ضریب همبستگی

سطح معناداری

381

62/0

001/0

یافته آزمون همبستگی پیرسون جدول (1) نشان می‌دهد که بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج در سطح معناداری 95 درصد همبستگی معناداری وجود دارد. (001/0=p) و (62/0=r) می­توان اذعان کرد بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

فرضیه های  فرعی

بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه معنی داری وجود دارد.

 

 

            جدول (2): نتایج آزمون همبستگی فرضیه های فرعی تحقیق

متغیر

خشونت شهری

 

 

محرومیت فردی

پیرسون

فراوانی

ضریب همبستگی

سطح معناداری

381

44/0

007/0

محرومیت گروهی

51/0

001/0

381

میزان درآمد

65/0

002/0

381

محل سکونت

42/0

001/0

381

نوع مسکن

52/0

008/0

381

نوع شغل

61/0

001/0

381

عدم امنیت

60/0

004/0

381

بهره‌مندی از خدمات دولتی

84/0

001/0

381

 

یافته آزمون همبستگی پیرسون جدول(2) نشان می‌دهد که بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج در سطح معناداری 95 درصد همبستگی معناداری وجود دارد. می­توان اذعان کرد بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

 

 

پیش­بینی خشونت شهری بر اساس محرومیت نسبی:

 

جدول (3): خلاصه مدل

ضریب همبستگی

مجذور

ضریب همبستگی

مجذور ضریب

همبستگی­ تعدیل شده

خطای

معیار برآورد

74/0

533/0

511/0

68401/8

 

با توجه به جدول (3) ضریب همبستگی، مجذور ضریب همبستگی یا ضریب تعیین رانشان می‌دهد به گونه­ای که میزان ضریب همبستگی بین متغیرها 74/0 می­باشد. همچنین ضریب تعیین نشان دهنده این است که 533/0 درصد از خشونت شهری بر اساس مؤلفه‌های محرومیت نسبی پیش بینی می­شود.

 

 

جدول (4): خلاصه مدل

 

مجموع مجذورات

درجه آزادی

مجذور میانگین

f

سطح

معنی­داری

رگرسیون

569/7503

8

891/1875

876/24

001/0

باقیمانده

866/6560

372

411/75

جمع

434/14064

380

 

با توجه به جدول (4)، F محاسبه‌شده (876/24) در سطح اطمینان 95/0 درصد معنادار می­باشد.

 

جدول (5): ضرایب رگرسیون

 

متغیر

ضرایب استاندارد نشده

ضرایب استانداردشده

t

سطح

معنی­داری

B

خطای معیار

BETA

محرومیت فردی

603/0

189/0

303/0

194/3

003/0

محرومیت گروهی

610/0

230/0

208/0

636/2

010/0

میزان درآمد

621/2

633/0

382/0

312/3

002/0

محل سکونت

734/2

633/0

385/0

322/4

001/0

نوع مسکن

393/0

172/0

192/0

280/2

026/0

نوع شغل

352/0

188/0

176/0

398/2

046/0

عدم امنیت

341/0

182/0

174/0

395/2

042/0

بهره‌مندی از خدمات دولتی

560/0

244/0

191/0

284/2

005/0

 

با توجه به جدول (5)، با مراجعه به آماره T و سطوح معنی­داری می­توان قضاوت کرد که همه ابعاد محرومیت نسبی بر خشونت شهری، اثر معنادار دارند. بر اساس میزان بتای محاسبه‌شده، بعد محل سکونت با میزان بتای (385/0) بیشترین سهم را در خشونت شهری داشته و بعد عدم امنیت کمترین اثر را در خشونت شهری داشته‌اند.

نتیجه‌گیری

هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش محرومیت نسبی در خشونت‌های شهری مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد رابطه‌ی مثبت و معناداری بین محرومیت نسبی با خشونت‌های شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج وجود دارد. همچنین بین ابعاد محرومیت نسبی(بین محرومیت فردی- محرومیت گروهی- میزان درآمد- محل سکونت- نوع مسکن- نوع شغل- عدم امنیت- میزان بهره‌مندی ساکنان حاشیه نشین از خدمات دولتی) با خشونت شهری در مناطق حاشیه نشین شهر یاسوج رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که همه ابعاد محرومیت نسبی بر خشونت شهری، اثر معنادار دارند. بر اساس میزان بتای محاسبه‌شده، بعد محل سکونت با میزان بتای (385/0) بیشترین سهم را در خشونت شهری داشته و بعد عدم امنیت کمترین اثر را در خشونت شهری داشته‌اند. بنا بر نتایج تحقیق می‌توان بیان کرد که شهر یاسوج حدود یک شهر مهاجرپذیر در دهه گذشته بوده است. که این موضوع تبدیل به یکی از معضلات مهم در شهر یاسوج گردیده است و هرروز بر تعداد جمعیت وسعت مناطق حاشیه‌ای افزوده می‌شود. که مهم‌ترین عامل آن فقر و کمبود درآمد و بیشترین تعداد ساکنان مناطق حاشیه‌ای در این شهر را مهاجرین (داخلی و خارجی)  که بنا به دلایل مختلف به این شهر مهاجرت کرده‌اند، تشکیل می‌دهند. که تفاوت فرهنگی و اقتصادی این افراد در این قسمت از شهر با سایر نقاط شهری می‌تواند پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد. خشونت شهری می‌تواند زمینه‌ساز اختلال و ناامنی در زندگی شهروندان شود. بر اساس نظرات صاحب‌نظران و تحلیل گران علوم اجتماعی و روان‌شناسی باید گفت که به وجود آمدن یک رفتار خشونت‌آمیز تابع علل و عوامل اجتماعی و روانی مختلفی است. مهم‌ترین عامل و متغیر تاثیرگزار که ما در این پژوهش بران تأکید کردیم محرومیت نسبی است. افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می‌کنند به دلیل تفاوت میان توانایی‌ها و انتظاراتشان در ابعاد اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی احساس محرومیت می‌کنند و اعتماد و مشارکت و گستره شبکه روابطشان کم شده و سطح سرمایه اجتماعی و تعاون و همکاری آن‌ها افت می‌کند همچنین به دلیل احساس عدم امنیت و نداشتن فرصت‌های برابر و بر اساس نظریه گار برای تغییر وضعیت موجود دست به هر اقدامی در محیط زندگی خود می‌زنند مانند عربده‌کشی ،زورگیری ،چاقوکشی،خریدوفروش مواد مخدر،باج‌گیری و...گاهی هم در قالب دسته‌های بزهکار دست به خشونت می‌زنند.  در مطالعه حاضر خشونت شهری در میان حاشیه‌نشینان با تمرکز بر شهر یاسوج موردبحث و بررسی قرارگرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق با نتایج پژوهشی از لهسایی زاده (1391) همسو بوده است.

حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که نتایج و تبعات زیادی برای شهرها به دنبال دارد.  مهاجرت که خود نتیجه‌ی نابرابری‌های مکانی و بی‌عدالتی‌های منطقه‌ای می‌باشد، به دلیل ویژگی‌های خاص مهاجران و علل مهاجرتشان پیامدهای منفی متعددی برای شهرها و روستاها به دنبال دارد که ازجمله‌ی آن‌ها ظهور و گسترش پدیده‌ی حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ می‌باشد. از سوی دیگر حاشیه‌نشینان به علت فقر شدید و همه‌جانبه ( اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و…) و اعتراض نسبت به وضع موجود و ابراز وجود در شهرها ، اقدام به فعالیت‌هایی می‌نمایند که موجب سلب آسایش شهروندان و امنیت شهرها می‌گردد. این موضوع در شهر یاسوج از شدت بیشتری برخوردار بوده و مشکلات زیادی را هم ایجاد نموده است. سرقت‌های متعدد ، آدم‌ربایی و آدمکشی، قاچاق مواد مخدر ، شرارت ، تجمعات خیابانی و غیره ازجمله‌ی این معضلات هستند. بنابراین مسئولین شهر یاسوج می‌بایست با توانمندسازی حاشیه‌نشینان از طریق طرح‌های اجتماع‌محور زمینه مشارکت هر چه بیشتر مردم در اداره امور و بهبود بخشی امور محله‌ای فراهم کنند. و توجه بیشتری به توسعه کمی و کیفی امکانات و فرصت‌ها به‌ویژه در سطح کلان و توزیع عادلانه آن‌ها برای مناطق حاشیه نشین شهری در نظر بگیرند و با ایجاد فرصت‌های شغلی از طریق طرح‌های تعاونی محله‌ای و مشارکتی خشونت شهری با به حداقل برسانند.

 

 منابع

-        امیری،سمیه(1389)، پایان نامه فومیت ،هویت و ارتباط آن با نهاد خانواده :مطالعه موردی خشونت علیه کودکان و نوجوانان افعان در یکی از محله‌های شهری کرج دانشگاه تهران

-        ربانی، رسول ؛ ربیعی، کامران، 1389 ، حاشیه نشینی و فضای شهری باز تولید اجتماع غریبه ها مطالعه موردی محله عرب های ملک شهر اصفهان، مجله برسی مسائل اجتماعی ایران، شماره 3.

-        زاهد زاهدانی،سعید(1380)،حاشیه نشینی ،چاپ دوم ،شیراز ،نشر دانشگاه

-        شاطرین، محسن ؛ اشنویی، امیر ، 1392 ، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری حاشیه نشینی در شهر کاشان، فصلنامه جغرافیا، شماره 36

-        عرب نژاد فاطمه یزدانپناه لیلا (1390) عوامل مرتبط با خشونت و سابقه آن در بین جوانان 35 - 18 سال زندان کرمان رفاه اجتماعی » زمستان 1390 - شماره 43 علمی-پژوهشی/ISC ‏(26 صفحه - از 71 تا 96).

-        غلامی، روح اله و همکاران ، 1392 ، عوامل اجتماعی و اقتصادی حاشیه نشینی در ایران مطالعه موردی کلانشهر تهران، فصلنامه آفاق امنیت، شماره 20.

-        فتحی،سروش،محمدی،حامد(1390)،شهرنشینی و بیگانگی اجتماعی و رفتارهای وندالیستی ،فصلنامه پژوهش اجتماعی ،سال چهارم ،شماره 13،

-        فکوهی،ناصر(1383).انسان شناسی شهری،انتشارات نشرنی.

-        فدایی مهربانی مهدی(1386) شهرنشینی، رسانه و سلامت اجتماعی (رسانه های جوامع در حال گذار و سلامت اجتماعی شهروندان) پژوهش های ارتباطی » بهار 1386 - شماره 49 ISC ‏(20 صفحه - از 67 تا 86).

-        لهسائی زاده،عبدالعلی(1391)، مقاله نقش محرومیت نسبی ذر افزایش خشونتهای شهری مناطق حاشیه نشین شهر کرمانشاه ،فصلنامه مطالعات شهری ،سال دوم ،شماره سوم ،تابستان 91

-        محسنی تبریزی،علیرضا،سهراب قهرمانی و دیگران(1390)،فضاهای بی دفاع شهری و خشونت(مطالعه موردی فضاهای بی دفاع شهر تهران) ،جامعه شناسی کاربردی،سال 22،شماره پیاپی (44)،شماره چهارم

-        محمدی،جمال ،باقری کشکولی،علی(1392)، تحلیلی بر رابطه بین فقر و خشونت شهری (مطالعه موردی: محلات یزد)،فصلنامه دانش انتظامی یزد،سال اول ،شماره 1،بهار1393.

-        مهدوی، مسعود ، 1392 ، مقدمه ای بر جغرافیای روستایی ایران ، انتشارات سمت، چاپ تهران.

-        میره،محمد(1384).بررسی و ساماندهی اسکان غیررسمی درشهرفم،ک.رد شیخ اباد ،پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری ،دانشگاه تهران

-        هزارجریبی،جعفر،امین صارمی و دیگران(1388). تحلیل نواحی جرم خیز و آسیب زای سکونتگاه‌های شهری ،فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی ،سال چهارم ،شماره اول،صص 73-86

-        یارارشدی،علی،ملکی،وحیدودیگران(1392)مقاله خشونت ازمنظرجرم شناسی:عوامل گرایش و راهکارههای مقابله با آن ، فصلنامه کاراگاه ،دوره دوم سال ششم بهار92.

-        نقدی، اسداله ؛ زارع، صادق ، 1391 ، حاشیه نشینی به مثابه آپاندیسیت شهری  مورد مطالعه جعفرآباد-کرمانشاه، فصلنامه برنامه ریزی منطقه ای، شماره 5.

-        هاشمی سید حسن(1394) مفهوم شناسی «مصلحت» و جایگاه آن در حقوق خانواده حکومت اسلامی » بهار 1394 - شماره 75 علمی-پژوهشی/ISC ‏(28 صفحه - از 127 تا 154).

-        یعقوبی دوست ،محمود،حلیمه عنایت (1391)، سنجش الگوی همبستگی شاخص های سکونتی حاشیه‌نشینان و غیرحاشیه‌نشینان با میزان خشونت خانگی آن‌ها علیه فرزندان ،پژوهشهای جغرافیای انسانی ،دوره 45،شماره 4،1392

 

-      Sadock BJ-Sadock VA(2003),synopsis of psychiatry .Behavioral sciences clinical psychiatry, ninth cdition ;Lippincott Willams &wil Wong, C., Clifford, R. S. and Mckay, H.O., 2004, the Social Disorganization Theory,kins ,150-58

 

 



[1] .کارشناسی ارشد حسابداری، دبیر آموزش و پرورش.

[2] . کارشناسی ارشد حقوق.

[3] . مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، یاسوج ، ایران. (نویسنده مسئول)a_alamdari62@yahoo.com.

[4] .فصلنامه پژوهشهای قرانی(ماهیت و ابعاد خشونت درچشم انداز قران)

1-.فصلنامه جغرافیای انسانی ،دوره 4،شماره4،زمستان 92

[6] .Al ahmadi & etal

[7] .Sadock

[8] .Hauber

منابع
-        امیری،سمیه(1389)، پایان نامه فومیت ،هویت و ارتباط آن با نهاد خانواده :مطالعه موردی خشونت علیه کودکان و نوجوانان افعان در یکی از محله‌های شهری کرج دانشگاه تهران
-        ربانی، رسول ؛ ربیعی، کامران، 1389 ، حاشیه نشینی و فضای شهری باز تولید اجتماع غریبه ها مطالعه موردی محله عرب های ملک شهر اصفهان، مجله برسی مسائل اجتماعی ایران، شماره 3.
-        زاهد زاهدانی،سعید(1380)،حاشیه نشینی ،چاپ دوم ،شیراز ،نشر دانشگاه
-        شاطرین، محسن ؛ اشنویی، امیر ، 1392 ، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری حاشیه نشینی در شهر کاشان، فصلنامه جغرافیا، شماره 36
-        عرب نژاد فاطمه یزدانپناه لیلا (1390) عوامل مرتبط با خشونت و سابقه آن در بین جوانان 35 - 18 سال زندان کرمان رفاه اجتماعی » زمستان 1390 - شماره 43 علمی-پژوهشی/ISC ‏(26 صفحه - از 71 تا 96).
-        غلامی، روح اله و همکاران ، 1392 ، عوامل اجتماعی و اقتصادی حاشیه نشینی در ایران مطالعه موردی کلانشهر تهران، فصلنامه آفاق امنیت، شماره 20.
-        فتحی،سروش،محمدی،حامد(1390)،شهرنشینی و بیگانگی اجتماعی و رفتارهای وندالیستی ،فصلنامه پژوهش اجتماعی ،سال چهارم ،شماره 13،
-        فکوهی،ناصر(1383).انسان شناسی شهری،انتشارات نشرنی.
-        فدایی مهربانی مهدی(1386) شهرنشینی، رسانه و سلامت اجتماعی (رسانه های جوامع در حال گذار و سلامت اجتماعی شهروندان) پژوهش های ارتباطی » بهار 1386 - شماره 49 ISC ‏(20 صفحه - از 67 تا 86).
-        لهسائی زاده،عبدالعلی(1391)، مقاله نقش محرومیت نسبی ذر افزایش خشونتهای شهری مناطق حاشیه نشین شهر کرمانشاه ،فصلنامه مطالعات شهری ،سال دوم ،شماره سوم ،تابستان 91
-        محسنی تبریزی،علیرضا،سهراب قهرمانی و دیگران(1390)،فضاهای بی دفاع شهری و خشونت(مطالعه موردی فضاهای بی دفاع شهر تهران) ،جامعه شناسی کاربردی،سال 22،شماره پیاپی (44)،شماره چهارم
-        محمدی،جمال ،باقری کشکولی،علی(1392)، تحلیلی بر رابطه بین فقر و خشونت شهری (مطالعه موردی: محلات یزد)،فصلنامه دانش انتظامی یزد،سال اول ،شماره 1،بهار1393.
-        مهدوی، مسعود ، 1392 ، مقدمه ای بر جغرافیای روستایی ایران ، انتشارات سمت، چاپ تهران.
-        میره،محمد(1384).بررسی و ساماندهی اسکان غیررسمی درشهرفم،ک.رد شیخ اباد ،پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری ،دانشگاه تهران
-        هزارجریبی،جعفر،امین صارمی و دیگران(1388). تحلیل نواحی جرم خیز و آسیب زای سکونتگاه‌های شهری ،فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی ،سال چهارم ،شماره اول،صص 73-86
-        یارارشدی،علی،ملکی،وحیدودیگران(1392)مقاله خشونت ازمنظرجرم شناسی:عوامل گرایش و راهکارههای مقابله با آن ، فصلنامه کاراگاه ،دوره دوم سال ششم بهار92.
-        نقدی، اسداله ؛ زارع، صادق ، 1391 ، حاشیه نشینی به مثابه آپاندیسیت شهری  مورد مطالعه جعفرآباد-کرمانشاه، فصلنامه برنامه ریزی منطقه ای، شماره 5.
-        هاشمی سید حسن(1394) مفهوم شناسی «مصلحت» و جایگاه آن در حقوق خانواده حکومت اسلامی » بهار 1394 - شماره 75 علمی-پژوهشی/ISC ‏(28 صفحه - از 127 تا 154).
-        یعقوبی دوست ،محمود،حلیمه عنایت (1391)، سنجش الگوی همبستگی شاخص های سکونتی حاشیه‌نشینان و غیرحاشیه‌نشینان با میزان خشونت خانگی آن‌ها علیه فرزندان ،پژوهشهای جغرافیای انسانی ،دوره 45،شماره 4،1392
 
-      Sadock BJ-Sadock VA(2003),synopsis of psychiatry .Behavioral sciences clinical psychiatry, ninth cdition ;Lippincott Willams &wil Wong, C., Clifford, R. S. and Mckay, H.O., 2004, the Social Disorganization Theory,kins ,150-58