«بررسی نقش عوامل فردی واجتماعی زنان درامنیت آنان درمقابل آزارهای جنسی درفضای شهری ( مطالعه موردی شهر یاسوج) »

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه قم

چکیده

هدف از انجام این تحقیق، بررسی نقش عوامل فردی و اجتماعی زنان در امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری می­باشد. این پژوهش ازنوع پیمایشی بوده و از پرسشنامه برای گردآوری داده­ها استفاده شده­است. در چارچوب نظری این تحقیق، از دیدگاه اندیشمندانی همچون باری بوزان، مولار،  گییدنز، میتار و رفیع­پور استفاده شده­است. جامعه آماری این تحقیق زنان بالای 15 سال شهر یاسوج بوده است. تعداد جامعه آماری این تحقیق 7500 نفر می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 200 نفر نمونه به دست آمده است. روشش نمونه­گیری در این تحقیق، روش نمونه­گیری تصادفی ساده و پایایی تحقیق81.6 درصد می­باشد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزار spss استفاده شده، برای آمار استنباطی از آماره­های گاما، ضریب همبستگی اسپیرمن، F آنووا و t استفاده شده­است.ضریب رگرسیونی تحقیق، از روش ضریب رگرسیونی گام به گام بوده که میزان این ضریب90% R2= می­باشد. در این تحقیق علاوه بر فرضیه اصلی از پنج فرضیه فرعی استفاده شده است که همه این فرضیات مورد تأیید قرارر گرفته است. در این میان بیشترین تأثیر را فرضیه  آرایش کردن با ضریب همبستگی 56.1 درصد می­باشد.

کلیدواژه‌ها


«بررسی نقش عوامل فردی واجتماعی زنان درامنیت آنان درمقابل آزارهای جنسی درفضای شهری ( مطالعه موردی شهر یاسوج) »

تاریخ دریافت:13/11/95                         تاریخ پذیرش:20/12/95

مسلم نراقی منش[1]

چکیده

هدف از انجام این تحقیق، بررسی نقش عوامل فردی و اجتماعی زنان در امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری می­باشد. این پژوهش ازنوع پیمایشی بوده و از پرسشنامه برای گردآوری داده­ها استفاده شده­است. در چارچوب نظری این تحقیق، از دیدگاه اندیشمندانی همچون باری بوزان، مولار،  گییدنز، میتار و رفیع­پور استفاده شده­است. جامعه آماری این تحقیق زنان بالای 15 سال شهر یاسوج بوده است. تعداد جامعه آماری این تحقیق 7500 نفر می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 200 نفر نمونه به دست آمده است. روشش نمونه­گیری در این تحقیق، روش نمونه­گیری تصادفی ساده و پایایی تحقیق81.6 درصد می­باشد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزار spss استفاده شده، برای آمار استنباطی از آماره­های گاما، ضریب همبستگی اسپیرمن، F آنووا و t استفاده شده­است.ضریب رگرسیونی تحقیق، از روش ضریب رگرسیونی گام به گام بوده که میزان این ضریب90% R2= می­باشد. در این تحقیق علاوه بر فرضیه اصلی از پنج فرضیه فرعی استفاده شده است که همه این فرضیات مورد تأیید قرارر گرفته است. در این میان بیشترین تأثیر را فرضیه  آرایش کردن با ضریب همبستگی 56.1 درصد می­باشد.

 

واژگان کلیدی: امنیت، امنیت اجتماعی، امنیت فردی، آزارهای جنسی، فضای شهری

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه و بیان مسأله

امروزهامنیتازشاخصه­هایکیفیزندگیدرشهرهاست. آسیب­هایاجتماعیازمهم­ترینپیامدهایمختلفامنیتبهشمارمی­روند. ازآنجاکهفضاهایشهریامروزی،مؤلفه­ایبرایوقوعنابهنجاری­هایشهریودرنتیجه،عدموقوعامنیتدرشهرمی­باشد،بررسیجنبه­هایکیفیوکمیامنیت،چهازلحاظکالبدیوچهازلحاظاجتماعی،درداخلهریکازفضاهایشهریامریضروریاست. اهمیتمحوریامنیتوایمنیدرهریکازفضاهاوعناصرکالبدیشهری،به خصوصدرفضاهاییباطراحیوکاربردنامناسب،بایدبررسیشود. اینموضوعدرفرهنگبومیوقومیهرمنطقهومحلریشه­یابیشدهوراهکارهایمناسبارائهگردد. شهرهاکهحجموسیعیازجمعیتشهریرادرخودجایمی­دهند،اماکنیبالقوهومستعدایجادرعبوآسیب­پذیریهستند؛ زیراشهرهانظام­هایپیچیدهبااجزاءدرونیبسیارمرتبطباهمدارند. تحولاتدهه­هایاخیرسببشدهتاامکاناتجدیدشهرهایامروزمانندگذشتهقادربهتأمینآرامشوامنیتشهرونداننباشد( گلی، 1394: 98). باری بوزان امنیت اجتماعی را قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی با شرایط قابل قبولی از تحول می­داند. در واقع باری بوزان امنیت اجتماعی را به حفظ ارزش­ها و هویت گروهی تقلیل می­دهد و امنیت اجتماعی را به چگونگی حفظ و دفاع ارزش­ها و هویت­ها می­داند( میرزایی، 1390: 82).

پدیده احساس امنیت در اندیشه و تفکر افراد جامعه متفاوت است و عامل جنسیت نیز از این مفهوم برداشت مختلفی دارد. مفهوم امنیت ضمن تفاوت در زنان و مردان، عامل محیطی نیز در برداشت این مفهوم در زنان اثربخش است. نظر به اینکه زنان نسبت به مردان در مقابله با پدیده­های اجتماعی و آسیب­های امنیتی و هرگونه کج­رفتاری در فضا و محیط جامعه، زمینه آسیب­پذیری بیشتری دارند، همچنین در مقابله با عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی به مقوله احساس امنیت واکنش متفاوت را نشان می­دهد( لرنی، 1382: 17). سالانه 2 تا 4 میلیون زن مورد خشونت قرار می­گیرد. هر زن در طول عمر خود 20 تا 30  درصد  احتمال دارد که در معرض خطر خشونت قرار گیرد. از بین افراد مسن، 8/1 میلیون نفر مورد بدرفتاری قرار می­گیرند( سازمان بهداشت جهانی، 1380: 149). در اکثر کشورها بیش از 20 درصد زنان در معرض عواقب منفی و غیرضروری ناشی از خشونت هستند. تا زمانی که از نظر فرد، امنیت در جامعه وجود نداشته باشد. پس احساس امنیت نیز نخواهد کرد. تا زمانی که زنان در مدرسه، دانشگاه، محیط کار، مکان­های عمومی، خیابان و غیره احساس آرامش نداشته باشند، مسلما امنیت نیز نخواهند داشت. پس نگرانی از تجاوز جنسی، آزار و اذیت در محیط کار، احساس خطر در رفت و آمد در سطح شهری و غیره، همگی می­توانند در احساس امنیت اجتماعی زنان مؤثر واقع شوند. یکی از عمده­ترین مشکلات و مسائل زنان کمبود امنیت است که این مسأله در ردیف اولین دغدغه­های زنان قرار گرفته است وچه بسا این امر سبب محدودتر شدن فعالیت زنان در محیط­های عمومی شده، حضور زنان در شهر را به عنوان یک شهروند فعال با مشکل مواجه می­سازد(جهانگیری، 1393: 44).عواملی که موجب تهدید، کاهش یا حذف امنیت در شهرها می­شوند، بی­شمارند و بعضی فضاهای شهری ظرفیت بالایی در تهدید امنیت شهرها دارند. به دلیل ازدحام و وسعت، فضاهای عمومی در تجاوز به فضای شخصی افراد و نقص امنیت آنها، همواره آمار بالایی دارند. زنان نیمی از جمعیت ساکن شهرها هستند و روند روزافزون حضور آنان در محیط­های کار و فعالیت اجتماعی شهری سبب می­شود تا در مکان­یابی و طراحی و ساخت کالبد شهر، حضور گسترده این قشر در فضاها و عرصه­های مختلف سکونت، کار، حمل و نقل و .... مورد توجه قرار گیرد، در عصر حاضر، محیط­های نامطلوب شهری مشکلات بسیاری را برای امنیت شهروندان ایجاد کرده و در رشد آسیبهای اجتماعی مؤثر بوده­اند.

با گسترش این آسیب­ها، امنیت رنگ می­بازد و بر میزان جرم افزوده می­شود، مردم در کنش­های اجتماعی محتاطانه عمل می­کنند و با هر اتفاقی، ترس و دلهره آنان دوچندان می­شود و در نتیجه، احساس ناامنی می­کنند. امنیت نداشتن زنان در فضاهای شهری، مشارکت کامل آنان  را دراجتماع محدود می­کند و علاوه بر آسیب­های روانی بر فرد، خانواده و جامعه را نیز متأثر خواهد کرد(  گلی، 1390: 145). در این تحقیق در نظر داریم به بررسی نقش مهمترین عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر امنیت زنان و تأثیری که این عوامل در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری دارند، بپردازیم. در این تحقیق مهم­ترین سؤال­هایی که در پی رسیدن به جوابی مطلوب برای آنها هستیم، بدین قرار است:

  1. حجاب زنان بر امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری چه تأثیری دارد؟

 

  1. آرایش کردن زنان بر امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی چه تأثیری دارد؟
  2. شبکه روابط اجتماعی زنان بر امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی چه تأثیری دارد؟
  3. پایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان بر امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی چه تأثیری دارد؟
  4. میزان دین­داری زنان بر امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی چه تأثیری دارد؟

 

فرضیه­­های تحقیق

  1. به نظر می­رسد بین حجاب زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری رابطه معناداری وجود دارد؛
  2.  
  3. به نظر می­رسدبین آرایش کردن زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد؛
  4. به نظر می­رسد بین شبکه روابط اجتماعی زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد؛
  5. به نظر می­رسد بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد؛
  6. به نظر می­رسد بین میزان دین­داری زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.

 

اهمیت موضوع و ضرورت تحقیق

نگاه به مسائل و آسیب­های امنیتی می­تواند از زوایای مختلفی صورت پذیردکه بخش عمده­ی آن گریبان­گیر زنان جامعه( که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می­دهند) می­باشد. با اینکه تأمین امنیت اجتماعی در شمار مسئولیت حکومت­های ملی است، از نقش عملکرد و رفتار فردی و حتی دیدگاه تک تک افراد جامعه درباره امنیت اجتماعی نمی­توان غافل بود.با توجه به اینکه حجاب زنان یکی از ارکان اصلی نظام ارزشی جامعه ما محسوب می­شود، نوع آن در بین زنان می­تواند اهداف مهمی را در جامعه، چه در جنبه مثبت و چه در جنبه منفی آن رقم زند. از طرف دیگر، وضعیت ظاهری زنان می­تواند زمینه­ساز برخی هنجارشکنی­ها و فرصت مناسبی برای تهدیدگران اجتماعی باشد.با توجه به اینکه عوامل فردی و اجتماعی مختلفی می­تواند در ایجاد امنیت زنان در فضای شهری مؤثر باشد، توصیه می­شود:با توجه به اینکه پوشش نامناسب و بدن­نما تأثیر زیادی در عدم امنیت و آرامش زنان دارد، توصیه می­شود زنان با وضعیت حجاب مناسب­تری (حجاب ایرانی – اسلامی) در فضای شهری و عمومی حضور یابند؛ از آرایش کردن غلیط و وسوسه برانگیز خودداری کنند، تا بتوانند با خیالی آسوده­تر در فضای شهری حضور یابند؛ از حضور در محیط­های نامناسب شهری خودداری کنند.

زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می­دهند و در سال­های اخیر و مخصوصا در کلان­شهرها، حضور اجتماعی آنان، به صورت دنبال کردن تحصیلات عالی، اشتغال، مشارکت سیاسی و ... افزایش یافته است. از طرف دیگر، نتایج برخی از تحقیقات نشان دهنده این مسأله است که زنان از امنیت و یا احساس امنیت زیادی برخوردار نیستند(حسین­زاده و ساده­میری، 1390: 48). در عصر حاضر، محیط­های نامطلوب شهری مشکلات بسیاری را برای امنیت شهروندان ایجاد کرده و در رشد آسیب­های اجتماعی مؤثر بوده­اند. با گسترش این آسیب­ها، امنیت رنگ می­بازد و بر میزان جرم افزوده می­شود، مردم در کنش­های اجتماعی محتاطانه عمل می­کنند و با هر اتفاقی، ترس و دلهره آنان دوچندان می­شود و در نتیجه، احساس ناامنی می­کنند. امنیت اجتماعی آرامش و آسودگی خاطری است که هر جامعه­ای مؤظف است در زمینه­های شخصی، اقتصادی سیاسی و فضایی آن را برای جامعه و اعضای آن فراهم کند. امنیت نداشتن زنان در فضاهای شهری، مشارکت کامل آنان را در اجتماع محدود می­کند و علاوه بر آسیب­های روانی بر فرد، خانواده و جامعه را نیز متأثر خواهد کرد. امنیت اجتماعی با فضا و ساخت شهری ارتباط فضایی دارد. برنامه­ریزان و طراحان شهری معتقدند شهرها برای اینکه ایمن باشند، باید برای همه گروه­های سنی و جنسی ساخته شوند و در ساخت آنهاتفاوت­های سنی و جنسی مورد توجه قرار گیرد( گلی، 1390: 145).

 

پیشینه تحقیق

 ابتدا تحقیقاتی که در خارج به این موضوع پرداخته­اند:  براندا و همکاران نیز در پژوهش خود با عنوان « مکانی که زنان در آن احساس ناامنی می­کنند، تصور از خطر و تأثیر آن در احساس قربانی شدن» در سنگاپوربه دست آوردند، مکان­هایی که برای جنبش و حرکت ظرفیت کمتری دارند، مستعد وقوع جرم هستند. همچنین با بزرگتر شدن فضا، افزایش حضور مردم و ایجاد الگوهای حرکتی توسط فضاهای خصوصی شده با مردمی که در آن حضور دارند، امنیت استفاده کننده­گان از فضا افزایش خواهد یافت( براندا و همکاران، 1997). کاپر یولی ( 2004) در بحثی مناقشه­انگیز عنوان می­کند: غالبا فرض می­شود که امنیت اجتماعی، مفهومی خنثی است و از لحاظ آزادی­های سیاسی و حقوق انسانی برای مردان و زنان یکسان برده می­شود. به هر حال پیش­فرض­های مربوط به جنسیت خنثی، می­تواند دارای سوءگیری باشند. او با استفاده از یک مطالعه بین­المللی و تحلیل درازمدت، به این نتیجه می­رسد که نه حقوق انسانی و نه دموکراسی، امنیت اجتماعی زنان را تضمین نمی­کنند.ادن مورفیلد و همکاران ( 2007) در مقاله « از طلاق تا ازدواج مجدد» به بررسی میزان امنیت در میان زنانی که طلاق گرفته و مجددا ازدواج کرده­اند، می­پردازند. نتایج حاکی از این است که این زنان چالش­های متعددی، به خصوص چالش­های اقتصادی را تجربه کرده­اند که همین قضیه تبعاتی مثبت و منفی نیز داشته­است. مشکلات اقتصادی مهمترین عاملی بوده است که امنیت زنان متاثر کرده است اما با این وصف، از آنجایی که تلاش کرده­اند مسائل مالی را حل کنند، پس از ازدواج مجدد مشکلات مالی کمتری داشته­اند و در نتیجه، میزان امنیت در میان آنها افزایش یافته است( جهانگیری، 1393: 46).هیلر (1998) بر افزایش امنیت از  طریق تحرک و جنبش در فضای شهری تأکید دارد. بنابراین، مکان­هایی که برای جنبش و حرکت ظرفیت کمتری دارند، مستعد وقوع جرم هستند. همچنین با بزرگترشدن فضا، افزایش حضور مردم و ایجاد الگوهای حرکتی توسط فضای خصوصی شده یا مردمی که در آن حضور دارند، امنیت استفاده­کنندگان از فضا افزایش خواهند یافت. در تحقیق دیاس و همکاران (2007) در برزیل، نقش آرایش فضایی در ایجاد رفتارهای خاص استفاده کننده­گان بررسی شد. نتایج تحقیق آنها نشان داد عوامل اجتماعی و فضایی با توجه به اثری که بر اجزای محیطی وشناخت قضایی محیط­های باز شهری دارند، بر کمبود امنیت و افزایش جرم تأثیر گذارند(گلی، 1390: 151).

در داخل کشور کسانی بودند که به بررسی این موضوع پرداخته­اند:تحقیقی با عنوان «عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی زنان در فضای عمومی شهری( مطالعه موردی پارک ائل گلی تبریز)» توسط بهنام قاسم زاده، عاطفه فتح بقالی، یاسمن رمضانی­مقدم در سال 1394نوشته شده است. این تحقیق با هدف بررسی احساس امنیت زنان و عوامل اجتماعی و کالبدی مرتبط با آن در پارک ائل گلی تبریز انجام شد. روش انجام این تحقیق روش پیمایشی است که در آن از نمونه 277نمری از زنان بالای 15 سال، مصاحبه شده­است. یافته­های تحقیق نشان داد که بین عوامل فرم فضا، اطلاعات محیطی گمراه­کننده، نور، آلودگی محیطی، میزان دسترسی به خدمات حمل و نقل عمومی، کیفیت فعالیت­ها و کاربری زمین پیرامون پارک و عومال اجتماعی استفاده­کنندگان از قبیل سن، شغل، تحصیلات با میزان احساس امنیت زنان رابطه وجود دارد. دیگر اینکه بین فرم فضا، وجود اطلاعات محیطی گمراه­کننده، نور، آلودگی محیطی، میزان دسترسی به خدمات حمل و نقل عمومی و کیفیت فعالیت­ها و کاربری زمین و احساس امنیت زنان همبستگی معناداری در سطح اطمینان 99درصد وجود دارد. ( قاسم زاده، 1394: 97). طلعت در تحقیقی با عنوان «عوامل مؤثر بر افزایش احساس امنیت زنان  در پارک­های شهر بجنورد»، به این نتیجه دست یافت که خصوصیات محیطی، تصور فرد از خود، اعتماد اجتماعی، تجارت قبلی، آگاهی­های اجتماعی، محل سکونت، احساس کنترل، نظم اجتماعی، پایبندی اجتماعی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، ضمن داشتن رابطه معنادار به ترتیب بیشترین تأثیر را بر افزایش احساس امنیت زنان دارد( تازیکی، 1393: ). جمال محمدی و همکاران در تحقیق خود با عنوان « بررسی احساس امنیت زنان در مناطق شهری نمونه­ی موردی مناطق 5 و 13 اصفهان» به دست آورد که بین شاخص­های اجتماعی و کالبدی با میزان امنیت، رابطه­ی مستقیمی وجود دارد. یعنی هر چه این شاخص­ها در حد بالاتری باشند، امنیت نیز افزایش پیدا می­کند. مردم حضور پلیس و نیروی انتظامی را مهمترین عامل در ایجاد حس امنیت می­دانند(محمدی و همکاران، 1392).

تحقیقی با عنوان « بررسی علل و عوامل مؤثر بر خشونت علیه زنان در فضای عمومی و خصوصی شهرستان ارومیه»  توسط زهرا همت­زاده انجام شده است. در این بررسی از نظریات منابع در دسترس و شبکه روابط اجتماعی استفاده شده و به این منظور تعداد 330 پرسشنامه به روش پیمایشی و تحلیل شبکه در مناطق مختلف شهرستان ارومیه اجرا گردید و علاوه بر اطلاعات مربوط به پاسخگویان، اطلاعات مربوط به اعضای شبکه اجتماعی نیز جمع آوری شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که خشونت علیه زنان در فضای عمومی با خشونت علیه زنان در فضای خصوصی رابطه معنادار دارد. افزایش منابع در دسترس زنان، میزان خشونت علیه آنان در فضای عمومی را افزایش می­دهد. امنیت ادراک شده در فضای عمومی و خصوصی، با میزان خشونت علیه زنان در فضای خصوصی و فضای عمومی رابطه معناداری و منفی وجود دارد و با افزایش امنیت ادراک شده، از میزان خشونت علیه زنان در فضای عمومی و خصوصی کاسته می­شود( همت­زاده، 1389: 1).

تحقیقی در رابطه با بررسی تأثیر نگرش به پوشش برمیزان آزارهای جنسی در خیابان­ها و وسایل نقلیه توسط آرزو فاطمی انجام شده است. روش انجام این تحقیق روشی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان گروه سنی 18 تا 19 ساله شهر اصفهان در سال 1388 – 1389 می­باشد. روش نمونه گیری در این تحقیق، روشی تصادفی است. حجم نمونه 127 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. ابزار گردآوری داده­ها در این تحقیق پرسشنامه است. بر این اساس، در رابطه همبستگی بین نگرش به پوشش و آزار جنسی، رابطه منفی معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر هرچه نگاه به پوشش مثبت­تر (با حجاب­تر) بوده است، میزان آزار جنسی تجربه شده نیز کمتر بوده است( فاطمی، 1389: ).

 

مبانی نظری تحقیق

نظریه کارکردگرایی ساختاری

در این نظریه جامعه به عنوان شبکه سازمان­یافته­ای از گروه­های در حال همکاری وتعاون تلقی می­شود که به شیوه­ای تقریباَ منظم و منطبق بر مجموعه­ای از قوانین و ارزش­ها که بیشتر اعضاء در آن شریک­اند، اطلاق می­شود و به جامعه به عنوان سیستمی ثابت و در عین حال متمایل به سمت تعادل نگریسته می­شود، سیستمی که به شکل متوازن و هماهنگ عمل می­کند. در نظریه کارکردی که تالکوت پارسونز، کینگزلی دیویس و رابرت مرتن از مهم­ترین نظریه پردازان آن می­باشند، هر گروه یا نهاد کارکرد خاصی دارد، بنابراین سیستم در مجموع به بقای خود ادامه خواهد داد. به عنوان مثال مدرسه، کودکان را تربیت و کارگران وکارمندان آینده را تاُمین می­کند، آنها را برای چند ساعت از والدینشان جدا می­کند و ضمن انجام کارکرد آموزشی، در بعضی از مواقع در کنار سایر کارها و فعالیت­­ها و به عنوان مثال برای انجام رویدادهای ورزشی، تماشاچی برای جامعه آماده می­سازد. تغییرات اجتماعی، تعادل وثبات جامعه را از هم می­باشد و امنیت جامعه و افراد را به خطر می­اندازد. اما پس از هر تغییر، جامعه به سرعت به تعادل جدیدی دست می­یابد. ارزش و یا رویه­ای که در زمان یا مکانی دارای کارکرد است، در جایی که در روند عملکرد متعادل جامعه اختلال ایجاد کند، ممکن است در مکان یا زمانی دیگر کارکرد خود را از دست بدهد. اگر تغییر اجتماعی خاصی، نوعی تعادل موزون و سازگار ایجاد کند، به آن تغییر به عنوان عاملی که دارای کارکرد مثبت است، نگاه می­شود. اما اگر این تغییر باعث از بین رفتن تعادل و امنیت گردد، دارای کارکرد منفی است و اگر این تغییر هیچ نوع تأثیری نداشته باشد، بدون کارکرد است.

در یک نظام ممکن است احزاب سیاسی دارای کارکرد مثبت باشند و در مقابل اعمالی چون بمب­گذاری، سوء قصد، و ترورهای سیاسی، دارای کارکرد منفی باشند( آزاد ارمکی، 1389:  22-20).

مکتبکارکردگراییاشارهبهنوعیثباتیاتعادلمی­کندوازدگرگونیاجتماعی کهموجبمخربکردننظماجتماعیجامعهبوده،پرهیزکردهوبهطورنسبتاًآراماز یک دگرگونی در بین اجزاء سیستم جهت تعادل و توازن نظم اجتماعی جامعه مورد بهره­برداری قرار می­دهد. بر این اساس، در این مکتب، امنیت اجتماعی در هر سطحی وحتی احساس امنیت هم در جهت انسجام این پدیده با دیگر اجزای نظام اجتماعی، در راستای تولید نظم اجتماعی و کلی جامعه حفظ و بازتولید می­شود، از این رو، در این دیدگاه فرض براین است که جامعه به واسطه هماهنگی عناصر و اجزایش ارزش­های مشترک تولید کرده و از طریق جامعه­پذیری آنها امنیت لازم را کسب کرده است.

نظریه کنش متقابل اجتماعی

 مکتبکنشمتقابلنمادینباتاسیازاندیشهمیدکهفردرادرعرصهروابطاجتماعی با دیگران قرار می­دهد و به درونی سازی جامعه می پردازد. در اندیشه مرکزی این مکتب تعیین وضعیت و شیوه های رسیدن به آن تاکید فراوانی شده است. به طور کلی امنیت اجتماعی از نظر نظریه پردازان کنش متقابل نمادی حاصل فرایند مستمر کنش متقابل بین اعضای جامعه بدست می آید، منظور از این کنش متقابل در این نظریه برای کسانی شکل می گیرد که در وضعیت امنیت اجتماعی قرار دارند و دیگران به آن ها عکس العمل نشان می دهد. بنابراین این دیدگاه باتوجهبهاینکهجامعهراسازمانیسیالودرحالتغییروتحولداسته،بهواسطهگفتگویمستمربین اعضایش به صورت دائم به وسیله نمادهای معناداری امنیت اجتماعی را تولید می کند. « در این مکتب مردم به بحث امنیت اجتماعی در جامعه یا همان دنیای اجتماعی معنا می دهند، و نسبت به آن معنی واکنش نشان می دهند. در واقع هسته اساسی این مکتب بحث خود می باشد که اکثر نظریه پردازان ان را به دو بخش ( فاعلی و مفعولی) تقسیم کرده اند. با توجه به اینکه بحث امنیت اجتماعی با مفهوم هویت پیوند خورده است. هویت می تواند به عنوان من فاعلی یا جنبه فردی هر شخص باشد که این مفهوم برای امنیت اجتماعی بسیار باهمیت است.بخشی از مباحث امنیت اجتماعی که مرتبط با هویت فردی است در جریان اجتماعی شدن الگوهای رفتاری از راه تقلید انتقال و اشاعه می یابد. و افراد به این شکل به هویت خود عمل می کنند. در مقابل هم من مفعولی که بیانگر تأثیر نیروهای خارجی بر شخص است. فرد در تعامل اجتماعی می آموزد که در موقعیت های خاص چون بحث امنیت اجتماعی تحت تأثیر همان ارزش ها و هنجارهای شکل گرفته در مورد هویتش رفتار متناسب را در خصوص تولید امنیت اجتماعی انجام دهد.» (غفاری،1390: 119) بنابراین امنیت اجتماعی افراد در جامعه از یکسو متاثرازفرایندشکلگیریخودوهویتافرادوازسویدیگرمتاثرازتفسیروضعیتجامعهوجهانزیستاجتماعی بابهرهگیریازنمادهادرکنشمتقابلافراد حاصلمیگردد.

 

نظریه روش­شناسی مردم­نگارانه

روش­شناسی مردم­نگارانه عبارت است از مجموعه­ای از دانش مبتنی بر عقل سلیم و یک رشته رویه­ها و ملاحظاتی که اعضای عادی جامعه، به وسیله آنها شرایطی را که در آن قرار گرفته­اند، درک می­کنند، راهشان را در این شرایط پیدا می­کنند و دست به عمل می­زنند(نراقی­منش، 1394: 61؛ ریتزر، 1389 : 328-326). روش­شناسان مردمی می­خواهند بگویند که نظم اجتماعی هستی پیدا نمی­کند، در این حال آنچه برای مطالعه باقی می­ماند، روابط اجتماعی و ویژگی­های طبیعی جهان اجتماعی است که به طور مستقیم زمینه عینی بررسی­ها را تشکیل می­دهد. اعتقاد روش­شناسان مردمی بر این است که نظم و امنیت اجتماعی و ریشه و علل آن را، نه در قوانین و نظام های کلی حاکم بر جامعه؛ بلکه در کنش­های عادی و روزمره مردم و در تصوری که از آن دارند، باید جست و جو کرد. چه مردم در روابط خود از شیوه های قابل فهم استفاده می­کنند؛ توانایی کنش مقابل را پیدا کرده، آن را به کار می­برند و هیچ نظم واقعی را که از پیش تعیین شده­باشد(جز تصوری که از آن دارند)، در نظر نمی­گیرند.

گارفینکل روش­شناسی مردمی را به عنوان پاسخی به نظم اجتماعی ارائه داده است، پیش از او مکتب اندام­گرایی با در نظر گرفتن نظم اجتماعی به عنوان تضمین­کننده وحدت اجتماعی، راه­حلی را ارائه کرده بود که گارفینکل به شیوه پارسونز آن را از نو مطرح کرد اما نامبرده،نظریه نظم را به نفع تحقیق در فرآیندی که به وسیله آن بی­نظمی از درون جریان زندگی اجتماعی روزمره ظاهر می­شود، مردود اعلام کرد. در واقع، در دیدگاه روش­شناسی مردمی، آنچه جامعه رابه صورت یک مجموعه به هم پیوسته در می­آورد، ارزش­ها، هنجارها و مبادله نقش­ها نیست؛ بلکه روش­هایی است که مردم از طریق آنها فرض وجود نظم، امنیت و واقعیت اجتماعی را می­پذیرند. به عبارت دیگر، نظم به وسیله ذهنیت افراد شرکت کننده در تعامل، به وضعیت­ها داده می­شود و پدیده­ای عینی و خارجی نیست. نظم در بطن هر جریان اجتماعی نهفته است و امر خارجی و اجتماعی نیست(غلامعباس توسلی، 1390:  444-440 ).بهنظرروش­شناسیمردمی،فراهمآمدنامنیتاجتماعیهمانانتسابمفاهیمبهوقایعاستوماازطریقرویه­هاوروش­هاییکهافرادیکجامعهبهکارمی­برند،تابتوانندبفهمندآنچهکهاتفاقمی­افتد یا آنچه را اودارد،بهمامی­گوید،می­فهیمکهدرآنجامعهچگونامنیتاجتماعیبرقرارمی­شود. یعنیسؤالدربارةچگونگیاستقرارامنیتاجتماعیبرمی­گرددبهاینکهچطورمردمکارسادهتشخیصپزشکاندرراهرویبیمارستانراانجاممی­دهندیاآنچهراکهمشاورروان­درمان از آنها انجام آن را می­خواهند، می فهمند یا در مقام عضو هیأت منصفه می­فهمند که چطور درباره گناهکار بودن یا بی گناه بودن فردی را صادر کنند( بیات،1388: 97).

 

نظریه فمنیستی

 طبق دیدگاه فمنیست­ها ادبیات امنیت، از منظر مردانگی نوشته شده­است. در حالی که زنان قربانی اصلی خشونت و ناامنی اجتماعی هستند و به ندرت جایگاه و موقعیتی در مطالعات امنیتی دارند. با توجه به مباحث جنسیتی، می­توان درک جدیدی از مباحث امنیت اجتماعی داشت«به نظر فمینیست­ها ساختار جنسیتی ایجاد شده توسط جامعه، ساختارهای قدرت و سلطه است، از یک طرف ابزار توجیه خشونت علیه زنان و از طرفی دیگر، موجب ناامنی آنهاست. فمینیست­ها معتقدند که مردسالاری، نه تنها به سرکوب زنان منتهی می­گردد؛ بلکه ارزش­ها و رفتارهایی را در مردان القاء می­کند که خود، الگویی برای دیگر اشکال سرکوب هستند. همچنین،آنها مفهوم جنسیت را مورد انتقاد قرار می­دهند. از نظر آنها، تجربه جنسیتی هر فرد بسته به عواملی چون؛ سن، نزاد، طبقه و تمایلات جنسی، متفاوت است. بنابراین، فمینیست­های فرااثبات­گرا، دیدگاه سایر فمینیست­هایی را که نوعی مفهوم فمینیستی از امنیت می­سازند که قابلیت کاربست عمومی را دارد، مردود می­دانند. آنها معتقد هستند که تجربه مشترک سرکوب وجود ندارد و تنها می­توان از تجربه­های سرکوب سخن گفت.» (عسگری،1382: 369).

 

 

 

چهارچوب نظری

گیدنز[2]

 آنتونیگیدنز، در مورد امنیت تمرکزبرامنیتوجودیمی­کند. او در تعریف امنیت بیان می­کند که« اعتماد و امنیت، خطر کردن و در معرض خطر قرار گرفتن چیزهایی هستند که به مناسبت­های تاریخی مختلف در جامعه متجدد وجود داشته است و دارد. اعتماد و مخاطره امنیت و خطر، این ویژگی­های دو قطبی و تعارض­آمیز مدرنیت در همه جنبه­های زندگی روزانه تأثیر می­گذارد و بار دیگر در هم­تنیدگی خارق­العاده موقعیت محلیو جهانی را نشان می­دهد» (نویدنیا،1388: 33). به نظر او امنیت و اعتماد زمانی ضرورت پیدا می­کند که ناشی از فاصله­گیری روزافزون زمانی و فضاییدر جامعه مدرن باشیم و دیگر اطلاع کاملی از پدیده­های اجتماعی نداشته باشیم. بنابراین اعتماد عبارت است از « اطمینان قابل اعتماد بودن یک شخص یا یک نظام با توجه به مجموعه معینی از برون­داده­ها یا رویدادها؛ یعنی ایمان به صداقت یا عشق دیگری و یا درستی اصول انتزاعی( دانش فنی) اعتمادنهتنهادرجامعهمدرنبهمعنایعامآن،بلکهدرموردژتون­هاینمادینونظام­هایتخصصیکهدرجهتبرکندنزندگیدرجهانمدرنعملمی­کنند،نیزازاهمیتبسیارزیادیبرخورداراست. برایمثالاقتصادپولی و نظام حقوقی در شرایطی می­توانند به فعالیت خود ادامه دهند که افراد جامعه به آنها اعتماد داشته باشند.» (گیدنز،1990: 34 به نقل از ریتزر و همکار،1390: 631).

گیدنزتأکیدبراینمی­کندکهبرایدرکضرورتتوجهبهامنیت،بایدبهسیمایمخاطره­آمیزبودنجامعهمدرنیته به دقت توجه کرد، او این سیما را جهانی شدن مخاطرات نامیده است. این خطرات در سرتاسر جهان افراد را تحت تأثیر خود قرار داده است. مانند تقسیم کار جهانی این خطرات بر سرنوشت تمام افراد جهان اثرگذار است( غفاری،1390: 120).

    گیدنزدربحثامنیتاشارهبهمفهومامنیتوجودیمی­کند،ضرورتاینمفهومبرایمقاومتدرمقابلهجومگستردهوبی­سابقهمخاطراتنهادهایمدرنیتهاست،بنابراینامنیتوجودیعبارتاز«ایمنبودن؛یعنیدراختیارداشتنپاسخ­هاییدرسطحناخودآگاهوخودآگاهیعملی، برای بعضی پرسش­های وجودی بنیادین که همه آدمیان طی عمر خود به نحوی مطرح کرده­اند. به عبارت دیگر، این اصطلاح به اطمینانی برمی­گردد که بیشتر آدم­ها به تداوم تشخیص هویت خود و دوام محیط­های اجتماعی و مادی کنش در اطراف خود دارند. او بیان می­کند که ما برای زیستن و گذارندن عمر خود، معمولاً مسائل و موضوعاتی را مسلم قطعی می­پنداریم که بر اساس قرن­ها جستجو و تعمق متفکران و فیلسوفان در برابر نگاه­های شکاکانه تاب نخواهد آورد و طراوت و اصالت خود را از دست خواهد داد. این­گونه موضوع­ها در برگیرنده پرسش­هایی هم خواهد بود که آنها را به طور اخص مسائل وجودی می­نامد. اینها به طور معمول پرسش­هایی هستند درباره زمان، فضا، پیوستگی و هویت. در حالت عادی، افراد پارامترهای وجودی فعالیت خود را مسلم وتضمینشدهمیانگارند،فعالیتیکهبه وسیلهقراردادهایاجتماعیمعینیکهپذیرفته­اندورعایت می­کنند، مورد تأیید و تقویت قرار می­گیرد اما به هیچ وجه پابرجا و قطعی تلقی نمی­شود. اندیشه امنیت وجودی از نزدیک به این خصیصه ضمن خودآگاهی عملی، به سرپوش­گذاری­های متصور از عملیات جاری زندگی روزمره به حساب آید، هرج و مرج در کمین نشسته است و این هرج و مرج، به معنای ازهمپاشیدگی و بی­نظمی بلکه به معنای از دست رفتن مفهوم واقعیت اصیل اشیا ءو دیگر اشخاص است»(گیدنز،1378: 62-61).باتوجهبهاینامر،امنیتوجودیکهحاصلاعتمادبهتعاریفیاززندگیاستکههویتوهستیانسانبرمبنایآنسامانمی­گیرد،امنیتیدرونی و روانی است. به این ترتیب، بر اساس نظریات گیدنز می­توان به نکاتی پیرامون امنیت دست یافت: « اول آنکه امنیت به خودی خود قابل تعریف نیست و بر مبنای بود و نبود خطر قابل تعریف می­شود، دوم انکه امنیت یک فرآیند زمانی است که طی زمان شکل می­گیرد و در هر لحظه بر اساس برآورد خطر تغییر می­کند. سوم آنکه وجه ذهنی و فکری امنیت در جهان مدرنیته بسیار مهمتر از وجه عینی امنیت است؛ زیرا بسیاری از خطرات به یمن تکنولوژی به کنترل درآمده­اند و بسیاری خطرات جدید نیز مانند مخاطرات زیست­محیطی یا جنگ هسته­ای، قابل پیش­بینی و کنترل نیستند. بنابراین آنچه در این گردونه مدرنیته، از دست انسانبرمی­آید،تضمینسلامتامنیتروحیوروانی­اشاستکهباتشکیلهویتمطلوبدرسایهامنیتوجودیمیسراست. چهارم آنکه گیدنز امنیت وجودی را به عنوان بعد اساسی امنیت در نظر می­گیرد. امنیت وجودی که ضمن اطمینان به شناخت ها، هستی­شناسی فرد را سامان می­بخشد، پایه و بنیان وجود آدمی را در می­نوردد و به اعتقاد گیدنز برخورداری از چنین امنیتی، تکیه­گاه و بنیان سایر وجوه امنیت را تشکیل خواهد داد..»( نویدنیا،1388: 43-41).

مولار[3]

 همان­طورکهاشارهشد،بخشیازگفتمانحاکمبرامنیتاجتماعیوجهسلبیآنمی­باشدکهناشیازاینمسألهاستکهشرایطفارغبودنازترس،خطر، زیانوصدمهرابرایگروه­های اجتماعی یا کلیه شهروندان یک نظام اجتماعی جهت برخوردار بودن از شرایط اطمینان­خاطر و آرامش از سوی دولت یا حاکمیت، با توسل به زور و قدرت فراهم کرد. چنان­که مولار بیان می­کند، امنیت اجتماعی زمانی حاصل می­شود که جامعه تهدیدی در باب مؤلفه­های هویتی خود احساس کند.« به نظر مولار امنیت اجتماعی مقوله­ایاستکهافرادودولتبههمراهیکدیگر،درتأمینآنسهیموشریکهستندوازاینرو،به تدریجوهمگامباغیرقابلتفکیکشدندولتوجامعهازیکدیگر،همینحالتدرخصوصناامنیآندومصداقپیدامی­کند.

درحالحاضرباتوجهبهکاهش کنترل حکومت­ها بر جوامع خود، ظهور جنبش­های جدایی­طلب،فراملی، افزایش روزافزون مهاجرت و جریان حرکت پناهندگان و چهارچوب­های درحال تحول داخلی و خارجی، بررسی روابط دولتومردمامریاجتناب­ناپذیراستوتعریفگفتمانجدیدامنیتیبرایتنظیم روابطمیانمردمو دولت­ها در قالب گروه­های اجتماعی ضروری می­باشد. او در همین راستا مفهوم امنیت اجتماعی را بیان می­کند. مولار تأکید دارد که امنیت اجتماعی را به عنوان یک مفهوم فرضی برای هر جمع انسانی به کاربرد و آن را عبارت می­داند از قابلیت حفظ شرایط قابل پذیرش داخلی،برای تکامل الگوهی سنتی زبان، فرهنگ، انجمن­ها، مذهب، هویت ملی و رسوم. بدین ترتیب امنیت جوامع آشکارا با امنیتسیاسیپیونددارد امامجزاازآناست. امنیتسیاسیبهثباتسازمانیکشورها،نظام­هایدولتوایدئولوژی­هاییکهبهدولت­هاوحکومت­هامشروعیتمی­بخشد،مربوط می­شود اما امنیت اجتماعی به بقای گروه­هایی توجه دارد که به جهت اشتراک اعضای آن در اندیشه، احساس و اعمال، کلیت یکپارچه­ای را تشکیل می­دهند که از آن به عنوان هویت یاد می­شود.»( بیات،1388: 84-83). در جهان امروز، مرزهای دولت و جامعه به ندرت قرینه و منطبق بر هم هستند. بنابراین، کلید تقرب به جامعه ایده­ها و کردارهایی است که افراد را به عنوان اعضای یک گروه اجتماعی معرفی می­کند. جامعه شامل هویت و ذهنیت فردی اجتماعات و آن افرادی است که خود را به عنوان اعضای یک اجتماع یا جامعه خاص می­شناسد. این امر باعث می­شود که امنیت اجتماعی به عنوان امنیت جامعه یا گروه­ها و جمع­های شکل­دهندة جامعه درک و فهم شود. مولار در پاسخ به اینکه امنیت برای چه کسی و در برابر چه چیزی؟ امنیت را به سه شکل امنیت ملی، امنیت انسانی و امنیت اجتماعی تقسیم می­کند. « از نظر او در امنیت ملی، مرجع امنیت دولت است و تهدیداتی که حاکمیت و قلمرو سرزمینی آن را با خطر مواجه می­سازد، تهدید امنیتی است. در امنیت انسانی، مرجع امنیت، فرد است و هر چیزی را نیز آن شکل از امنیت می­داند که مرجع آن گروه­های اجتماعی است»( غفاری،1390: 121).

 

بوزان[4]

باری بوزان در کتاب خود با عنوان مردم، دولت­ها و هراس مطرح می­کند: از آن جا که جامعه از افراد مختلفی که دارای منافع و مناسبات متفاوتی می­باشند، تشکیل شده­است، پس این افراد در جامعه خود به عنوان منبع ناامنی تلقی می­شوند، به طوری که هر کس به دنبال تأمین منافع خود است اما به تدریج افراد در اثر آگاهی و پی بردن به تهدیدات و منافع ناامنی خود و برای حفظ خویش و دارایی­شان، آماده واگذاری آزادی خود به مرجع مستقلی به نام دولت می­گردند. به تدریج این وضعیت به صورت سازوکاری در می­آید که از طریق آن مردم درصدد دستیابی به سطوح کافی از امنیت در مقابل تهدیدات جامعه می­باشند. براساس این دیدگاه، هر چه یک جامعه دارای دولت و ساختار سیاسی قوی و قدرتمندی باشد، افراد برای تأمین امنیت خود به سازوکارها و ابزارهای اجتماعی متوسل می­شوند، خانواده، ایل، سازمان­های مذهبی و محلی در این گونه جوامع نقش مرکزی پاسخ­گویی به نیازهای امنیتی فرد را بازی می­کنند(آهنگران و دیگران، 1393: 125 –126؛ بوزان، 1378:  86). او امنیت اجتماعی را با توانمندی­ها و ظرفیت­های یک جامعه در جهت حراست و حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب،هویتوعرفملیشاخص­سازیکرده­استوازایننگاه،حراستازعناصراصلیانسجاماجتماعیجامعهراشرطمحققامنیتبرایبقاءواستمرارجامعهدانستهاست.

بوزانبحث خود را در باب امنیت اجتماعی با بیان معنای ارگانیسمی نهفته در این نظریه آغاز می­نماید و بر این عقیده است که زمانی امنیت اجتماعی مطرح است که نیروهای بالقوه یا بالفعل، به عنوان تهدیدی برای هویت افراد جامعه وجود داشته باشد.امنیتاجتماعیازنظربوزان،بهحفظ مجموعویژگی­هاییارجاعداردکهبرمبنایآنافرادخودشانرابهعنوانعضویکگروهاجتماعیقلمدادمی­کنندیابهبیاندیگر،معطوفبهجنبه­هاییاززندگیفردمی­گرددکههویتگروهیراسامانمیبخشد«بوزانبحثخودرابابیانارگانیکینهفتهدراینتئوریآغازمی­کند و معتقد است امنیتاجتماعیبهمقابلهباخطراتیمی­پردازدکهبهصورتنیروهایبالقوهیابالفعلهویتافرادجامعهراتهدیدمی­کنند. امنیتاجتماعیازنظربوزانبهحفظمجموعهویژگی­هاییارجاعداردکهبرمبنایآنخودشانرابهعنوانعضویکگروهاجتماعیقلمداد می­کنند یا به بیان دیگر، مربوط به جنبه­هایی از زندگی فرد می­شود که هویت اجتماعی او را سامان می­بخشند؛ یعنی حوزه­ای از حیات اجتماعی که فرد خود را ضمیر ما متعلق ومنتسبمی­داندودربرابرآناحساستعهدوتکلیفمی­کند،مثلماایرانیان،مازنان،مامسلمانان، ما اعراب و غیره. حال هر عامل و پدیده­ای که باعث اختلال در احساس تعلق و پیوستگی اعضای گروه گردد، در واقع هویت گروه را به مخاطره انداخته و تهدیدی برای امنیت اجتماع محسوب می­شود. بدین جهت است که بوزان مفهوم ارگانیکی امنیت اجتماعی را هویت دانسته و امنیت اجتماعی را مترادف امنیت هویتی تلقی کرده است»( نویدنیا،1382: 65).

  بوزانمنوعیتبهکارگیریزبان،نام­هاولباس­هاازطریقبستنمکان­هایآموزشیودینییاتبعیدوکشتاراعضاییکاجتماعرا،ازجملهعواملیمی­داندکهامنیتاجتماعیراتهدیدمی­نماید. درواقعآنچهباعث می­گردد که گروه اجتماعی سامان گیرد، احساس وابستگی بالاست که میان اعضای گروه وجود دارد و به آنها کلیت یکپارچه­ای می­بخشدکه مبنای تعریف اعضاء از هستی خویش خواهد بود و شناسایی دیگران به عنوان بیگانه و خارجی. « پس گروه اجتماعی آن کلیت خاصی است که به دلیل اشتراک اعضای گروه در اندیشه و باورها، احساسات و عواطف، کردار و اعمال به وجود آمده است و از آن به عنوان ما یاد می­کنند، به طور مثال؛ ما مسلمان­ها، ما زنان و... حال هر عامل و پدیده­ای که باعث اختلال در احساس تعلق و پیوستگی اعضای گروه گردد، در واقع هویت گروه را به مخاطره انداخته و تهدیدی برای امنیت اجتماعی قلمداد می­گردد. بوزان عنصر بنیادی امنیت اجتماعی را هویت دانسته و امنیت اجتماعی را مترادف امنیت هویت تلقی می­نماید. بوزان درک مفهوم امنیت اجتماعی به عنوان امنیت هویت تأکید و یک اشتباه مفهومی درباب کلمةSocietalرا یادآور شده است. به نظر او امنیت اجتماعی نباید با تأمین اجتماعی در نظر گرفته شود؛زیرا تأمین اجتماعی دربارة افراد و به طور گسترده در اقتصاد مطرح است، اما امنیت اجتماعی دربارة جمع­های بشری و هویتشان می­باشد و به سطح افراد و به طور اخص به پدیده­های اقتصادی قابل تقلیل نیست؛ بلکه به سطح هویت­های جمعی و کنش­هایی که به منظور دفاع از هویت ها، با عنوان ما صورت می­گیرد، نظر دارد.» ( بیات،1388: 87-86). 

 

 میتار[5]

 میرانمیتاربرایارزیابیامنیتاجتماعیازمدلسیستماتیکاستفادهمی­کند،دراین مدل، تکیه بر نظریه آنارشیسمی کرده است. او در این مدل مسائل جامعه را بر اساس سطوح متفاوت فرد، گروه، سازمان، اجتماع، جامعه سیستم و فراملی تحلیل کند و از آنارشی ( هرج و مرج) به جای تعادل به عنوان وسیله­ای برای اندازه­گیری حالات نظام استفاده می­کند. « در تئوری آنارشی اجتماعی از شش متغیر کلاناجتماعیناممی­برندکهعبارتندازجمعیت،اطلاعات،فضاء،تکنولوژیسازمان،سطحکیفیزندگی. بنابراینمی­تواناینچنیننتیجه­گیریکردکههرگروهاجتماعیاگرازمیزانجمعیت،اطلاعات،فضاءیاسرزمین،تکنولوژیوسازماندهیبیشتر برخوردار باشد، از امنیت اجتماعی بیشتری نسبت به سایر گروه­ها که بهره کمتری از متغیرهای فوق دارند، برخوردار است. میتار با توجه به پایبندی­اش به تئوری آنارشی اجتماعی بیلی و همچنین در راستای تکمیل آن، متغیری را وارد معادله امنیت اجتماعی می­کند که از آن به عنوان متغیر انحراف نام می­برد. متغییر انحراف شامل همة پدیده­های اجتماعی و فردی ناخواسته و مضر است( مانند اشکال متنوع جرم، آسیب­های اجتماعی، جنگ­های داخلی و بین­المللی و حوادث طبیعی و فنی متنوع)، بنابراین معادلة جدید امنیت اجتماعی که توسط میتار ساخته می­شود، عبارت خواهد بود: (P,I,S,T,O,F=(همة پدیده­های ناخواسته)D+( کیفیت زندگی)L» (مک سویینی،1390: 72). موضوعمهمدرتئوریمیتارآناستکهنظاماجتماعیبهجایآنکهبامعیارتعدلونظمقابلتحلیلباشد،ازطریقآنتروپیتحلیلمی­شود،بهگونه­ایکهبابهحداقلرساندنآنتروپی می­توان بر سطح امنیت اجتماعی تأثیر گذاشت، از جمله نمونه­هایی که توسط این معادله قابل نتیجه­گیری است که کاهش آنتروپی داخلی از خلال کاهش جرائم است. در نتیجه امنیت اجتماعی ( با فرض ثابت بودن آنتروپی خارجی) افزایش می­یابد.

 

 

رفیع پور

رفیع­پور در کتاب توسعه و تضاد می­نویسد: وجود جرم در جامعه سبب ایجاد ناامنی می­شود. هر چقدر میزان جرم و جنایت در یک محیط اجتماعی افزایش یابد، به همان نسبت احساس امنیت اجتماعی کاهش می­یابد، پس از یک سو محیط اجتماعی با میزان جرائم در ارتباط است و از سوی دیگر، میزان جرم رابطه مستقیمی با احساس ناامنی دارد. به این ترتیب در وضعیت عادی، همواره میزانی از آنارشی در شرایط زندگی افراد حاکم است اما در صورتی که کنترل بیرونی( از طریق پلیس و نیروی انتظامی ) افزایش یابد، احتمال جرم در فرد کاهش می­یابد و همین امر موجب کاهش جرائم و به تبع آن افزایش امنیت اجتماعی خواهد شد.بنابراین سازوکار کنترل بیرونی باید دو کارکرد داشته باشد: 1. میزان مجازات برای یک کار خلاف برای شخص خاطی پرهزینه باشد؛2. احتمال کشف خلاف در زمان اجرا و یا بعد از آن( حضور نیروهای کنترل­کننده) باید بسیار زیاد باشد. وجود این دوعامل سبب می­شود تا میزان جرائم کاهش و به تیع آن امنیت اجتماعی در سطح جامعه افزایش یابد( رفیع پور، 1384: 297).

 

 

 

مدل نظری تحقیق

 

 

 

 وضعیت پوشش      نوع دوستان                                           کمبود فضا       هویت         نبود سازماندهی                                          اعتقادات مذهبی          

                                                                       خانواده                  

 

امنیت اجتماعی                                                                                    امنیت فردی

 

 

 

 

امنیت

 

روش تحقیق: روش تحقیق حاضر روشی پیمایشی است. از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است.جامعه آماری مورد نظر ما در این تحقیق زنان  15 تا 64 ساله شهر یاسوج می­باشد. تعداد جامعه آماری بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1395، به تعداد 49237نفر می­باشد. روش نمونه­گیری در این تحقیق با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی ساده است. تعداد نمونه ما در این تحقیق200  نفر می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران این تعداد را به دست آوردیم. با توجه به نتایج آزمون کرونباخ در تحقیق حاضر،اعتبار6/81 درصد می­باشد که از اعتبار بالایی برخوردار است.

جدول شماره (1 ) سن پاسخ­گویان

 

طبق جدول بالا،  14.0 پاسخگویان در گروه سنی 15 – 19 ساله،20.0  درصد گروه سنی 20 – 24 ساله،13.0 درصد گروه سنی 25 – 29 ساله،14.0درصد گروه سنی 30 – 34 ساله،16.0درصد گروه سنی 35 – 39 ساله،6.0 درصد گروه سنی 40 –44 ساله، 8.0درصد گروه سنی 45 – 49 ساله،8.0  درصد گروه سنی 50 ساله و بالاتر قرار دراند.

جدول شماره ( 2 ) وضعیت تأهل

 

 

طبق جدول بالا، 37.0 درصد پاسخگویان مجرد، 45.0 درصد متاهل، و 17.0 درصد قبلا ازدواج کرده­اند.که بیشتر پاسخگویان متاهل هستند

.

جدول شماره ( 3 ) سطح تحصیلات

 

 

بر اساس اطلاعات جدول بالا، 15.0 درصد پاسخ­گویان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و بالاتر، 32.0 درصد کاردانی، 20.0 درصد کارشناسی، 20.0 درصد کارشناسی ارشد و 13.0 درصد دارای مدرک تحصیلی دکتری و بالاتر هستند.

 

 

 

 

جدول شماره ( 4 ) وضعیت شغلی

 

 

 بر اساس جدول فوق 45.0 درصد پاسخ­گویان شاغل و 54.0 درصد بیکار هستند.

جدول شماره (5 ) میزان درآمد

 

جدول بالا نشان می­دهد که 18.0 درصد پاسخ­گویان درآمدی کمتر از 499 هزار تومان دارند، 25.0 درصد بین 500 تا 999 هزار تومان، 25.0 درصد از یک میلیون تا 1.499 هزار تومان، 19.0 درصد 1.500 تا 1.999 هزار تومان و 12.0 درصد درآمدشان دومیلیون و بیشتر می­باشد.

فرضیه اول: به نظر می­رسد بین حجاب زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری رابطه معناداری وجود دارد.

 

با توجه به سطح معناداری به دست آمده (000/0) که کوچکتر از آلفای (005/0) می­باشد و نشان می­دهد که رابطه معناداری بین حجاب زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری

وجود دارد و فرضیه تأیید می­گردد. با توجه به جهت آزمون هرچه زنان با حجاب­تر باشند، به تبع آن امنیت آنان هم افزایش می­یابد.

 

 

فرضیه دوم: به نظر می­رسدبین آرایش کردن زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.

 

با توجه به سطح معناداری به دست آمده (000/0) که کوچکتر از آلفای (005/0) می­باشد و نشان می­دهد که رابطه معناداری بین آرایش کردن زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری

وجود دارد و فرضیه تأیید می­گردد. با توجه به جهت آزمون،آرایش کردن زنان تأثیری منفی بر امنیت آنان دارد. یعنی هرچه زنان بیشتر خودشان را آرایش کنند، به همان میزان امنیت آنان در فضای عمومی کمتر می­شود.

 

فرضیه سوم: به نظر می­رسد بین شبکه روابط اجتماعی زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

با توجه به سطح معناداری به دست آمده (000/0) که کوچکتر از آلفای (005/0) می­باشد و نشان می­دهد که رابطه معناداری بین شبکه روابط اجتماعی زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری

وجود دارد و فرضیه تأیید می­گردد.

فرضیه چهارم: به نظر می­رسد بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.

با توجه به سطح معناداری بدست آمده (000/0) که کوچکتر از آلفای (005/0) می­باشد و نشان می­دهد که رابطه معناداری بین پایگاه اجتماعی اقتصادی زنان و امنیت آنان رابطه وجود دارد و فرضیه تأیید می­گردد.

 

فرضیه پنجم: به نظر می­رسد بین میزان دینداری زنان و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.

 

با توجه به سطح معناداری به دست آمده (000/0) که کوچکتر از آلفای (005/0) می­باشد و نشان می­دهد که رابطه معناداری بین میزان دینداری زنان و و امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری

وجود دارد و فرضیه تأیید می­گردد.

 

رگرسیون

تحلیل رگرسیون یک روش تحلیل داده­هاست که در آن ارتباط میان متغیرها به شکل معادله­ای که آن را معادله رگرسیون می­نامند، نشان داده می­شود که فرمول آن Y=f(X) است. این فرمول به این صورت خوانده می­شود« Y تابعی است از X »، یعنی مقادیرY را می­توان برحسب تغییرات مقادیرXبیان کرد. به عبارت دیگر، می­توانیم بگوییم کهXباعث به وجود آمدنY می­شود. « تحلیل رگرسیون» روش تعیین تابع مشخصی است کهY را بهX مربوط می­سازد. برحسب میزان پیچیدگی رابطه تحت بررسی، تحلیل رگرسیون انواع مختلفی دارد. از جمله، رگرسیون همزمان(ببی، 1390: 992).

رگرسیون هم­زمان در این روش کلیه متغیرها به صورت هم­زمان وارد مدل می­شوند تا تأثیر کلیه متغیرهای مهم و غیر مهم بر متغیر وابسته مشخص گردد. در واقع، در این روش، تمامی متغیرها در یک مرحله به ترتیب حداقل مقدار تولرانس وارد تحلیل می­شوند. (حبیب­پور،  1388: 480)

 

نتایج رگرسیون هم­زمان

  نتایج نشان داده که در مجموع متغیرهای مستقل وارد شده  به رگرسیون (حجاب، آرایش کردن، شبکه روابط اجتماعی، پایگاه اقتصادی اجتماعی، میزان دینداری) 73/ درصد از تغییرات متغیر وابسته  امنیت زنانرا تبیین و پیش­بینی می­نمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه­گیری

اگرجامعه­ایخواهانابقایخوداست،بایدنیازهایاساسیواجتماعیمعینیرابرآوردهکند. شیوه­یبرآوردنایننیازهابرعهده­ینهادهایاجتماعیاست. ازجملهگروه­هاییکهشهردررسیدگیبهحقوقشاناجحافداشتهاست،زنان­اندوبایدبرایزنانبهدنبالایجادفضاهایویژه­یآنهابود. رسیدگیبهنظم،امنیتپارک­هاوفضاهایشهریکهبهویژهبانوانازآنهااستفادهمی­کنند،می­تواندگامیمؤثردرمهیاکردنزمینهبرایمشارکتهرچهبیشترزناندرجامعهباشد.

ﺩﺭﻧﺘﻴﺠﻪﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕجرم­ﺷﻨﺎﺳﻲﺑﻪحقایقی میﺭﺳﻴﻢﻛﻪﺍﺭﺗﺒﺎﻁﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲﺑﺎﺍﻳﻦﻋﻠﻢﺑﻪﻣﻔﻬﻮﻡﺧﺎﺹﺁﻥﻧﺪﺍﺭﺩ: ﺗﺎﺯﻣﺎﻧﻲﻛﻪﺯﻧﺎﻥﺑﻪﺷﺄﻥﻭﺟﻮﺩﻱﺧﻮﺩ بهعنوان «ﻣﺎﺩﺭ»ﭘﻲ ﻧﺒﺮﺩﻩﺍﻧﺪ،ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻱﺍﺯﺭﻭﺍﺑﻂﺟﻨﺴﻲﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉﻛﻪﺁﻥﺭﺍﻋﻨﻮﺍﻥﺑﺨﺸﻲﺍﺯﺣﻘﻮﻕﺧﻮﻳﺶﺗﻠﻘﻲﻣﻲ­ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ،ﺑﺎﺩﺷﻮﺍﺭﻱروبه روﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺭﺍﺑﻄﻪﺍﻱﻛﻪﺑﺮﺍﻱﻣﺮﺩهیچﮔﻮﻧﻪﺗﻌﻬﺪﻱﺍﺯﺣﻴﺚﻫﻤﺴﺮﺩﺍﺭﻱ،ﺗﻌﻠﻖﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲﻭﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱﺭﻭﺍﺑﻂﺍﻳﺠﺎﺩﻧﻜﻨﺪ،ﺩﺭﻫﺮﻣﻮﺭﺩﺍﻣﻜﺎﻥﺩﺍﺭﺩﺑﻪﺧﺸﻮﻧﺖﺟﻨﺴﻲﺑﺪﻝﺷﺪﻩ،ﺁﺛﺎﺭﻧﺎﮔﻮﺍﺭﻱﺭﺍﺍﺯﺣﻴﺚﺭﻭﺍﻧﻲ،ﺟﺴﻤﻲﻭﻗﻮﺍﻱﺟﻨﺴﻲﺑﺮﺍﻱﺳﺮﺍﺳﺮﺩﻭﺭﺍﻥﺯﻧﺪﮔﻲﺯﻧﺎﻥﺑﻪﻫﻤﺮﺍﻩﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎﻳﺪﻗﺒﻮﻝﻛﺮﺩﻛﻪاﻋﺘﻘﺎﺩﺑﻪﺭﺍﺑﻄﻪﺟﻨﺴﻲﺑﺎﻫﺮﻛﺲﻭﺩﺭﻫﺮﺷﺮﺍﻳﻂ،ﺑﻴﺶﺍﺯﺍﻳﻨﻜﻪﺁﺯﺍﺩﻱﻭﺍﻧﺘﺨﺎﺏﺑﺎﺷﺪ،ﺑﺰﻩﭘﺬﻳﺮﻱﻭﻧﻘﺾﺣﻘﻮﻕﺑﺸﺮﺧﻮﻳﺸﺘﻦ است. ﻫﻤﻴﻦﻭﺍﻗﻌﻪﺗﻠﺦ،ﺍﻣﺮﻭﺯﻩﺗﻤﺎﻡﺟﻬﺎﻥﺳﻮﻡﺭﺍﺩﺭﮔﻴﺮﺳﺎﺧﺘﻪﻭﺗﻘﻠﻴﺪﺍﺯﻇﻮﺍﻫﺮﻏﺮﺏ،ﺑﻬﺎﻧﻪﺍﻱ برای خودفروشی شده است( السان، بیتا: 160).

 پژوهش حاضر در مورد بررسی نقش عوامل فردی و اجتماعی زنان در امنیت آنان در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری می­باشد. در لابه لایاین پژوهش، به این نتیجه رسیدیم که عوامل فردی و اجتماعی متعددی می­تواند امنیت زنان را در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری به خطر بیندازد.  در بین این عوامل، در این تحقیق چند عامل فردی و اجتماعی را که امنیت زنان را در مقابل آزارهای جنسی در فضای شهری به خطر می­اندازد، مورد بررسی قرار دادیم.عوامل که در این تحقیق با عنوان فرضیه­های فرعی از آنها نام برده شده است، به این ترتیب هستند: عامل حجاب زنان، آرایش کردن و میزان دینداری به عنوان عامل فردی و شبکه روابط اجتماعی، پایگاه اقتصادی و اجتماعی به عنوان عوامل اجتماعی که امنیت زنان را در فضای شهری به خطر می­اندازد، استفاده شده است.بر اساس تجزیه و تحلیل به دست آمده از داده­ها، چهار فرضیه­ای که در این تحقیق به عنوان فرضیه­های فرعی از آن استفاده شده است با میزان همبستگی متفاوت مورد تأیید قرار گرفتند: فرضیه اول حجاب زنان بود که با  ضریب همبستگی 49.6 درصد مورد تأیید واقع شد که نشان داد حجاب زنان تأثیر زیادی در امنیت آنان دارد.بنابراین زنان می­توانند با پوشش اسلامی – ایرانی مطابق فرهنگ و ارزش­های جامعه خود، میزان امنیت فردی خود را افزایش دهند.فرضیه دوم: آرایش کردن زنان بود که با میزان همبستگی بالایی (56.1) مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین بیشترین تأثیر را آرایش کردن زنان در امنیت آنان دارد. از این رو زنان با کنترل آرایش خود، میزان امنیت خود را افزایش دهند. چنان­چه جامعه­شناسان نیز معتقدند آرایش کردن دیگر خواسته­ای فردی نیست؛ بلکه با افزایش روند روبه رشد آن در بین دختران و زنان جوان، تبدیل به خواستی اجتماعی شده است. همچنین طبق نظر بسیاری از جوانان، زیبایی اولین ملاک انتخاب همسر در ایران امروز است. پس آرایش کردن و زیباتر جلوه دادن روی و موی، امروزه امری اجتناب­ناپذیر شده است، اما افراط و زیاده­روی در این امر، موجب به خطر افتادن امنیت زنان می­شود.فرضیه سوم این تحقیق شبکه روابط اجتماعی زنان می­باشد که با ضریب همبستگی44.2 درصد مورد تأیید قرار گرفته و نتایج نشان داد که این شبکه روابط اجتماعی می­تواند امنیت زنان را به مخاطره بیندازد. چنان­چه گرفتن دوستان ناباب می­تواند آرامش و امنیت را از انسان­ها سلب کند.فرضیه چهارم پایگاه اجتماعی– اقتصادی زنان می­باشد که با ضریب همبستگی 52.3  مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش این فرضیه، از سه سؤال وضعیت شغلی، میزان درآمد و میزان تحصیلات استفاده شده است. ثروت امروزه یکی از مؤلفه­های اساسی برای اشخاص و نمایش خود در جامعه محسوب می­شود. به همین اندازه افراد ثروتمند و طبقات متوسط رو به بالای اقتصادی در جامعه، احتمالی که هر لحظه امنیت آنان به خطر بیفتد، وجود دارد.فرضیه آخر میزان دینداری زنان می­باشد که با ضریب(45.1 درصد ) مورد تأیید قرار گرفت. طبق  مطالعات پژوهشگران میزان دینداری زنان بیشتر از مردان هست و زنان مذهبی­تر از مردان هستند که دلیل مذهبی بودن زنان را ترس و احساس ناامنی اعلام کرده­اند.

 

 

 

 

 

منابع

1-   آهنگران، رسول،مسلم نراقی­منش،حسنعلی پورسلیمانی، محمدتیموری، جواد، (1393)، « تأثیر پایبندی به ارزش­های دینی بر امنیت اجتماعی مطالعه موردی دانش­آموزان دوره اول متوسطه ناحیه چهار شهرستان قم»، فصلنامه دانش انتظامی قم،  سال اول، شماره سوم، زمستان، صص 114 143؛

2-   آزاد ارمکی، تقی، (1389)،نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سروش، چاپ ششم؛

3-   اکبری، رضا وسمانه پاک بنیان، (1391)، «تأثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان( مطالعه موردی محله نارمک و شهرک اکباتان شهر تهران»، نشریه هنرهای زیبا معماری و شهرسازی، دوره 17، شماره2، تابستان، صص 53 64؛

4-   ببی، ارل، (1390)،روش­های تحقیق در علوم اجتماعی،رضا فاضل، جلد دوم، تهران:انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها، مرکز تحقیق و توسعه علوم اسلامی، چاپ هفتم؛

5-   بوزان، باری، ( 1378)، مردم، دولت­ها و هراس، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی؛

6-   بیات، بهرام،(1388)،جامعه­شناسی احساس امنیت، تهران: انتشارات امیرکبیر؛

7-   تازیکی، طلعت، ( 1393)، «عوامل مؤثر بر افزایش احساس امنیت زنان در پارک­های شهر بجنورد»، دانش انتظامی خراسان شمالی، سال یکم. شماره یکم. بهار؛

8-   ﺗــﺄﻣﻴﻦ،ﻣﻠــﻮﻳﻦ، (1381)،ﺟﺎﻣﻌــﻪﺷﻨﺎسی ﻗــﺸﺮﺑﻨﺪیوﻧﺎﺑﺮاﺑﺮیﻫﺎ،ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻋﺒﺪاﻟﺤﺴﻴﻦﻧﻴﻚﮔﻬـﺮ،ﺗﻬﺮان: اﻧﺘﺸﺎراتﺗﻮﺗﻴﺎ،ﭼﺎپﺳﻮم؛

9-   توسلی، غلامعباس، (1390)،نظریه­های جامعه­شناسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، چاپ هفدهم؛

10-          جهانگیری، جهانگیر وابراهیم مساوات،( 1393)، «بررسی عوامل مؤثر بر امنیت اجتماعی زنان»، پژوهش راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، شماره دوم، شماره پیاپی شش، شماره دوم، پاییز و زمستان؛

11-          حسین زاده، علی حسین وزهرا ساده میری، (1390)، «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی، سیاسی بر احساس امنیت( مطالعه موردی شهروندان ایلام)»، فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر،  سال 5، شماره 15، صص 27 54؛

12-          حبیب­پور، کرم و رضا صفری،(1388)، راهنمای جامع کاربرد اس پی اس اس در تحقیقات پیمایشی،تهران: لویه، چاپ پنجم؛

13-          رفیع­پور، فرامرز، ( 1384)، توسعه و تضاد، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ ششم؛

14-          ریتزر،جرج وجیداگلاس گودمن، (1390)،جامعه­شناسیمدرن،ترجمهخلیلمیرزاییوعباسلطفی­زاده،تهران: انتشاراتجامعه­شناسان؛

15-          ریتزر، جورج، (1389)،نظریۀ جامعه­شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی،  تهران: انتشارات علمی، چاپ پانزدهم؛

16-          عسگری، محمود،(1382)، رهیافت­های شناخت­شناسی امنیت، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره دوم، صص 403-383؛

17-          غفاری،غلامرضا،(1390)، سرمایه اجتماعی و امنیت انتظامی، تهران: انتشارات جامعه­شناسان؛

18-          قاسم­زاده، بهنام، عاطفه فتح بقالی، یاسمن رمضانی مقدم،( 1394)، «عوامل مؤثر در احساس امنیت اجتماعی زنان در فضای عمومی شهری( مطالعه موردی پارک ائل گل تبریز)»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال هجدهم، شماره 69، صص 97 136؛

19-          گلی، علی، ( 1392)، «زنان و امنیت در فضای عمومی و شهری (مطالعه موردی پارک آزادی شیراز)»،فصلنامه جامعه­شناسی تاریخی، دوره سوم، شماره دوم،  پاییز و زمستان؛

20-          گیدنز،آنتونی،(1378)،تجدوتشخص،جامعهوهویتشخصیدرعصرجدید،ترجمه ناصرموفقیان،تهران: نشرنی؛

21-          لرنی، منوچهر، ( 1382)، امنیت ملی و دفاع از ارزش­ها، چاپ دوم، تهران: انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ناجا؛

22-     لطفی، صدیقه،رحیم بردی آنامراد نژاد ومحمد ساسانی­پور، ( 1393)، «بررسی احساس امنیت در فضاهای عمومی (مطالعه موردی کلان­شهر شیراز)»،مجله پژوهش و برنامه­ریزی شهری، سال پنجم، شماره 19، زمستان؛

23-     محمدی، جمال ومریم مرادی،( 1392)، «بررسی احساس امنیت زنان در مناطق شهری، نمونه مورد بررسی مناطق 5 و 13 اصفهان»، مطالعات جامعه­شناختی شهری، شماره 9؛

24-     مک سویینی، بیل، (1390)،مقدمه­ای بر جامعه­شناسی امنیت، ترجمه محمد علی قاسمی و محمدرضا آهنی،تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛

25-     میرزایی، محمد، زهرا عبداللهی و خلیل کمربیگی، ( 1390)، «بررسی رابطه میان عوامل اجتماعی و امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار، مورد مطالعه زنان شهر ایلام»، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، صص79 108؛

26-     نراقی­منش، مسلم، (1394)، بررسی تأثیر آموزه­های شیعی بر همبستگی و انسجام اجتماعی، مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه­های (دولتی، آزاد و پیام نور) شهر یاسوج، پایان­نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه­شناسی، دانشگاه قم؛

27-     نویدنیا، منیژه،(1382)،«درآمدی بر امنیت اجتماعی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره اول، صص 76-55؛

28-     همت­زاده، زهرا، (1389)، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خشونت علیه زنان در فضای خصوصی و عمومی شهرستان ارومیه،پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا.

 



[1]. کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه قم

[2]. Giddens

[3].Moller

[4]. Buzan

[5]. mitar

 
منابع
آهنگران، رسول،مسلم نراقی­منش،حسنعلی پورسلیمانی، محمدتیموری، جواد، (1393)، « تأثیر پایبندی به ارزش­های دینی بر امنیت اجتماعی مطالعه موردی دانش­آموزان دوره اول متوسطه ناحیه چهار شهرستان قم»، فصلنامه دانش انتظامی قم،  سال اول، شماره سوم، زمستان، صص 114 – 143؛
آزاد ارمکی، تقی، (1389)،نظریه­های جامعه­شناسی. تهران: انتشارات سروش، چاپ ششم؛
اکبری، رضا وسمانه پاک بنیان، (1391)، «تأثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان( مطالعه موردی محله نارمک و شهرک اکباتان شهر تهران»، نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی، دوره 17، شماره2، تابستان، صص 53 – 64؛
ببی، ارل، (1390)،روش­های تحقیق در علوم اجتماعی،رضا فاضل، جلد دوم، تهران:انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها، مرکز تحقیق و توسعه علوم اسلامی، چاپ هفتم؛
بوزان، باری، ( 1378)، مردم، دولت­ها و هراس، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی؛
بیات، بهرام،(1388)،جامعه­شناسی احساس امنیت، تهران: انتشارات امیرکبیر؛
تازیکی، طلعت، ( 1393)، «عوامل مؤثر بر افزایش احساس امنیت زنان در پارک­های شهر بجنورد»، دانش انتظامی خراسان شمالی، سال یکم. شماره یکم. بهار؛
ﺗــﺄﻣﻴﻦ،ﻣﻠــﻮﻳﻦ، (1381)،ﺟﺎﻣﻌــﻪﺷﻨﺎسی ﻗــﺸﺮﺑﻨﺪیوﻧﺎﺑﺮاﺑﺮیﻫﺎ،ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻋﺒﺪاﻟﺤﺴﻴﻦﻧﻴﻚﮔﻬـﺮ،ﺗﻬﺮان: اﻧﺘﺸﺎراتﺗﻮﺗﻴﺎ،ﭼﺎپﺳﻮم؛
توسلی، غلامعباس، (1390)،نظریه­های جامعه­شناسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، چاپ هفدهم؛
جهانگیری، جهانگیر وابراهیم مساوات،( 1393)، «بررسی عوامل مؤثر بر امنیت اجتماعی زنان»، پژوهش راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، شماره دوم، شماره پیاپی شش، شماره دوم، پاییز و زمستان؛
حسین زاده، علی حسین وزهرا ساده میری، (1390)، «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی، سیاسی بر احساس امنیت( مطالعه موردی شهروندان ایلام)»، فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر،  سال 5، شماره 15، صص 27 – 54؛
حبیب­پور، کرم و رضا صفری،(1388)، راهنمای جامع کاربرد اس پی اس اس در تحقیقات پیمایشی،تهران: لویه، چاپ پنجم؛
رفیع­پور، فرامرز، ( 1384)، توسعه و تضاد، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ ششم؛
ریتزر،جرج وجیداگلاس گودمن، (1390)،جامعه­شناسیمدرن،ترجمهخلیلمیرزاییوعباسلطفی­زاده،تهران: انتشاراتجامعه­شناسان؛
ریتزر، جورج، (1389)،نظریۀ جامعه­شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی،  تهران: انتشارات علمی، چاپ پانزدهم؛
عسگری، محمود،(1382)، رهیافت­های شناخت­شناسی امنیت، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره دوم، صص 403-383؛
غفاری،غلامرضا،(1390)، سرمایه اجتماعی و امنیت انتظامی، تهران: انتشارات جامعه­شناسان؛
قاسم­زاده، بهنام، عاطفه فتح بقالی، یاسمن رمضانی مقدم،( 1394)، «عوامل مؤثر در احساس امنیت اجتماعی زنان در فضای عمومی شهری( مطالعه موردی پارک ائل گل تبریز)»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال هجدهم، شماره 69، صص 97 – 136؛
گلی، علی، ( 1392)، «زنان و امنیت در فضای عمومی و شهری (مطالعه موردی پارک آزادی شیراز)»،فصلنامه جامعه­شناسی تاریخی، دوره سوم، شماره دوم،  پاییز و زمستان؛
گیدنز،آنتونی،(1378)،تجدوتشخص،جامعهوهویتشخصیدرعصرجدید،ترجمه ناصرموفقیان،تهران: نشرنی؛
لرنی، منوچهر، ( 1382)، امنیت ملی و دفاع از ارزش­ها، چاپ دوم، تهران: انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ناجا؛
لطفی، صدیقه،رحیم بردی آنامراد نژاد ومحمد ساسانی­پور، ( 1393)، «بررسی احساس امنیت در فضاهای عمومی (مطالعه موردی کلان­شهر شیراز)»،مجله پژوهش و برنامه­ریزی شهری، سال پنجم، شماره 19، زمستان؛
محمدی، جمال ومریم مرادی،( 1392)، «بررسی احساس امنیت زنان در مناطق شهری، نمونه مورد بررسی مناطق 5 و 13 اصفهان»، مطالعات جامعه­شناختی شهری، شماره 9؛
مک سویینی، بیل، (1390)،مقدمه­ای بر جامعه­شناسی امنیت، ترجمه محمد علی قاسمی و محمدرضا آهنی،تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛
میرزایی، محمد، زهرا عبداللهی و خلیل کمربیگی، ( 1390)، «بررسی رابطه میان عوامل اجتماعی و امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار، مورد مطالعه زنان شهر ایلام»، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، صص79 – 108؛
نراقی­منش، مسلم، (1394)، بررسی تأثیر آموزه­های شیعی بر همبستگی و انسجام اجتماعی، مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه­های (دولتی، آزاد و پیام نور) شهر یاسوج، پایان­نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه­شناسی، دانشگاه قم؛
نویدنیا، منیژه،(1382)،«درآمدی بر امنیت اجتماعی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره اول، صص 76-55؛
همت­زاده، زهرا، (1389)، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خشونت علیه زنان در فضای خصوصی و عمومی شهرستان ارومیه،پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا.